نتيجه انصاف
امام صادق(ع):مَن أَنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ رُضِىَ بِهِ حَكَما لِغَيرِهِ؛
هر كس با مردم منصفانه رفتار كند، ديگران داورى او را مىپذيرند.(تحف العقول ص357)
امام صادق(ع):مَن أَنصَفَ النّاسَ مِن نَفسِهِ رُضِىَ بِهِ حَكَما لِغَيرِهِ؛
هر كس با مردم منصفانه رفتار كند، ديگران داورى او را مىپذيرند.(تحف العقول ص357)
نمونه قرارداد خريد خدمات مشاوره
(موضوع آيين نامه خريد خدمات مشاوره به شماره 193542/ ت 42986 ك مورخ 1388/10/01)
اين قرارداد به استناد قسمت 5 ماده 2 آئين نامه خريد خدمات مشاوره و ماده 24 آيين نامه خريد خدمات مشاوره به شماره 193542/ ت 42986 ك مورخ 1388/10/01 معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري و استعلام قيمت شماره .......... مورخ ........... و مجوز انعقاد قرارداد شماره .......... مورخ ........... في ما بين سازمان.....................................به نشاني :.......................................................................... به شماره اقتصادي ....................................... شناسه ملي ................................................ به نمايندگي آقايان/خانم ها : ............... و ......................... كه در اين قرارداد از اين پس "سازمان" ناميده مي شود از يك طرف و شركت ............................... به شماره ثبتي ..................... و شناسه ملي ............................. و كد اقتصادي ..................................... و با اقامتگاه قانوني به نشاني .................................................................. كه منبعد در اين قرارداد "مشاور" ناميده مي شود از سوي ديگر با شرايط و مشخصات ذيل منعقد مي گردد:
نشاني تعيين شده از سوي مشاور اقامتگاه قانوني ايشان تلقي گرديده و كليه مكاتبات و اخطاريه ها و اظهارنامه هايي كه راجع به اين قرارداد توسط سازمان يا مراجع قانوني و قضايي و ثبتي و ... به نشاني مذكور ارسال شود ابلاغ قانوني تلقي شده و مشاور نمي تواند با عذر عدم اطلاع متعذر گردد مگر اينكه قبلاً تغيير نشاني خود را با ذكر مشخصات كامل به نحوي كه ابلاغ به سهولت ممكن باشد كتباً به اطلاع سازمان رسانده باشد. باشد.
ماده 1- موضوع قرارداد
موضوع اين قرارداد عبارت است از استفاده از خدمات مشاور در خصوص انجام پروژه " ................................................. " طبق چارچوب شرح خدمات پيوست كه جزء لاينفك اين قرارداد ميباشد.
ماده 2- مدت قرارداد
مدت زمان انجام كار .................................. پس از تاريخ صدور قرارداد مي باشد.
ماده 3- مبلغ قرارداد
مبلغ كل قرارداد ................ ريال ( به حروف .......... ريال )مي باشد.
ماده 4 - نحوه پرداخت بهاء قرارداد
4-1- پيش پرداخت قرارداد : با درخواست كتبي مشاور، سازمان مجاز است معادل 25% مبلغ كل قرارداد را به عنوان پيش پرداخت در قبال ضمانت نامه بانكي معتبر و قابل تمديد پس از كسر كسورات قانوني به مشاور پرداخت نمايد. كه از هر صورتحساب مشاور، برابر نسبت مربوطه، پيش پرداخت كسر خواهد شد.
4-2- پرداخت مرحله اول: 25% مبلغ كل قرارداد پس از اتمام انجام خدمات موضوع بخش اول شرح خدمات قرارداد در قبال تسليم گزارش و مستندات مربوطه و تائيد كتبي سازمان، پس از كسر كسورات قانوني پرداخت ميگردد.
4-3- پرداخت مرحله دوم: 35% مبلغ كل قرارداد پس از اتمام انجام خدمات موضوع بخش دوم شرح خدمات قرارداد در قبال تسليم گزارش و مستندات مربوطه و تائيد كتبي سازمان، پس از كسر كسورات قانوني پرداخت ميگردد.
4-4- پرداخت مرحله سوم: 40% مبلغ كل قرارداد پس از اتمام انجام خدمات موضوع بخشهاي سوم و چهارم شرح خدمات قرارداد در قبال تسليم گزارش و مستندات مربوطه و تائيد كتبي سازمان، پس از كسر كسورات قانوني پرداخت ميگردد.
ماده 5- تعهدات مشاور
5-1- مشاور ، متعهد است خدمات خود را طبق اسناد و مدارك قرارداد و با رعايت كامل كليه ضوابط و استانداردها انجام دهد و به تأييد كتبي دستگاه نظارت و تحويل برساند و حقالزحمه خود را دريافت نمايد. همچنين مشاور اعلام مي كند كه داراي توان لازم براي انجام اين خدمات ميباشد. بديهي است در صورت عدم تأييد دستگاه نظارت، مشاور، مستحق هيچگونه حق الزحمهاي نخواهد بود.
5-2- در صورتي كه دستگاه نظارت در هر زماني در طي مدت قرارداد تشخيص دهد كه مشاور تعهدات خود به موجب قرارداد را به طور صحيح و كامل انجام نداده است ، مشاور مكلف خواهد بود پس از ابلاغ مراتب فوراً نسبت به اصلاح عملكرد خود مطابق نظر سازمان اقدام كند.
5-3- تأييد خدمات و تصويب مدارك، گزارش ها و صورتحساب هاي مشاور از سوي ناظر يا سازمان رافع مسئوليت مشاور ناشي از عدم رعايت تعهدات موضوع اين قرارداد يا استانداردها و اصول فني كه بعداً كشف شود نخواهد بود.
5-4- برنامه زماني تفصيلي هر بخش يا قسمت يا مرحله در چارچوب برنامه زماني كلي از سوي مشاور تهيه و پس از ابلاغ قرارداد براي سازمان ارسال شود.در صورت تأييد سازمان، مشاور متعهد است كليه كارها را طبق آن كه جزو لاينفك قرارداد ميباشد انجام دهد و در غير اينصورت هيچگونه پرداختي صورت نخواهد گرفت.
5-5- مشاور تأييد مينمايد كليه هزينههاي ناشي از موافقتنامهها يا تعهدات در مقابل كارمندان خود (اعم از ايراني و خارجي) يا مؤسسات ديگر به عهده خود وي ميباشد.
5-6- مشاور تأييد مينمايد، كليه كساني كه به منظور اجراي اين قرارداد به هر نحو براي وي كار ميكنند تحت حمايت قانوني او قرار داشته و مسئوليت آنها از هر حيث به عهده مشاور ميباشد.
5-7- مشاور تأييد مينمايد كليه اطلاعات، گزارشات، دستاوردها و ... حاصله از انجام اين قرارداد متعلق به کارفرما بوده و مجري حق انتشار آن را ندارد.
5-8- مشاور بايد ليست پرسنل فني خود را که در فعاليتهاي انجام پروژه به طور مستقيم شرکت ميکنند به تاييد سازمان برساند. نيروهاي مزبور هيچگونه رابطه استخدامي و كارگري با سازمان نداشته و مشاور پاسخگوي هرگونه ادعاي احتمالي اشخاص يادشده در مراجع ذيربط مي باشد و سازمان هيچگونه مسئوليتي در اين خصوص ندارد.
5-9- مشاور بايد به منظور اجراي مراحل مختلف اين قرارداد در دفاتر خود به اندازه كافي كاركنان صلاحيت دار داشته باشد.
5-10- كاركنان مشاور مكلف اند در هنگام حضور در محل سازمان جهت انجام امور مربوط به قرارداد، مقررات و ضوابط داخلي سازمان را رعايت كنند و همچنين برنامه ريزي فعاليت هاي خود را مطابق با ساعات اداري سازمان تنظيم نمايد.
5-11- مشاور موظف است نسبت به بيمه كاركنان خود اقدام و سازمان در اين خصوص هيچ مسئوليتي ندارد به همين منظور مبلغ پنج درصد از هر كاركرد به عنوان سپرده بيمه كسر و نزد سازمان سپرده خواهد شد كه پس از ارائه مفاصا حساب بيمه توسط مشاور اين مبلغ عودت داده خواهد شد بديهي است آخرين پرداخت منوط به ارائه مفاصا حساب بيمه مي باشد.
5-12- كارائي و صلاحيت كليه عوامل مشاور بايد مورد تأييد سازمان قرار گيرد همچنين مشاور موظف است هرگونه مداركي را كه سازمان در اين خصوص درخواست نموده ارائه نمايد و حق هرگونه اعتراض را در خصوص عدم موافقت با شروع بكار يا ادامه خدمت برخي از نيروهاي معرفي شده را از خود سلب مي نمايد.
5-13- پرداخت كليه كسورات قانوني از جمله ماليات، عوارض، حق بيمه و ... همچنين كليه حقوق دولتي مربوط به مشاور و كاركنان وي و نيز حقوق گمركي و عوارض مربوط به لوازم و وسايل موردنياز مشاور كه در تاريخ امضاي اين قرارداد برقرار باشد و يا در آينده برقرار خواهد شد به عهده مشاور است.
ماده 6 : تعهدات سازمان
سازمان متعهد مي شود كه در ازاي انجام خدمات موضوع قرارداد، در صورت تأييد دستگاه نظارت نسبت به كارهاي انجام شده توسط مشاور، حق الزحمه مربوطه را طبق اسناد و مدارك قرارداد به مشاور پرداخت كند.
ماده 7- دستگاه نظارت
دفتر ............................. مستقر در ............................. به عنوان دستگاه نظارت و نماينده سازمان ، نظارت بر كيفيت و تأييد كارهاي موضوع قرارداد را عهده دار خواهد بود كه نمايندگان خود را به مشاور معرفي نموده و اين افراد در مدت اجراي قرارداد حق سركشي و بازرسي و كنترل عمليات و اقدامات مشاور را در اجراي تعهدات قراردادي دارد.
ماده 8- برنامه كار و گزارشها
8-1- برنامه کار و زمانبندی انجام پروژه بايد حداکثر ظرف مدت 7 روز پس از ابلاغ قرارداد توسط مشاور تهيه و به سازمان تحويل گردد.
8-2- مشاور موظف است در پايان هر ماه گزارش پيشرفت كار خود را بر اساس برنامه كار در 2 نسخه به منظور دريافت تائيد سازمان به مشاراليه تسليم دارد.
8-3- مشاور موظف است كليه گزارشها، اسناد و مدارك و مطالعات خود را به زبان فارسي تهيه نمايد.
8-4- مشاور متعهد است گزارشها و طرحهاي هر بخش موضوع قرارداد را در 3 نسخه طبق ابعاد استاندارد و نسخه ديجيتال تهيه كرده و به سازمان تحويل دهد.
8-5- مشاور متعهد است به ضميمه گزارشهاي هر بخش خلاصه گزارشي(گزارش مديريتي) از كار آن بخش تهيه و تسليم سازمان نمايد.
8-6- مشاور موظف است در پايان هر مرحله از مطالعات ضمن شرکت در جلسه دفاعيه از آن مرحله، روند انجام و دستاوردهاي آن مرحله را در قالب پاورپوينت ارائه نمايد.
8-7- مشاور موظف است پس از رفع كليه اشكالات و تصويب گزارش نهايي، 3 نسخه گزارش نهايي، مجموعه مدارك و مستندات، 3 نسخه خلاصه گزارش(گزارش مديريتي) و ديسك فشرده فايلهاي مربوطه (كليه شكلها، جدولها، نمودارها، نقشهها، فهرستها، متن اصلي و غيره) را به سازمان تسليم نمايد.
8-8- تصويب گزارشها و مدارك تهيه شده از طرف مشاور بوسيله سازمان رافع مسئوليت مشاور در مورد صحت آنها نبوده و در هر حال مشاور مسئول و جوابگوي نواقص يا اشتباهاتي است كه به علت نقص كارها بعداً مشاهده گردد.
ماده 9– حدود خدمات و تغييرات آن
9-1- سازمان مي تواند حين انجام كار ، خدمات مشاور را در حد متعارف و در چارچوب موضوع قرارداد با رعايت مفاد بند
(9-2) تغيير، افزايش يا كاهش دهد.
9-1-1- در صورتي كه بكار بستن نظر سازمان در حين انجام خدمات يا هنگام بررسي مدارك و گزارش هاي مشاور موجب تغيير مصوبات قبلي و انجام خدمات اضافي شود ، مشاور موظف است بدون دريافت هزينه خدمات اضافي را انجام دهد.
9-2- هرگاه تغييراتي در حدود خدمات موضوع قرارداد ضرورت يابد در هر مورد مشاور مدت و حق الزحمه انجام تغييرات را به سازمان گزارش مي كند. سازمان حداكثر ظرف مدت پانزده (15 ) روز گزارش را از جهت امكان ايجاد تغييرات و مدت و حق الزحمه انجام تغييرات حداكثر تا سقف 25% مبلغ قرارداد بررسي و در صورت موافقت تغييرات را ابلاغ مي نمايد.
9-3- خدمات مربوط به اصلاح مدارك و گزارش هاي مشاور كه ناشي از نقص انجام خدمات موضوع قرارداد باشد، مشمول خدمات اضافي بندهاي 9-1 و 9-2 نمي باشد و هزينه آنها به عهده مشاور مي باشد.
ماده 10- تضمين
10-1- تضمين حسن انجام كار : از هر پرداخت به مشاور مبلغ 10% به عنوان تضمين حسن انجام كار كسر مي گردد كه در انتهاي قرارداد و پس از انجام كامل و بي عيب و نقص موضوع قرارداد با تأييد دستگاه نظارت و در صورت عدم بدهي مشاور مسترد مي گردد.
10-2- تضمين انجام تعهدات : مشاور موظف است يك فقره ضمانتنامه معتبر بانكي قابل تمديد و غير قابل برگشت با مدت اعتبار يك ماه پس از پايان قرارداد معادل 5% كل مبلغ قرارداد را به عنوان تضمين انجام تعهد قرارداد به سازمان تحويل نمايد كه ضمانتنامه مذكور تا پايان مدت قرارداد و تحويل كامل موضوع قرارداد نزد سازمان باقي مي ماند. در صورتيكه مشاور به هر يك از تعهدات خود عمل ننمايد سازمان مي تواند وجه تضمين مذكور را طبق مفاد اين قرارداد به نفع خود وصول نمايد. چنانچه سازمان مطابق مفاد اين قرارداد مبلغي از تضمين انجام تعهدات را برداشت نمايد مشاور ملزم مي باشد ظرف مدت حداكثر 20 روز از تاريخ برداشت نسبت به تكميل آن تا سقف تعيين شده اقدام نمايد.
تبصره 1 : در صورتي كه سازمان خواهان تمديد قرارداد باشد ، يك ماه پيش از پايان مدت موضوع را به مشاور ابلاغ خواهد كرد و مكاتبات لازم با بانك صادر كننده تضمين را جهت تمديد آن انجام خواهد داد. مشاور موظف خواهد بود همكاري لازم در خصوص تمديد تضمين معمول نمايد.
تبصره 2 : در صورتي كه قرارداد به اتمام برسد، مشاور موظف است ضمن ارائه آخرين صورتحساب عودت ضمانت نامه را از سازمان درخواست نمايد. سازمان در صورت تأييد كاركرد و عدم تخلف قراردادي نسبت به آزاد سازي ضمانت نامه اقدام خواهد كرد.
ماده 11: خسارت تأخير
به ازاي هر روز تأخير در تكميل و تحويل هر بخش از موضوع قرارداد با تشخيص سازمان ، معادل يك پانصدم مبلغ كل قرارداد به عنوان تأخير محاسبه و از صورت وضعيت مشاور يا هرگونه مطالبات مشاور كسر خواهد شد.
ماده 12 : منع قانوني
12-1- مشاور رسماً اعلام مي نمايد كه مديران و آن گروه از كاركنان آن كه اجراي وظايف ناشي از اين قرارداد را به عهده دارند مشمول ممنوعيت ناشي از قانون منع مداخله كاركنان دولت در معاملات دولتي مصوب 1337 نمي باشند. مشاور تعهد مي نمايد كه موضوع اين قرارداد يا منافع آن را به هيچ يك از اشخاصي كه در قانون مزبور پيش بيني شده يا از آن قابل استنباط باشد انتقال ندهد يا آنان را به عضويت مشاور نپذيرد در صورت تخلف از مراتب فوق سازمان حق خواهد داشت وفق قانون مزبور با مشاور رفتار نمايد.
12-2- بكارگيري كاركنان شاغل سازمان از سوي مشاور براي انجام خدمات موضوع اين قرارداد ممنوع است.
ماده 13 : موارد فسخ قرارداد و خاتمه دادن به آن
13-1- سازمان علاوه بر اينكه مي تواند در صورت عدم انجام تمام يا قسمتي از تعهدات قراردادي توسط مشاور (با تشخيص خود) بدون فسخ قرارداد نسبت به برآورد و اخذ خسارت مطابق مفاد اين قرارداد اقدام نمايد، در صورت عدم انجام هر يك از مفاد و تعهدات قراردادي يا تخلف از قوانين و مقررات مربوطه به تشخيص سازمان از جمله موارد ذيل سازمان به مشاور اخطار خواهد كرد كه نواقص و معايب كار خود را برطرف سازد و مشاور موظف است كه نواقص و معايب مذكور را ظرف مدتي كه در هر صورت نبايد از دو هفته تجاوز كند مرتفع سازد. در صورتي كه در پايان مدت تعيين شده مشاور مطابق اخطار سازمان عمل نكرده باشد، سازمان حق خواهد داشت بدون احتياج به تشريفات خاص و بدون نياز به مراجعه به مراجع قضائي اين قرارداد را با اخطار كتبي 7 روزه فسخ نمايد. در صورت فسخ، سازمان خسارات وارده ناشي از قصور مشاور در اجراي قرارداد را محاسبه و به نحو مقتضي از تضامين مشاور (در صورت وجود) و يا هر روش ديگر دريافت خوهد كرد.
- عدم بكارگيري عوامل فني، علمي، عملي و تشكيلاتي لازم براي انجام وظايف موضوع قرارداد
- عدم دقت لازم و معمولي در انجام وظايف و خدمات موضوع قرارداد
- به تعويق انداختن كل يا بخشي از تعهدات مشاور بيش از موعد مقرر
- واگذار كردن موضوع قرارداد بدون موافقت كتبي سازمان به اشخاص حقيقي و يا حقوقي ثالث
13-2- به غير از موارد فسخ كه به ترتيب فوق اقدام مي گردد، هرگاه سازمان پيش از اتمام مهلت قرارداد و يا پيش از انجام موضوع قرارداد، بنا به مصلحت خود و يا علل ديگر تصميم به خاتمه قرارداد بگيرد، اين تصميم بايد حداقل 7 روز قبل از تاريخ خاتمه دادن به مشاور اعلام گردد. در اين صورت به ترتيب ذيل عمل مي شود:
13-2-1- سازمان ميزان وجوه مربوط به خدمات و كارهايي كه مشاور تا تاريخ خاتمه دادن قرارداد انجام داده را پس از كسر مبالغي كه بابت اين كارها قبلاً به مشاور پرداخت شده است و ساير كسورات قانوني، محاسبه به مشاور پرداخت مينمايد.
13-2-2- كليه هزينههاي ناشي از موافقتنامهها و تعهدات مشاور در قبال ساير مؤسسات و كاركنان خود مشروط بر اينكه اين هزينه بابت قرارداد سازمان و با تأييد كتبي و قبلي سازمان انجام شده باشد و قبلاً پرداختي بابت آن انجام نشده باشد نيز توسط سازمان محاسبه و به مشاور پرداخت خواهد شد.
ماده 14 : قوه قاهره
در صورت وقوع قوه قاهره خارجي ( حادثه اي غير قابل پيش بيني و غير قابل اجتناب و كنترل ) كه انجام تعهدات قرارداد حاضر را براي يكي از طرفين غير ممكن سازد، طرف ذيربط بايد موضوع را جهت تعيين تكليف به مرجع حل اختلاف موضوع ماده 17 ارجاع نمايد.
ماده 15: انتقال به غير
مشاور حق واگذاري موضوع قرارداد را جزئاً يا كلاً، مشاعاً يا مفروزاً با قرارداد كتبي يا شفاهي و به هيچ شكل اعم از مشاركت، وكالت، نمايندگي، صلح منافع و غيره بدون موافقت كتبي و قبلي سازمان ندارد.
ماده 16 : مالكيت اسناد
تمام مدارك و گزارش هايي كه به موجب اين قرارداد توسط شركت تهيه مي گردند و كليه حقوق مادي و معنوي حاصل از انجام اين قرارداد همه متعلق به سازمان است . مشاور مي تواند با اجازه سازمان يك نسخه قابل تكثير از مدارك و گزارش هاي ياد شده را نزد خود نگهدارد در صورتيكه سازمان اجازه دهد مشاور مي تواند با استفاده از مطالعات انجام شده در قرارداد مقاله هاي علمي را نام خود در سمينارها ، اجلاس ها و نشريات علمي و فني منتشر نمايد.
ماده 17 : حل اختلاف
كليه اختلافات بدواً از طريق مذاكره طرفين حل و فصل خواهد شد و چنانچه مذاكرات منتهي به صورتجلسه عدم حل وفصل اختلافات گرديد. مراتب از طريق مراجع قضايي ذيصلاح حل وفصل مي گردد.
ماده 18 : شمار مواد و نسخه ها
اين قرارداد مشتمل بر 18 ماده و يك پيوست (شرح خدمات) است و در 6 نسخه كه هر يك حكم واحد را دارند تهيه و به امضاي طرفين رسيده و لازم الاجرا مي باشد.
نمايندگان سازمان مشاور
قرارداد واگذاری امور حفاظتی و نگهبانی کارگاه ساختمانی
این قرارداد در تاریخ ................... فیمابین آقای .......................... به نشانی............................................. تلفن .............. که در این قرارداد کارفرما نامیده می شود از یکطرف و آقای ................................. فرزند.............. به شماره شناسنامه .................. صادره از ................. و به نشانی.................................................................................. تلفن ........................................که از طرف دیگر نگهبان نامیده میشود مطابق با شرایط و مشخصات ذیل منعقد و لازم الاجراء میباشد.
ماده 1- موضوع قرارداد:
انجام اقدامات حفاظت فیزیکی (نگهبانی و انتظامات) شبانه روزی كليه مبادی ورود و خروج پروژه ساختمانی کارفرما و نگهداری و حفاظت از اموال موجود در کارگاه و ثبت وقایع، انعکاس گزارشات مربوطه به صورت شفاهی و کتبی به کارفرما.
ماده 2- مدت قرارداد
مدت قرارداد از تاریخ .......................لغايت ........................به مدت 18 ماه كامل می باشد.
ماده 3-مبلغ قرارداد و نحوه پرداخت:
مبلغ قرارداد به ازای هر ماه از قرار داد .................................................................................... می باشد و بدیهی است در صورت فسخ قرارداد از سوی کارفرما برای ماه های باقیمانده از قرارداد مبلغی تعلق نخواهد گرفت.
تبصره 1- کلیه کسورات پیش بینی شده قانونی در موعد مقرر از مبالغ پرداختی کسر و اقدام خواهد شد.
ماده 4- تعهدات کارفرما:
1-4- کارفرما متعهد می شود اطلاعات لازم و شرح وظایف مربوطه را در اختیار نگهبان قرار دهد.
2-4- کارفرما...................باب اتاق و لوازم اولیه را نگهبان تحویل می نماید. کلیه لوازم و وسایل موجود به صورت امانت در اختیار نگهبان است ونگهبان موظف است از آنها به صورت صحیح استفاده و نگهداری نماید.
تبصره 1- هزینه استهلاک لوازم در اختیار نگهبان ، به عهده کارفرما است.
3-4- کارفرما متعهد است برای فسخ قرارداد ، حداقل يك ماه قبل از فسخ موضوع را کتباً به نگهبان ابلاغ نماید.
ماده 5- تعهدات نگهبان
1-5- نگهبان موظف است کلیه لوازم حفاظتی و نگهبانی متعارف لازم از قبیل کفش، لباس فرم، وسایل دفاع شخصی (باطوم، گاز اشک آور، دستبند، سوت نگهبان، بیسیم ارتباطی، پیجر و ....) را راسا تهیه و استفاده کند.
2-5- نگهبان موظف است خدمات موضوع قرارداد را مطابق برنامه زمانبندی مورد تأیید کارفرما انجام دهد.
3-5- نگهبان حق واگذاری موضوع قرارداد را کلاً یا جزاً به اشخاص حقیقی یا حقوقی دیگر ندارد و در صورت وقوع تخلف، کارفرما اختیار دارد رأساً و به صورت یک جانبه قرارداد را فسخ سایر خسارات وارده را از نگهبان دریافت نماید.
4-5- نگهبان موظف است مقررات حفاظت فنی و بهداشت کار را موضوع فصل چهارم قانون کار را رعایت نماید و در صورت تخلف از این تعهد چنانچه به هر نحو ( مستقیم یا غیر مستقیم ) خسارت متوجه کارفرما گردد آن را جبران نماید.
5-5- نگهبان موظف است خود و نیروهای خود را طبق مقررات موجود تحت پوشش بیمه های لازم (حوادث، مسؤلیت و ....) قرار داده و اسناد آن را به کارفرما ارائه نماید. بدیهی است در صورت بروز هر گونه حادثه ناشی از کار که منجر به فوت، نقص عضو، و... شود ، جبران خسارتهای وارده به عهده نگهبان خواهد بود.
6-5- ضمانت حسن رفتار و اخلاق نیروی مربوطه به عهده نگهبان است و در صورت عدم تأیید صلاحیت کاری و اخلاقی و... هر یک از نیروها از طرف کارفرما ، نگهبان موظف است در اسرع وقت نسبت به جایگزینی آنها اقدام نماید.
7-5- نگهبان موظف است کلیه اسرار و اطلاعات شخصی و حرفه ای کارفرما را حفظ نموده و مسؤلیت نگهداری و حفاظت از اموال، تأسیسات، ابنیه و کالاهای موجود را تقبل نماید و در صورت بروز هر گونه خسارت عمدی یا ناشی از سهل انگاری و سرقت نگهبان موظف به جبران خسارت خواهد بود.
8-5- نگهبان موظف است در طول مدت پيمان نسبت به حفاظت و نگهداري مطلوب از فضاي حفاظتي با توجه به شرايط موجود دقت لازم را بعمل آورد و مسؤليت كامل حفاظت و نگهداري اموال، تأسيسات و ابنيه و مستحدثات و كالاها به عهده نگهبان مي باشد.
9-5- نگهبان موظف است كليه ورود و خروج كالاها، خودروها و افراد ساعات اداري و غير اداري كنترل نموده و در دفتر ثبت وقايع گزارش نمايند و از خروج هر گونه كالاي بدون مجوز كتبي جلوگيري نمايند.در صورت عدم رعايت موارد قيد شده كليه خسارات وارده احتمالي از مطالبات نگهبان كسر خواهد شد.
10-5- مسؤليت كامل حفاظت و نگهداري اموال و تأسيسات، ابنيه و كالا به عهده نگهبان بوده و در صورت وارد آوردن هر گونه خسارت عمدي يا ناشي از سهل انگاري و سرقت نگهبان ملزم به جبران خسارت وارده خواهد بود.
11-5- نگهبان موظف است كليه مقررات حفاظت فني و بهداشت كار موضوع فصل چهارم قانون كار را در مورد كاركنان خويش رعايت نموده و در صورت تخلف از اين تعهد چنانچه به هر نحوي مستقيم يا غير مستقيم خسارتي متوجه كارفرما گردد نگهبان موظف به جبران كامل خواهد بود و كارفرما در اين مورد هيچ گونه تعهدي ندارد.
12-5- كاركنان نگهبان هيچ گونه رابطه استخدامي با شركت كارفرما ندارند.
13-5- تامین وسایل ایمنی و حفاظت فردی و رعایت موارد ایمنی بر اساس قوانین کار و مبحث دوازدهم مقررات ملی ساختمان در مورد کار نگهبانی و سایر امور محوله تماما به عهده نگهبان است و کارفرما هیچگونه مسئولیتی در قبال ایمنی نگهبان ندارد. بدیهی است در صورت بروز هر گونه حادثه ناشی از کار که منجر به فوت، نقص عضو، و... شود ، جبران خسارتهای وارده به عهده نگهبان خواهد بود و کارفرما هیچ مسئولیتی در قبال آن نخواهد داشت.
ماده 6- شرایط عمومی نگهبان :
1-6- کارفرما در قبال مطالبات نیروی انسانی در زمینه قانون کار ، قانون تأمین اجتماعی و سایر مقررات و قوانین موجود مسؤلیتي در برابر مرجع نظارت و حقوقی نظیر محاکم قضایی، وزارت کار و امور اجتماعی، سازمان تأمین اجتماعی و سایر مراجع ذیصلاح نخواهد داشت.
2-6- در صورتیکه نگهبان در اجرای تعهد خود از نظر کمی یا کیفی قصور و سهل انگاری داشته باشد و نيز به دليل عدم حضور و يا ترك محل خدمت نيروي انساني مورد لزوم خللي وارد گردد، نگهبان متعهد به جبران کل خسارت های وارده به کارفرما می باشد.
ماده 7- شرايط فسخ قرارداد :
1-7-کار فرما اختیار دارد در مدت قرارداد اقدام به فسخ نماید در این صورت مراتب را 15 روز قبل از اعمال، حق فسخ کتباً به نگهبان اعلام می نماید.
2-7- چنانچه نگهبان به تعهدات خود بر طبق مفاد قرارداد عمل ننمايد و يا عمل نموده مطلوب نظر كارفرما نباشد، كارفرما مي تواند به طور يكجانبه نسبت به فسخ قرارداد اقدام نمايد و كليه خسارات وارده را از محل تضمين و يا ساير مطالبات نگهبان با تشخيص و نظر خود برداشت نمايد. ضمناً تشخيص كارفرما در اين خصوص قطعي بوده و نگهبان حق هر گونه ادعا و اعتراض نسبت به تشخيص مزبور را از خود سلب مي نمايد.
ماده 8- اين قرارداد در.................... ماده، .............. تبصره در دو نسخه تنظيم و پس از امضاء طرفين قرارداد مبادله گرديده كه هر نسخه در حكم واحد است. و طرفين ملزم به رعايت اجراي مفاد آن ميباشند و ضمانت اجراي آن را بر عهده مي گيرند.
کارفرما نگهبان
نام و نام خانوادگی: نام و نام خانوادگی:
محل امضاء محل امضاء
قرارداد واگذاري امور حفاظتي و نگهباني كشتي
(بعنوان حافظ اموال تعرفه شده به مرجع قضايي در اجراي قانون اجراي احكام مدني)
اين قرارداد به استنـــاد ماده 10 قانون مدني و مواد 77 الي 86 قانون اجراي احكام مدني در تاريخ ......................... فيمابين ........................... به نمايندگي آقايان ............................. و ..................................... به شماره ثبت ........................................ و كد اقتصادي ..................... و شناسه ملي .................................. به نشاني ........................................................................................................... تلفن ............. كه در اين قرارداد طرف اول ناميده ميشود از يكطرف و آقاي ..................... فرزند ....................... به كد ملي ........................به شماره شناسنامه ..................صادره از ................... و به نشاني ........................................................................................... تلفن ................................. كه در اين قرارداد، طرف دوم ناميده ميشود مطابق با شرايط و مشخصات ذيل منعقد و لازمالاجراء ميباشد.
ماده 1ـ موضوع قرارداد
انجام كليه اقدامات حفاظت فيزيكي و نگهباني و نگهداري شبانهروزي از يك فروند كشتي ................. به شماره ................. كه از طريق اجراي احكام دادگستري ..................... طي صورتجلسه مورخ ..................... تحويل طرف دوم شده است و نگهداري و حفاظت از اموال موجود در كشتي مذكور، و انعكاس گزارشات مربوطه به صورت شفاهي و كتبي به طرف اول.
ماده 2- مدت قرارداد
مدت قرارداد از تاريخ .......................... لغايت ....................... به مدت .................. ماه كامل ميباشد كه مدت قرارداد در صورت ضرورت و با توافق طرفين قابل تمديد ميباشد.
تبصره: بديهي است چنانچه قبل از انقضاي مدت قرارداد، كشتي موضوع قرارداد از طريق مرجع قضايي فروخته و واگذار شود صرفاً مبلغ قرارداد تا مدت مذكور به تناسب اقدامات طرف دوم، پرداخت خواهد شد.
ماده 3ـ مبلغ قرارداد و نحوه پرداخت
كل مبلغ قرارداد .................................. ريال (به ازاي هر ماه از قرارداد معادل .......................................... ريال) ميباشدكه مبلغ مذكور شامل كليه هزينههاي مربوط به حفاظت از كشتيِ موضوع قرارداد اعم از هزينههاي شخص طرف دوم و پرسنل ايشان و كليه حقوق قانوني آنها و ساير لوازم مربوطه به شرح مندرج در جدول پيوست(كه به رؤيت طرف دوم رسيد و جزء لاينفك قرارداد است) ميباشد.
نحوه پرداخت مبلغ قرارداد(پس از ارائه سفته به ميزان كل مبلغ قرارداد توسط طرف دوم قرارداد) به شرح ذيل ميباشد:
الف: مبلغ ............................... ريال بعنوان پيشپرداخت همزمان با انعقاد قرارداد مطابق با شرايط قرارداد به حساب طرف دوم پرداخت خواهد شد.
ب: مبلغ ............................ ريال يكماه پس از اجراي قرارداد مطابق با شرايط قرارداد به حساب طرف دوم پرداخت خواهد شد. ج: مبلغ ............................. ريال پس از خاتمه قرارداد مطابق با شرايط قرارداد به حساب طرف دوم پرداخت خواهد شد.
طرف دوم متعهد است كليه اسناد و مدارك مربوط به حفاظت و نگهباني و نگهداري كشتي موضوع قرارداد را به طرف اول ارائه نمايد تا طرف اول در زمان لازم اعلامي از سوي مرجع قضايي نسبت به ارائه آنها به مرجع مذكور و مطالبه آنها اقدام نمايد. بديهي است زمان تحويل اسناد و مدارك حداكثر پيش از پرداخت مرحله آخر موضوع بند «ج» اين ماده خواهد بود.
تبصره: كليه كسورات پيشبيني شده قانوني، توسط طرف اول در موعد مقرر از مبالغ پرداختي كسر و اقدام خواهد شد.
ماده 4- تعهدات طرف اول
1-4- طرف اول مطابق صورتجلسه تحويل كشتيِ موضوع قرارداد مورخ ................، نسبت به تحويل كشتي موضوع قرارداد و تمامي لوازم و وسايل داخل آن به طرف دوم اقدام نموده و طرف دوم با امضاي اين قرارداد اقرار به تحويل آنها نموده است. طرف اول اطلاعات لازم و شرح وظايف مربوطه را شفاهاً و برابر اين قرارداد در اختيار طرف دوم قرار داده است.
2-4- لازم بذكر است كشتي موضوع قرارداد و كليه لوازم و وسايل موجود در آن به صورت امانت در اختيار طرف دوم است و طرف دوم موظف است تا زمان مطالبه طرف اول، از آنها به صورت صحيح حفاظت و نگهباني و نگهداري نمايد.
ماده 5- تعهدات طرف دوم
1-5- طرف دوم موظف است كليه لوازم مربوط به حفاظت و نگهباني و نگهداري متعارف لازم كشتيِ موضوع قرارداد از قبيل پرسنل مجرب، عنداللزوم وسايل دفاع شخصي براي پرسنل مذكور، وسايل لازم براي نگهداري كشتي و امثالهم را رأساً تهيه و استفاده نمايد.
2-5- طرف دوم موظف است خدمات موضوع قرارداد را تا پايان مدت قرارداد و يا زمان واگذاري كشتي به ثالث توسط مرجع قضايي قبل از انقضاي مدت قرارداد انجام دهد و تحت هيچ عنوان حق فسخ يكطرفه قرارداد را ندارد.
3-5- طرف دوم حق واگذاري موضوع قرارداد را كلاً يا جزاً به اشخاص حقيقي يا حقوقي ديگر ندارد و در صورت وقوع تخلف، طرف اول اختيار دارد رأساً و به صورت يكجانبه، قرارداد را فسخ و كليه خسارات وارده ناشي از واگذاري غيرمجاز را از طرف دوم مطالبه نمايد.
4-5- طرف دوم موظف است مقررات دريانوردي و ضوابط مربوط به حفاظت و نگهداري كشتي و ضوابط مربوط به حفاظت فني و بهداشت كار موضوع فصل چهارم قانون كار را رعايت نمايد و در صورت تخلف از مقررات و ضوابط يادشده، چنانچه به هر نحو (مستقيم يا غيرمستقيم) خسارت متوجه طرف اول گردد، آن را جبران نمايد.
5-5- طرف دوم موظف است خود و نيروهاي تحت امر خود را طبق مقررات موجود تحت پوشش بيمه حوادث قرار دهد و بديهي است در صورت بروز هرگونه حادثه ناشي از كار كه منجر به فوت، نقص عضو، و ... هر يك از پرسنل تحت اختيار طرف دوم شود، جبران خسارتهاي وارده صرفاً به عهده طرف دوم خواهد بود.
6-5- طرف دوم عنداللزوم نسبت به تحت پوشش بيمه قرار دادن كشتيِ موضوع قرارداد اقدام نمايد كه در صورت بيمه نمودن، هزينههاي مربوط به بيمه توسط طرف اول پرداخت خواهد شد.
7-5- ضمانت حسن رفتار و اخلاق نيروهاي مربوط به حفاظت و نگهداري و نگهباني از كشتيِ موضوع قرارداد به عهده طرف دوم است و در صورت ارائه گزارشي از سوي سازمان بنادر و دريانوردي مبني بر عدم تأييد صلاحيتكاري و اخلاقي و ... هر يك از نيروهاي تحت پوشش طرف دوم، طرف دوم موظف است در اسرع وقت نسبت به جايگزيني آنها اقدام نمايد.
8-5- طرف دوم موظف است كليه اسرار و اطلاعات شخصي و حرفهاي مربوط به پرونده قضايي طرف اول مرتبط با كشتي را حفظ نموده و مسئوليت نگهداري و حفاظت مطلوب از كشتيِ موضوع قرارداد و اموال و تأسيسات موجود در كشتيِ موضوع قرارداد را تقبل نموده و در صورت بروز هرگونه خسارت عمدي يا خسارت ناشي از سهلانگاري و يا سرقت و يا تلف موضوع قرارداد به هر دليل، موظف به جبران خسارات خواهد بود.
9-5- طرف دوم موظف است كليه ورود و خروج كالاها و يا افراد در ساعات اداري و غيراداري به كشتي را كنترل نموده و در دفتر ثبت وقايع گزارش نمايند و از خروج هرگونه وسايل كشتي بدون مجوز كتبيِ مرجع قضايي جلوگيري نمايد. در صورت عدم رعايت موارد قيد شده، كليه خسارات وارده احتمالي از مطالبات طرف دوم كسر خواهد شد و باقيمانده نيز از وي مطالبه خواهد شد.
10-5- كاركنان طرف دوم هيچگونه رابطه استخدامي با سازمان طرف اول ندارند.
ماده 6- شرايط عمومي
1-6- طرف اول در قبال مطالبات نيروي انساني تحت پوشش طرف دوم در زمينه قانون كار، قانون تأمين اجتماعي و ساير مقررات و قوانين موجود مسئوليتي در برابر مرجع نظارتي و حقوقي نظير محاكم قضايي، وزارت كار و امور اجتماعي، سازمان تأمين اجتماعي و ساير مراجع ذيصلاح نخواهد داست.
2-6- در صورتيكه طرف دوم در اجراي تعهدات خود از نظر كمي يا كيفي قصور و سهلانگاري داشته باشد و نيز به دليل عدم حضور و يا ترك محل خدمت نيروي انساني مورد لزوم خللي وارد گردد، طرف دوم متعهد به جبران كل خسارتهاي وارده طرف اول ميباشد.
ماده7 – شرايط فسخ قرارداد
1-7- طرف اول اختيار دارد در مدت قرارداد اقدام به فسخ نمايد. در اين صورت مراتب را پانزده روز قبل از اعمال حق فسخ كتباً به طرف دوم اعلام مينمايد.
2-7- چنانچه طرف دوم به تعهدات خود بر طبق مفاد قرارداد عمل ننمايد و يا عمل انجام شده مطلوب نظر طرف اول نباشد، طرف اول ميتواند به طور يكجانبه نسبت به فسخ قرارداد اقدام نمايد و كليه خسارات وارده را از محل مبلغ قرارداد و يا
ساير مطالبات طرف دوم با تشخيص و نظر خود برداشت نمايد. ضمناً تشخيص طرف اول در اين خصوص قطعي بوده و طرف دوم حق هرگونه ادعا و اعتراض نسبت به تشخيص مزبور را از خود سلب نمود.
3-7- در صورت بروز هرگونه حوادثي كه منجر به تلف كشتيِ موضوع قرارداد شود، طرف دوم متعهد است كليه تدابير حفاظتي و نگهداري و نگهباني را اتخاذ نمايد.
ماده 8- اين قرارداددر 8 ماده و 3 تبصره در 3 نسخه تنظيم و پس از امضاء طرفين قرارداد مبادله گرديده كه هر نسخه در حكم واحد است و طرفين ملزم به رعايت اجراي مفاد آن ميباشند و ضمانت اجراي آن را بر عهده ميگيرند.
طرف اول طرف دوم
جدول هزينههاي مربوط به حفاظت از كشتي توقيف شده
|
رديف |
عنوان |
هزينه يك ماه |
هزينه 2 ماه |
|
1 |
حقوق ماهيانه سه نگهبان |
|
|
|
2 |
حقوق ماهيانه يك نفر ناظر |
|
|
|
3 |
هزينه اياب و ذهاب نگهبانان و ناظر |
|
|
|
4 |
هزينه جاري غذا و ساير هزينههاي پذيرائي |
|
|
|
5 |
هزينه بيمه حوادث سه نگهبان (مجموعي سه ماهه) |
|
|
|
6 |
هزينه اجاره كانكس محل اقامت |
|
|
|
7 |
هزينه تجهيز كانكس |
|
|
|
8 |
حقالزحمه حافظ و هزينه اياب و ذهاب و اسكان و... |
|
|
|
9 |
هزينه تخليه آب كشتي و انتقال آن به خارج از محوطه بندر به ازاء هر وانت تانكر ................. ريال |
|
|
|
10 |
ساير هزينههاي لازم حسب تشخيص حافظ و يا مقام قضايي |
غيرقابل پيش بيني (فاكتور) |
غيرقابل پيش بيني (فاكتور) |
|
جمع كل |
|
||
با عنايت به تبصره «3» قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي (مصوب 24/12/1389) كه مقرر مي دارد:
« تبصره ۳ـ در صورتي كه براساس نظر كارشناسان تصادفات نقص راه يا وسيله نقليه مؤثر در علت تصادفات باشد حسب مورد متصديان ذي ربط، مسؤول جبران خسارات وارده بوده و با آنان برابر قانون رفتار خواهد شد».
و تبصره ذيل ماده (16) قانون بيمه اجباري خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشي از وسايل نقليه (مصوب 25/2/1395) به شرح ذيل:
«تبصره - در صورتي كه حسب نظريه افسران موضوع ماده (۱۷) قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي، نقص راه، وسيله نقليه يا عامل انساني مؤثر در بروز تصادف اعلام شود در صورت اعتراض ذي نفع، موضوع حسب مورد به كارشناس يا هيأت كارشناسان رسمي مستقل در امور مرتبط با موضوع از قبيل راه و مهندسي ترافيك، مكانيك و تصادفات با نظر دادگاه ارجاع مي شود.»
همچنين ماده (143) قانون مجازات اسلامي (مصوب 11/2/1392) كه مقرر ميدارد:
«ماده ۱۴۳ـ در مسؤوليت كيفري اصل بر مسؤوليت شخص حقيقي است و شخص حقوقي در صورتي داراي مسؤوليت كيفري است كه نماينده قانوني شخص حقوقي به نام يا در راستاي منافع آن مرتكب جرمي شود. مسؤوليت كيفري اشخاص حقوقي مانع مسؤوليت اشخاص حقيقي مرتكب جرم نيست.»
موارد ذيل در اين خصوص قابل ملاحظه است:
1- هر چند در تبصره «3» ماده (14) قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي (مصوب 24/12/1389) نظر كارشناسان تصادفات را در تشخيص اوليه علت تصادف ( نقص راه يا وسيله نقليه) ملاك قرارداده است اما به موجب تبصره ذيل ماده (16) قانون بيمه اجباري خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشي از وسايل نقليه (مصــوب29/2/1395) به عنوان قانون مؤخر و آخرين ارادهي قانونگذار، در صورتي كه حسب نظر افسران مـوضوع مـاده (17) قانـون رسيـدگي به تخلفات رانندگي، نقص راه، وسيله نقليه يا عامل انساني مؤثر در بـروز تصادف اعلام شود در صورت اعتراض ذينفع، موضوع حسب مورد به كارشناسي يا كارشناسان رسمي مستقل در امور مرتبط با موضوع از قبيل راه و مهندسي ترافيك، مكانيك و تصادفات با نظر دادگاه ارجاع ميشود.
لذا در مواردي كه حسب نظريه اوليه افسران، نقص راه به عنوان عامل تصادف اعلام شود، ضرورت دارد با توجه به تأكيد مقنن در تبصره ذيل ماده 16 قانون بيمه اجباري خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشي از وسايل نقليه (مصوب 25/2/1395) موضوع ارجاع پرونده به كارشناسان رسمي متخصص در امر راه و مهندسي ترافيك از مرجع قضايي ذيربط درخواست گردد. بديهي است متن درخواست ميبايست متضمن دلايل توجيهي حقوقي و فني و ضرورت ارجاع به كارشناس رسمي تخصصي از جهت انطباق شرايط حادثه با ضوابط و شرايط قانوني مقرر از حيث ابعاد مختلف ناظر بر راه و با لحاظ حفظ حقوق بيت المال باشد.
2- با توجه به اينكه مسئوليت مديران راه در اين خصوص براساس ماده (143) قانون مجازات اسلامي (مصوب11/2/1392) به عنوان نماينده قانوني شخص حقوقي و به تبع مسئوليت شخص حقوقي قابل تصور است، از طرفي مطابق ماده (145) قانون اخيرالذكر تحقق جرايم غير عمدي، منوط به احراز تقصير مرتكب است و براساس تبصره ذيل ماده قانوني مزبور:
« تبصره: تقصير اعم از بياحتياطي و بيمبالاتي است. مسامحه، غفلت، عدم مهارت و عدم رعايت نظامات دولتي و مانند آنها، حسب مورد از مصاديق بياحتياطي يا بيمبالاتي محسوب ميشود.»
بنا به مراتب فوق ضرورت دارد در بحث مسئوليت مديران موضوع اثبات تقصير مدير راه از جهت مصاديق تقصير در انجام وظايف و مسئوليتها و رعايت يا عدم رعايت ضوابط ايمنسازي مقرر و نظاير آن توسط كارشناسان رسمي داگستري مندرج در قوانين صدرالاشاره مورد بررسي و بر همين اساس قابليت انتساب مسئوليتهاي مذكور به مديران راه توسط مرجع قضايي ذيربط مورد رسيدگي قرار گيرد. ضمن اينكه بايد توجه داشت حتي مطابق ماده (295) قانون مجازات اسلامي مستند نمودن جنايت به ترك فعل يا ترك وظيفه فرد منوط به اثبات توانايي فرد در انجام آن وظيفه يا فعل ميباشد كه با توجه به تكليف قانوني يادشده، وظيفه اثبات در مانحنفيه نيز به نظر ميرسد بر عهده مرجع قضايي و از طريق كارشناسان مقرر قانوني باشد.
3- با عنايت به مفاد بند (7- ب) مصوبه شماره 588271 مورخ 6/4/1395 شورايعالي اداري(مصوبه ادغام) كه ساخت و توسعه راههاي روستايي بر اساس سياستهاي كلان و استانداردهاي ابلاغي وزارت راه و شهرسازي بـه شركت ساخت و توسعه زيربناهاي حمل و نقل، منتقل و امور ساخت و توسعه راههاي روستايي در سطح استانها را كماكان بعهده ادارات كل راه وشهرسازي مقرر نموده است، لذا چنانچه صرفاً در مراحل ساخت و يا توسعه راههاي روستايي حادثه اي رخ دهد بدليل عدم قابليت انتصاب تقصير به سازمان، مسئوليتي متوجه سازمان راهداري نميباشد.
4-نظر به اهميت موضوع ميزان تأثير ساير اسباب تصادف (از جمله تقصير راننده كه مطابق ماده (26) قانون رسيدگي به تخلفات رانندگي ميبايست كليه قوانين و مقررات مربوط را رعايت نمايد و تقصير سازنده خودرو كه ممكن است خودرو بدليل نقص فني حتي در راه ايمن و بدون نقص نيز منجر به وقوع حادثه گردد) لازم است در مراحل اعتراض به نظريه كارشناسي و يا لوايح ارسالي به مرجع قضايي موضوع مذكور لحاظ گردد. حسب سوابق، در اكثر قريب به اتفاق تصادفات، نقص راه نه تنها علت تامه وقوع تصادف نميباشد بلكه در مقايسه با ساير اسباب و علل(عوامل انساني و نقص فني) تأثير بسيار كمتري دارد.
5- باعنايت به تجويز قانوني بيمه مسئوليت كاركنان در قبال مسئوليت هاي ناشي از حوادث مزبور به موجب ماده (16) قانون بيمه اجباري خسارات وارد شده به شخص ثالث در اثر حوادث ناشي از وسايل نقليه (مصوب 25/2/1395)، چنانچه مسئوليت مديران و كاركنان ذيربط از طريق شركتهاي بيمه اي، بيمه گرديده است، پس از قطعي شدن آراء، اقدام بر اساس مفاد قرارداد بيمه ضرورت دارد. مضافاً اينكه در اينگونه موارد باتوجه به اينكه جبران كننده خسارت شركت بيمه طرف قرارداد مي باشد، پيشنهاد مي گردد در مراحل رسيدگي قضايي پرونده، هماهنگي لازم با شركت بيمه طرف قرارداد نيز صورت گيرد.
6- براي دستگاههاي دولتي در موارد محكوميت قطعي، لازم است مراتب استمهال زماني موضوع قانون نحوه اجراي محكوميتهاي مالي دولت، همچنين اعمال بند «ج» ماده (24) قانون الحاق موادي به قانون تتنظيم بخشي از مقررات مالي دولت (قانون الحاق 2) از مرجع قضايي ذيربط درخواست گردد.
کارتل
شرکتهایی هستند که در یک رشتهٔ خاص فعالیت میکنند و با حفظ استقلال مالی و حقوقی خود با یکدیگر متحد میشوند و در مورد تقسیم بازار میان خود و حجم تولید و قیمت کالا با یکدیگر به توافق میرسند.هدف کارتلها تسلط بر بازار یک کالای خاص از طریق تضعیف یا از بین بردن رقابت در بازار آن کالا توسط ایجاد انحصار است. نمونه بارز کارتلها از سال ۱۹۳۳ در آلمان و کشورهای اروپای غربی است. به خاطر تاثیر منفی کارتل در از بین بردن رقابت، قوانین ضد ایجاد کارتل در آلمان و برخی کشورهای دیگر بوجود آمد.
یک کارتل بینالمللی عرضهکنندهٔ یک کالای مخصوص در کشورهای مختلف است که اعضاء آن میتوانند شرکتها، سازمانها و یا دولتها در کشورهای مختلف باشند که با توافق بر روی کاهش تولید و صادرات سعی میکنند سود خود را حداکثر کنند. هرچند که در آمریکا ایجاد کارتل ممنوع میباشد و در اروپا نیز بسیار محدود است امّا مقابله با کارتلهای بینالمللی کار راحتی نیست، زیرا این کارتلها زیر نظر قانون هیچ کشوری نیستند.
معروفترین و تاثیرگذارترین کارتل بینالمللی در حال حاضر «سازمان کشورهای صادرکنندهٔ نفت (اوپک)» میباشد که با کنترل تولید و صادرات اعضای خود توانست قیمت نفت را در سالهای ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۴ به چهار برابر قیمت افزایش دهد.مورد دیگر «سازمان حمل و نقل هوایی بینالمللی (یاتا IATA)» که یک کارتل بزرگ خطوط هوایی بینالمللی است که هر ساله خط مشی مربوط به پروازهای بینالمللی را از قبیل کرایهها، سیاستها و مقررات را معیّن میکند.
یک کارتل زمانی موفّق است که فقط تعداد کمی در آن سازمان کالایی ضروری تولید کنند که جانشینی نداشته باشد.اوپک در دهه هفتاد بسیار موفق عمل کرد؛ زیرا برای نفت جانشینی وجود ندارد و تولیدکنندههای آن نیز محدود هستند. وقتی تعداد زیادی عرضهکننده در سطح جهان وجود داشته باشد، مشکل میتوان آنها را در قالب یک کارتل کارآمد سازماندهی نمود. همچنین اگر جانشین مناسبی برای کالای تولیدی کارتل وجود داشته باشد، هر نوع تلاشی به منظور افزایش قیمت از طریق کاهش تولید تنها باعث این خواهد شد که مصرفکنندهها کالای جانشین را خریداری کنند. این مهم علت شکست کارتلهای بینالمللی در تسلط بر بازاهای مواد معدنی (غیر از نفت) و محصولات کشاورزی (غیر از شکر، قهوه، کاکائو و لاستیک) را نشان میدهد.
از آن روی که قدرت هر کارتل بستگی به توانایی آن در محدود کردن تولید و صادرات دارد، هر یک از عرضهکنندگان تمایل دارند خارج از کارتل فعالیت کنند و با توسل به نیرنگ به فروش نامحدود کالا با قیمتی کمتر از قیمت کارتل اقدام کنند. نمونه این واقعه در سال ۱۹۸۰ اتفاق افتاد و در زمانی که قیمت نفت در بالاترین حد خود بود، این قیمت باعث شد که کشورهای غیرعضو مثل انگلیس، مکزیک و نروژ به صورت جدّی در پی اکتشاف نفت باشند. افزایش عرضه نفت در پی کشف منابع جدید و تولید بیشتر، به همراه سیاستهای حفاظت از محیط زیست باعث کاهش تقاضا برای محصولات نفتی شد؛[ در نتیجه قیمت نفت در دهه هشتاد نسبت به دهه هفتاد به شدّت افت کرد. بر اساس پیشبینیهای نظریههای اقتصادی، کارتلها غالباً ثبات ندارند و سرانجام با فروپاشی روبرو میشوند. در صورت موفّقیت نیز کارتل چیزی بیش از انحصارگری که سود خود را حدّاکثر میکند و به زیان رقابت و حقوق مصرفکننده عمل میکند نخواهد بود.
تراست
از اتحاد چند شرکت که کالایی مشابه به هم تولید میکنند و سهم عمدهای از بازار را در اختیار دارند به وجود میآید. تراست سهام شرکتهایی که در آن عضو هستند را به صورت امانت نگه میدارد، امّا مالکیت سهام برای خود شرکتها باقی میماند.امّا شرکتها استقلال مالی، فنی و بازرگانی خود را از دست میدهند و تمام امکانات و قدرت عمل آنها در تراست متمرکز میشود. وظیفه اصلی تراست کنترل امور شرکتهای عضو از طریق کنترل آرای سهامداران آن شرکتها، انتصاب مدیران و اعمال نظارت مرکزی بر امور یکایک آنها است، به نحوی که حداکثر سود تراست حاصل شود و در نهایت این سود میان اعضا تقسیم گردد.
وقتی تراستها اتحادیه تشکیل دهند به آن اتحادیه کنسرن گفته میشود. این واحدهای اقتصادی بزرگ در کشورهای سرمایهداری از قدرت زیادی برخوردار بودهاند و همیشه عامل تسلط صنعتی، بازرگانی و نظامی بر کشورهای دیگر میباشند. یکی از کنسرنهای بزرگ در آمریکا شرکت جنرال موتورز است که از ادغام واحدهای خودروسازی و کارخانههای ذوبآهن و تهیه فولاد و مؤسسات لاستیکسازی بی.اف.گودریچ و جنرال تشکیل شدهاست و حتّی منابع مالی مورد نیاز خود را از طریق بانکهای وابسته به خود تأمین میکند. انگلیس نیز تا پیش از جنگ جهانی دوم با استفاده از دو تراست نفتی خود ٬ شرکت نفت ایران و انگلیس و شرکت رویال داچشل با اینکه حتّی یک حلقه چاه نفت در خاک خود نداشت، دومین تولیدکنندهٔ نفت در سطح جهان بهشمار میرفت.ژاپن نیز به تحریک سه تراست بزرگ خود یعنی میتسویی که کنترلکننده بیش از ۵۰٪ تجارت خارجی ژاپن بود و میتسوبیشی و مانیگو که در ارتش و دولت نفوذ زیادی داشتند، وارد جنگ جهانی دوم گردید.در آلمان نیز هیتلر با حمایت شش کنسرن بزرگ که کلاً ۹۸٪ تولید چدن و ۸۵٪ تولید فولاد آلمان را در اختیار داشتند، جنگ جهانی دوم را آغاز کرد.
با این رویه رقابت در کشورهای سرمایهداری تبدیل به انحصار گردید و برای مقابله با تراست باید قوانینی ضدّ انحصار به وجود میآمد٬ که یکی از معروفترین این قوانین «قانون ضد تراست شرمن» میباشد که در سال ۱۸۹۰ در آمریکا به تصویب رسید.
وقتی راه رفتن آموختی، دویدن بیاموز
و دویدن که آموختی ، پرواز را
------------ --
راه رفتن بیاموز، زیرا راه هایی که می روی جزیی از تو می شود و سرزمین هایی که می پیمایی بر مساحت تو اضافه می کند
------------ --------- -
دویدن بیاموز ، چون هر چیز را که بخواهی دور است و هر قدر که زودباشی، دیر
------------ --------- --
و پرواز را یاد بگیر نه برای اینکه از زمین جدا باشی، برای آن که به اندازه فاصله زمین تا آسمان گسترده شوی
------------ --------- --
من راه رفتن را از یک سنگ آموختم ، دویدن را از یک کرم خاکی و پرواز را از یک درخت
------------ ---------
بادها از رفتن به من چیزی نگفتند، زیرا آنقدر در حرکت بودند که رفتن را نمی شناختند
------------ --------- -
پلنگان، دویدن را یادم ندادند زیرا آنقدر دویده بودند که دویدن را از یاد برده بودند
------------ --------- --------
پرندگان نیز پرواز را به من نیاموختند، زیرا چنان در پرواز خود غرق بودند که آن را به فراموشی سپرده بودند
------------ --------- --------
اما سنگی که درد سکون را کشیده بود، رفتن را می شناخت
کرمی که در اشتیاق دویدن سوخته بود، دویدن را می فهمید
و درختی که پاهایش در گل بود، از پرواز بسیار می دانست
------------ --------- ---
آنها از حسرت به درد رسیده بودند و از درد به اشتیاق و از اشتیاق به معرفت
------------ --------- ------
وقتی داری در دریای زندگی سفر میکنی ..از طوفان ها و امواج نترس
بگذار تا از تو بگذرند ..تو فقط به سفرت ادامه بده و استقامت داشته باش
همیشه به خاطر داشته باش ..دریای آرام ناخدای با تجربه و ماهرنمی سازد
------------ --------- -------
جایی در قلب هر انسان وجود دارد که در آن افکار تبدیل به آرزو میشوند و آرزوها به اهداف بدل می گردند
------------ --------- --------- -----
جایی که در آن هر غیر ممکنی ؛ممکن می شودتنها اگر به هدف هایمان ایمان داشته باشیم
------------ --------- -------
چند چیز هست که برای یک زندگی شاد و موفق به آن نیاز داریم
..اعتقادات..اهداف و آرزوها ..عشق ..خانواده و دوستان
------------ --------- --------- --
و از همه مهم تر اعتماد به نفس
خودت را باور داشته باش
کوروش کبیر
۱-چه چيز از آسمان عظيم تر است؟
۲-چه چيز از زمين پهناورتر است ؟
۳-چه چيز از كودك يتيم ناتوان ترد است؟
۴-چه چيز از آتش داغ تر است؟
۵-چه چيز از زمهرير سرتر است؟
۶-چه چيز از دريا بي نياز تر است؟
۷-چه چيز از سنگ سخت تر است؟
علي(ع) فرمود:
1- تهمت به ناحق از آسمان عظيم تر است.
2- حق از زمين وسيع تر است.
3- سخن چيني شخص نمّام از كودك يتيم ضعيف تر است.
4- آز و طمع از آتش داغ تر است.
5- حاجت بردن به نزد بخيل از زمهرير سرد تر است.
محكوميت
قطعي كيفري در جرايم عمدي
ماده 62 قانون مجازات اسلامي ـ محكوميت قطعي كيفري در جرايم عمدي به شرح ذيل
، محكوم عليه را از حقوق اجتماعي محروم مي نمايد و پس از انقضا مدت تعيين شده و
اجراي حكم رفع اثر مي گردد :
1 ـ محكومان به قطع عضو در جرايم مشمول حد ، پنج سال پس از اجراي حكم .
2 ـ محكومان به شلاق در جرايم مشمول حد ، يك سال پس از اجراي حكم .
3 ـ محكومان به حبس تعزيري بيش از سه سال ، دو سال پس از اجراي حكم .
تبصره 1 ـ حقوق اجتماعي عبارتست از حقوقي كه قانونگذاري براي اتباع كشور جمهوري
اسلامي ايران و ساير افراد مقيم در قلمرو و حاكميت آن منظور نموده و سلب آن به
موجب قانون يا حكم دادگاه صالح مي باشد از قبيل :
الف ـ حق انتخاب شدن در مجالس شوراي اسلامي و خبرگان و عضويت در شوراي نگهبان و
انتخاب شدن رياست جمهوري .
ب ـ عضويت در كليه انجمنها و شوراها و جمعيتهايي كه اعضاي آن به موجب قانون انتخاب
مي شوند .
ج ـ عضويت در هياتهاي منصفه و امنا .
د ـاشتغال به مشاغل آموزشي و روزنامه نگاري .
هـ ـ استخدام در وزارتخانه ها ، سازمانهاي دولتي ، شركتها ، موسسات وابسته به دولت
شهرداريها ، موسسات مامور به خدمات عمومي ، ادارات مجلس شوراي اسلامي و شوراي
نگهبان و نهادهاي انقلابي .
و ـ وكالت دادگستري و تصدي دفاتر اسناد رسمي و ازدواج و طلاق و دفتر ياري .
ز ـ انتخاب شدن به سمت داوري و كارشناسي در مراجع رسمي .
ح ـ استفاده از نشان و مدالهاي دولتي و عناوين افتخاري .
تبصره 2 ـ چنانچه اجراي مجازات اعدام به جهتي از جهات متوقف شود در اين صورت آثار
تبعي آن پس از انقضاي هفت سال از تاريخ توقف اجراي حكم رفع مي شود .
تبصره 3 ـ در مورد جرايم قابل گذشت در صورتي كه پس از صدور حكم قطعي با گذشت شاكي
يا مدعي خصوصي اجراي مجازات موقوف شود اثر محكوميت كيفري زايل ميگردد .
تبصره 4 ـ عفو مجرم موجب زوال آثار مجازات نمي شود مگر اين كه تصريح شده باشد .
تبصره5 ـ در مواردي كه عفو مجازات آثار كيفري را نيز شامل مي شود همچنين در آزادي
مشروط ، آثار محكوميت پس از گذشت مدت مقرر از زمان آزادي محكوم عليه رفع ميگردد
..الحاقی مطابق قانون اصلاح دو ماده و الحاق يك ماده و يك تبصره به قانون مجازات اسلامي مصوب77
قانون تعريف محكوميت هاي موثر در قوانين جزايي
ماده واحده :
مراد از محكوميت هاي موثر كيفري مذكور در قوانين جزايي مصوب مجلس شوراي اسلامي عبارت است از :
الف- محكوميت به حد.
ب- محكوميت به قطع نقص عضو.
ج- محكوميت لازم الاجرا به مجازات حبس از يك سال به بالا در جرائم عمدي
د- محكوميت به جزاي نقدي به مبلغ دو ميليون ريال و بالاتر.
ه-
سابقه محكوميت لازم الاجرا دو بار يا بيشتر به علت جرم هاي عمدي مشابه با هر ميزان
مجازات .
جرم هاي سرقت ، كلاهبرداري ، اختلاس ، ارتشا، خيانت در امانت جز جرم هاي مشابه
محسوب مي شوند
جرايم عمدي
جرايم عمدي جرايمي هستند كه مجرم با قصد منجز مجرمانه يعني با تمايل و خواستن
انجام عملي كه قانون آن را منع كرده است و يا ترك فعلي كه به موجب قانون ممنوع شده
بدان مبادرت مي ورزد ، به عبارت ديگر عنصر رواني جرم در اينگونه جرائم همان قصد
مجرمانه است كه مي تواند شاخص عمد در ارتكاب بزه باشد. .
مقدمه
امروزه با پیشرفت جوامع و به کارگیری تکنولوژی مدرن در مراودات اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و ... ، طبقه ی تجار که بیشتر عنوان اقتصادی دارند تا اجتماعی ، در تحولات بی سابقه صنعتی نقش بسزایی دارند . چرا که تجار عمدتاً واسطه تولید کنندگان و مصرف کنندگان هستند و اصولاً نقشی اساسی را ایفا می کنند . با توجه به این که شیرازه ی کار تجاری خصوصاً در جامعه امروزی بر 3 اصل سرعت در تصمیم گیری ، سهولت در گردش سرمایه و امنیت در سرمایه گذاری استوار است ، 3 اصلی که تا حدی با هم متعارض هستند و تا حدودی جمع کردن بین آن ها و به دست آوردن حد وسطی در این رابطه دشوار است ، چرا که امنیت در سرمایه گذاری و اطمینان از برگشت آن مستلزم رعایت تشریفات خاص مِن جمله تنظیم اسناد حقوقی معتبر و در اختیار گرفتن تضمینات کافی است که این امر با سرعت در تصمیم گیری و سهولت در گردش سرمایه تا حدودی ناسازگار است و از طرف دیگر سرعت و فوریت در به کارگیری سرمایه ممکن است حتی به از دست دادن سرمایه منجر شود .
و با توجه به این که طبقه تجار بیشتر نقش واسطه معاملات را ایفا می نمایند و به نوعی چون مالکیت کالا و محمولات تجاری برای آن ها مفهومی ندارد و صرفاً به میزان سود کسب شده در معاملات می نگرند ، به این نتیجه می رسیم که این طبقه به علت ضروریات موجود در زمینه برطرف سازی نیازمندی های جامعه ، از یک طرف و رسیدن به هدف اصلی خود یعنی کسب درآمد مناسب، نیازمند قواعد خاص خود می باشند که معمولاً دولت ها توجه ویژه ای به آنان نموده و قواعد خاص تجاری را وضع می نمایند . در کشور ما نیز در کنار قواعد دست و پاگیر مدنی که هدفش حمایت از مالکیت اشخاص و حفظ سرمایه می باشد حقوق تجارتی وضع شده که توجهش بیشتر معطوف به تسهیل گردش ثروت همراه با اطمینان خاطر تجار است ، باز در خود این قانـون تــوجه ویــژه ای به
اسناد تجارتی که به نوعی نقش ثالث را در معاملات تجاری ایفا می نمایند ، شده است اسناد تجارتی با توجه به ویژگی های خاص خود امروزه دوشادوش تجار در گردش سرمایه نقش اساسی را ایفا می نمایند ، تا جایی که Vivante دانشمند ایتالیایی می گوید : « اسناد تجارتی مجموعه اوراقی است که تحت قوانین و مقررات خاص خود بر پهنه وسیع اموال منقول و غیر منقول به عنوان ثروت جامعه گردش می کنند و عملیات اقتصادی مختلف را میسر می سازند و ثروت های جدید یا ترکیب های نوین ثروتی را به وجود می آورند . »
این ابزار مهم و اساسی در معاملات تجاری در اکثر اوقات بر طبق قواعد خاص خود جهت تسهیل و سرعت در امور تجاری از یک طرف و اطمینان تجار از حفظ سرمایه خود از طرف دیگر با عملیاتی چون ضمانت ، ظهرنویسی و . . . اعتبار بیشتری کسب نموده و امنیت روانی و مالی را بر جامعه تجاری حاکم می نماید .
لذا با توجه به این که قوانین وضع شده در این زمینه در برخی موارد سکوت داشته و نیازمند این است که علمای حقوق با تفاسیر درست طوری این خلأهای قانونی را پر نمایند که امنیت کامل را بر جامعه تجارتی حاکم نموده و موجبات سرعت در این معاملات را نیز فراهم نمایند . از جمله مواردی که قانون تجارت ما در آن سکوت دارد و به نوعی در معاملات تجاری خصوصاً دو موضوع امنیت و سرعت تأثیر بسزایی دارد این است که صرف امضای پشت سند تجاری بدون درج نوشته یا علامتی که دلالت بر قصد امضاء کننده داشته باشد بر چه عمل حقوقی حمل می شود . امری که در آن اختلاف نظر وجود دارد ، عموماً اختلاف حقوقدانان بین ضمانت و ظهرنویس است و می دانیم که حمل بر هر کدام از این دو موضوع نتایج و آثار متفاوتی به ویژه در زمینه میزان مسئولیت امضاء کننده ، اعتبار سند و سهولت پرداخت آن و . . . خواهد داشت . در این مقاله نظر بر این است که پس از تشریح ماهیت این دو موضوع ( ظهرنویسی و ضمانت ) آراء و نظـریات مختلف در رابطـه با حمـل امضای صرف بر هر کدام بررسی شده و در نهایت در قسمت نتیجه نظر معقول و قانونی که تأثیرات منفی آن در معاملات تجاری که با اسناد سر و کار دارند کمتر باشد بیان خواهد شد .
فصل اول:ظهرنويسي
بخش اول:معنا ومفهوم ظهرنويسي
بخش ئوم:شرايط ظهرنويسي
بخش سوم:انواع ظهرنويسي
بخش چهارم:حقوق وتكاليف ظهرنويس
بخش اول: معنا و مفهوم ظهرنویسی
ظهرنویسی وسیله ای برای انتقال سند تجاری می باشد ، ظهر لغتی عربی و به معنی پشت می باشد و ظهرنویسی به معنی پشت نویسی است . در اصطلاح ظهر نویسی عبارتست از: امضاء نمودن پشت سند تجاری به منظور انتقال که ممکن است این امضاء توأم با نوشتن عبارتی که همان قصد طرف از امضاء است باشد .
البته در تعریف ظهرنویسی و معنای آن نظریات مختلف است و بعضی صاحب نظران قیوداتی را در تعاریف خود وارد نموده اند که به نظر می رسد این قیودات در قانون تجارت الزامی نبوده ، هر چند رعایت آن بهتر است . به عنوان مثال آقای دکتر صفری در کتاب حقوق تجارت 3 خود ظهرنویسی را این چنین تعریف می کند : « ظهرنویسی عبارتست از نوشتن و امضاء جریان انتقال برات در پشت سند با قید تاریخ به حروف و اسم کسی که برات به او انتقال داده می شود »[1] این در حالی است که در ماده ی 246 قانون تجارت آمده است که : « ظهرنویسی باید به امضای ظهرنویس برسد . ممکن است در ظهرنویسی ، تاریخ و اسم کسی که برات به او انتقال داده می شود ، قید گردد . » که در تعریف اخیرالذکر می بینم با توجه به این که قانون لفظ ممکن است را برای درج تاریخ و اسم انتقال گیرنده آورده است باز ایشان به نوعی با آوردن این دو مورد در تعریف خود ارزشی اساسی برای آن قائل شده است . پس با توجه به اهمیت اسناد تجاری در دنیای امروز و ضروریات نقل و انتقالات این اسناد در جهت تسریع در امور تجاری عمل حقوقی ظهر نویسی از اهمیت زیادی برخوردار است . و قانون تجارت ما نیز صرف امضاء را جهت انتقال کافی دانسته است و در عرف تجاری نیز ظهرنویسی سفید امضاء معمولاً رواج دارد که از آن تحت عنوان سند در وجـه حامـل نیـزتعبیر می کنند . و در نهایت می شود گفت ظهر نویسی عبارتست از عمل حقوقی در جهت انتقال اسناد تجاری که به صرف امضاء دارنده تحقق می یابد ،که ممکن است با درج عباراتی در کنار امضاء قصد طرف از انتقال نیز مشخص شود .
بخش دوم : شرایط ظهرنویسی
مبحث اول : شرایط شکلی ظهرنویسی
الف : امضای ظهرنویس : برخلاف مورد صدور برات ( ماده 223 ق ت ) ظهرنویسی صرفاً با امضای ظهرنویس معتبر است و مهر او موجب انتقال نیست که البته این تفاوت قابل توجیه نیست و دلیل منطقی جهت آن وجود ندارد . وقتی که یک سند می تواند با مهر به وجود بیاید چگونه نمی تواند با همان مهر انتقال یابد .
در ماده 246 ق ت آمده است که « ظهرنویسی باید به امضای ظهرنویس برسد » حال سؤال این است که این عمل حقوقی ( امضاء ظهرنویس ) باید حتماً در پشت سند باشد ؟ به نظر دکتر اسکینی این ظهر نویسی الزاماً باید در پشت ورقه ی سند صورت گیرد .[2] در ماده 3 قانون متحد الشکل ژنو نیز امضای پشت سند را مد نظر قرار گرفته و به نوعی با امضای پشت سند است که ظهرنویسی را تصدیق و آثار ظهرنویسی از قبیل انتقال سند و مسئولیت تضامنی تحقق می یابد . اما به نظرمی رسد هرچند ظهرنویسی به معنای پشت نویسی است اما باید گفت در اینجا عمل حقوقی که توسط دارنده انجام می گیرد مهم است چه در روی برات باشد چه در ظهر برات و عمل ظهر نویسی معمولاً از سایر اعمال حقوقی مشخص و قابل تمیز است . هرچند این نظر با بحث رعایت قواعد شکلی اسناد تجاری متعارض است . البته امضاء روی سند یک تالی فاسد دارد و آن هم این که ظهرنویسی همانند متعهد سمت برات کش را پیدا می کند و نمی توانند از مزایای سند تجاری از قبیل مسئولیت
تضامنی امضاء کنندگان استفاده نمایند و دو نفر بالمناصفه وجه سند تجارتی را بدهکارند . موضوعی که در رویه قضایی آمده است ، شعبه ششم دیوان عالی کشور طی حکم شماره 1481- 23/9/1327 می گوید : « ماده ی 249 ق ت حاکی است که دهنده برات و کسی که برات را قبول کرد ، و ظهرنویس ها در مقابل دارنده برات مسئولیت تضامنی دارند ، و در موردی که دهنده سفته دو نفر باشند نسبت به یکدیگر مسئولیت نخواهند داشت »[3]
سؤال دیگراین است که اگر در پشت سند جای امضاء نبود چاره چیست ؟ در فرانسه در صورت پر شدن پشت سند عمل ظهر نویسی در ورقه ای جداگانه به نام « اَلونژ »[4] که به ورقه ی برات ضمیمه می شود صورت می گیرد و همان اعتبار ظهرنویسی در سند را دارد . حقوق ایران در این زمینه ساکت است و با توجه به این که روش ضمیمه نمودن برگ ثانی را ممنوع نکرده است در جهت تداوم حیات برات و عقیم نماندن آن در زمینه نقل و انتقال به نظر می رسد استفاده از برگ ضمیمه جهت درج امضاء ظهر نویسان بعدی روشی معقول به نظر می رسد ، چرا که نمی شود به صرف پر شدن محل امضاء ظهر نویسیان در برات غیر قابل انتقال بودن برات را تجویز نمود .
ب : درج نام منتقل الیه : برات را می توان به دو صورت ظهر نویسی نمود .
اول : ظهر نویسی به نام شخصی معین که خود دو حالت دارد 1 – ظهرنویسی به نام شخص دارنده مثلاً لطفاً در وجه آقای . . . . . پرداخت شود . 2 – ظهرنویسی به حواله کرد شخص دارنده، مثلاً لطفاً در وجه آقای . . . . . یا به حواله کرد او پرداخت شود ، که البته قانونگذار مورد حواله کرد را نیاورده اما چون منعی ندارد ظهرنویسی به این طریق صحیح است .
دوم : ظهرنویسی سفید امضاء که برات بدون ذکر نام منتقل الیه و با صرف امضاء منتقل می شـود که این هم توسط دارنده به 3 طریق قابل انتقال است :
1 – دارنده می تواند نام خود یا شخص ثالثی را قید کند که اگر نام شخص ثالثی را قید کند در واقع خود را از جرگه مسئولان برات خارج کرده است .
2 – دارنده جدید دوباره ظهرنویسی، امضاء کند که در مقابل دارنده جدید مسئولیت تضامنی دارد .
3 – بدون این که امضاء کند و نام خود را قید کند برات را منتقل می کند که این حالت ظهرنویسی در وجه حامل است . به حکم بند 7 م 223 ق ت صدور برات در وجه حامل صحیح نیست اما ظهرنویسی در وجه حامل در حکم برات سفید امضاء است و مانعی ندارد . در حقوق فرانسه ماده 117 قانون تجارت آن نیز ظهرنویسی در وجه حامل در حکم برات سفید امضاء است ، در ماده 12 قانون متحد الشکل ژنو نیز همین راه حل پیش بینی شده است .
ج : قید تاریخ ظهرنویسی :
همان طور که قبلاً گفته شد طبق ماده 246 قانون تجارت در ظهرنویسی ممکن است تاریخ و اسم کسی که برات به او انتقال داده می شود قید گردد . که این نشان از عدم الزامی بودن درج تاریخ ظهرنویسی است اما باید توجه داشت که درج تاریخ ظهرنویسی فواید بسیاری مِن جمله تشخیص اهلیت ظهرنویس در تاریخ مذکور ، تشخیص تسلسل ظهرنویسان و . . . خواهد داشت . البته اگر ظهرنویس تاریخ مقدمی ( غیر واقعی ) را درج نماید طبق ماده ی 248 قانون تجارت مزور شناخته خواهد شد .
مبحث دوم :
شرایط ماهوی ظهرنویسی :
راجع به شرایط ماهوی قانونگذار ساکت است . ولی باید با توجه به ماده ی 190 قانون مدنی که در باب شرایط عمومی معاملات است لحاظ شود البته اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات هم که برخلاف
حقوق مدنی در حقوق تجارت پذیرفته شده است باید لحاظ شود مثلاً اگر کسی بگوید چک نزد شما دزدی است ، کسی باید تاوان و غرامت را بپردازد که بی احتیاطی کرده است و شخص ثالثی که با حسن نیت چک را گرفته است مسئول نمی باشد . البته اصل غیر قابل استناد بودن ایرادات در این رابطه استثنائاتی دارد مِن جمله در صورتی که ایراد راجع به ترتیبات خود برات باشد مانند اینکه تاریخ مقدمی درج شده باشد ، در صورتی که متعهدان به عدم اهلیت خود استناد کنند و . . .
پس هم ظهرنویس و هم منتقل الیه باید اهلیت داشته باشند و منظور از اهلیت هم اهلیت تمتع است هم استیفا ، همان طور که صغیر نمی تواند اقدام به ظهرویسی چک کند ، تاجر ورشکسته هم نمی تواند چنین عملی را انجام دهد . همچنین اگر ظهرنویسی برای انجام معامله ای حرام صورت گیرد و در ظهرنویسی قید شود آن ظهرنویسی باطل و فاقد اثر است .
بخش سوم :
انواع ظهر نویسی
مبحث اول : ظهرنویسی برای انتقال :
ظهرنویسی ها عموماً جهت انتقال صورت می گیرد . مواد 245 و 247 قانون تجارت نیز از ظهرنویسی برای انتقال سخن به میان آورده است و ظهرنویسی جهت موارد دیگر را استثناء کرده و نیاز به تصریح دانسته است . پس اصل بر ظهرنویسی جهت انتقال است و ظهرنویسی جهت سایر موارد نیاز به تصریح دارد . صدر ماده ی 14 پیمان ژنو هم تصریح می دارد « ظهرنویسی سبب انتقال تمام حقوق ناشی از برات می گردد » . ولی باید این نکته را نیز توجه داشت که ظهرنویسی تنها راه انتقال برات نیست بلکه انتقال برات به راه های دیگر نیز امکان پذیر است مِن جمله :
1 – صرف صدور برات اولین انتقال سند به حساب می آید .
2 – زمانی که پشت نویسی به صورت سفید امضاء باشد ، نخستین انتقال و انتقالات بعدی می تواند
با قبض و اقباض صورت گیرد .
3 – در صورت فوت دارنده ، سند به وارث با کلیه حقوق در این زمینه منتقل می شود .
4 – اگر شرکتی با شرکت دیگر ادغام شود ، شرکت حاصل تمام اموال مِن جمله اسناد تجاری را تملک خواهد کرد .
5 – برات ممکن است از طریق سند رسمی به غیر انتقال یابد . در این حالت منتقل الیه از برات و تضمینات آن استفاده می کند .
ظهرنویسی به منظور انتقال دارای شرایطی در قانون تجارت می باشد که در فصل قبل ( شرایط شکلی و ماهور ظهرنویسی ) به آن اشاره شد .
مبحث دوم:ظهرنویسی برای وکالت: دراین نوع ظهرنویسی ، دارنده ، براتی را به شخص دیگری واگذار می نماید تا به حساب او وجه آن را دریافت کند ، در این شیوه با قید وکالت در ظهرنویسی طرف دارنده بدون از دست دادن مالکیت خود مبلغ برات را توسط دیگری وصول می نماید . البته همان طور که اشاره شد این گونه ظهرنویسی نیاز به قید و تصریح دارد وگرنه حمل بر ظهرنویسی جهت انتقال می شود . در پیمان ژنو نیز این ظهرنویسی آمده است « هنگامی که ظهرنویسی متضمن عبارات وصولی یا به عنوان وکالت یا هر عبارت دیگر که حاکی از وجود نمایندگی است باشد ، دارنده می تواند تمام حقوق ناشی از برات را اعمال نماید . اما در ظهرنویسی آن تنها می تواند به عنوان وکالت در وصول عمل کند .»
چند نکته : باید توجه داشت که در رابطه با ایرادات وارده این ایرادات نسبت به موکل پذیرفته است ولی نسبت به وکیل ایرادات پذیرفته نمی شود . با فوت یا جحر موکل طبق قواعد عام وکالت وکیل منعزل می شود . ظهرنویسی مجدد برات همان وکالت در توکیل است که طبق قانون ایران نیاز به تصریح دارد وگرنه وکیل هیچ حقی نخواهد داشت .
مبحث سوم :
ظهرنویسی برای وثیقه : وقتی که دارنده ی ، برات بخواهد با حفظ مالکیت خود بر سند تجاری ، اعتبار مالی هم کسب کند آن را وثیقه می گذارد . عملی که امروزه در بانکداری ما بسیار رایج است و برخلاف این که قانون تجارت ما ظهرنویسی برای انتقال را مبنا قرار داده است و بیشتر به آن پرداخته است ، در عمل ظهرنویسی ها برای وثیقه انجام می شود . و به نوعی بانک ها با این عمل خود را مالک این اسناد، در مواقعی که شخص وثیقه گذار به تعهد خود عمل نمی کند می دانند . و از این محل تعهد را اجرا می کنند . در رابطه با وثیقه گذاشتن اسناد تجاری که به نوعی رهن محسوب می شود اختلاف نظر هست چرا که طبق ماده ی 774 قانون مدنی مال مرهون باید عین معین باشد و رهن دین و منفعت باطل است و ماده ی 772 همین قانون نیز قبض مال مرهون را شرط صحت رهن تلقی کرده است . و این دو ماده در رابطه با اسناد تجاری تطابق ندارد . البته توجیهاتی جهت صحیح بودن این عمل مِن جمله مصداق ماده 10 قانون مدنی قرار دادن ، در قالب نهاد حقوقی معامله با حق استرداد قرار دادن ، مال اعتباری نامیدن اسناد تجاری و . . . آورده اند اما به علت خلاف نص صریح قانون بودن . عدم قبول ظهرنویسی مشروط و عدم توجه به عین معین بودن مال مورد رهن . . . این توجیهات رد شده است که که نیاز است در قانون تجارت مخصصی برای ماده 774 قانون مدنی وضع شود تا این عرف عملی که خصوصاً در بانک ها بر آن تکیه دارند وجهه قانونی پیدا کند .
بخش چهارم :
حقوق و تکالیف ظهرنویس : در این فصل بنا بر این است که طبق مصرحات قانونی ،حقوق و تکالیف مشخص شده در قانون تجارت برای ظهرنویس را بیان کنیم .
مبحث اول : حقوق ظهرنویس :
1 – حق امتناع از پرداخت : ماده ی 257 ق ت اشعار می دارد « اگر دارنده برات به کسی که قبولی نوشته ، مهلتی برای پرداخت بدهد ، به ظهرنویس ماقبل خود و برات دهنده که به مهلت مزبور رضایت نداده اند حق رجوع نخواهد داشت »
2 – عدم مسئولیت در رابطه با آن مقدار از وجه برات که تأدیه شده : طبق مواد 229 ، 232 و 268 قانون تجارت اگر مبلغی از وجه برات تأدیه شود به همان اندازه برات دهنده و ظهرنویس های برات بری می شوند . و دارنده برات فقط نسبت به بقیه وجه برات می تواند اعتراض کند .
3 – عدم مسئولیت از پرداخت وجه برات در صورت پرداخت به وسیله شخص ثالث : طبق ماده 272 قانون تجارت اگر وجه برات را شخص ثالث از طرف برات دهنده پرداخت نماید تمام ظهرنویس ها بری الذمه می شوند . ولی اگر پرداخت وجه برات از طرف یکی از ظهرنویس ها صورت گیرد فقط ظهرنویس های بعد از او بری الذمه می شوند .
4 – معلق نمودن پرداخت وجه برات به تسلیم مستندات : طبق ماده 250 قانون تجارت ظهرنویس می تواند پرداخت وجه برات را منوط به تسلیم برات ، اعتراض نامه ، صورت حساب متفرعات و مخارج قانونی که باید بپردازد بنماید .
5 – اعطای وکالت در وصول وجه برات : طبق ماده 247 قانون تجارت « ظهرنویسی حاکی از انتقال برات است ، مگر این که ظهرنویس ، وکالت در وصول را قید کرده باشد که در این صورت انتقال برات واقع نشده ، ولی دارنده برات حق وصول ولدی الاقتضاء حق اعتراض و اقامه دعوی برای وصول را خواهد داشت ، جز در مواردی که خلاف این در برات تصریح شده باشد »
که اگر دارنده برات به وکالت در وصول بخواهد اعتراض و اقامه دعوی علیه برات گیر بنماید مشخصاً به نام خود اقامه دعوا می نماید چون با ظهرنویسی ولو به وکالت در وصول باشد قانونگذار او را دارنده برات می شناسد .
6 – حق اقامه دعوی در مواعد قانونی : طبق ماده 249 قانون تجارت در صورت عدم تأدیه وجه برات و اعتراض عدم تأدیه ، ظهرنویسی می تواند به هر کدام از برات دهنده یا ظهرنویس های ماقبل خود ، منفرداً یا به چند نفر ، یا به تمام آن ها مجتمعاً ، رجوع نماید . اقامه دعوی بر علیه یک یا چند نفر از مسئولین تأدیه وجه برات ، موجب اسقاط حق رجوع به سایر مسئولین برات نیست . اقامه کننده ی دعوی ملزم نیست ترتیب ظهرنویسی راحیث تاریخ رعایت کند .
البته اقامه ی دعوی طبق مواد 286 ، 287 ، 288 و 289 قانون تجارت دارای مواعدی است در صورتی که رعایت نشوند به تضییع این حق منجر خواهد شد .
مبحث دوم :
تکالیف ظهرنویس :
1 – مسئولیت تضامنی در مقابل دارنده برات : طبق ماده 249 قانون تجارت : ظهرنویس ها در مقابل دارنده برات ، مسئولیت تضامنی دارند. و دارنده برات در صورت عدم تأدیه وجه برات و واخواست آن ، می تواند به هر یک از آن ها که بخواهد منفرداً یا به چند نفر یا به تمام آن ها مجتمعاً رجوع نماید . اقامه دعوی بر علیه یک یا چند نفر از مسئولین تأدیه وجه برات موجب اسقاط حق رجوع به سایر مسئولین برات نیست و در اقامه دعوی ملزم نیست ترتیب ظهرنویس را از حیث تاریخ رعایت نماید .
2 – معرفی ضامن یا پرداخت وجه برات : طبق ماده ی 237 قانون تجارت اگر بر علیه براتگیری که برات را نکول کرده ، اعتراض نکول به عمل آمده باشد پس از اعتراض نکول به تقاضای دارنده برات ، در مورد براوات به وعده ، ظهرنویس باید ضامنی برای تأدیه وجه برات ، در سر وعده بدهد و در مورد براوات بی وعده ، وجه برات را به انضمام مخارج اعتراض نامه و مخارج برات رجوعی ( اگر باشد ) فوراً تأدیه نماید .
3 – امضـای ظهرنویسی : طبـق مـواد 245 و 246 قانـون تجـارت ، ظهرنویسی وسیله انتقـال بـرات می باشد که بایستی به موجب نوشته ای که مقصود از انتقال برات را برساند در برات نوشته شده و حتماً به امضای ظهرنویسی رسد . در ظهرنویسی ممکن است تاریخ و اسم کسی که برات به او انتقال داده می شود قید گردد . البته طبق ماده ی 248 قانون تجارت هرگاه ظهرنویس در ظهرنویسی تاریخ مقدمی قید کند ، مزوّر شناخته می شود و برای آن در قانون مجازات اسلامی مجازات مشخص شده است پس ذکر تاریخ الزامی نیست اما در صورت آوردن آن نباید تاریخ مقدمی قید کرد چون جرم محسوب و مجازات دارد .
4 – اطلاع داده اعتراض عدم تأدیه به کسی که برات را به او واگذار کرده : طبق ماده ی 284 قانون تجارت « دارنده براتی که به علت عدم تأدیه ، اعتراض شده است ، باید ظرف 10روز از تاریخ اعتراض، عدم تأدیه را به وسیله اظهار نامه رسمی یا مراسله سفارشی دو قبضه ، به کسی که برات را به او واگذار نموده اطلاع دهد . و طبق ماده 285 همین قانون هر یک از ظهرنویس ها نیز باید ظرف 10 روز از تاریخ دریافت اطلاع نامه فوق ، آن را به همان وسیله به ظهرنویس سابق خود اطلاع دهند .
5 – اطلاع دادن اعتراض عدم تأدیه در مورد برات مفقود که از صدور آن اطلاع حاصل کرده : بر طبق مواد 263 و 264 قانون تجارت دارنده برات مفقود شده در صورتی که نتواند بر اساس نسخه، به موجب امر محکمه در اثر امتناع محال علیه از تأدیه وجه برات ، وجه برات را وصول نماید می تواند تمام حقوق خود را به موجب اعتراض نامه محفوظ دارد . صدور این اعتراض نامه در اثر امتناع از تأدیه باید ظرف 10 روز از تاریخ اعتراض به وسیله اظهار نامه رسمی یا مراسله سفارشی دو قبضه از طرف دارنده به کسی برات را به او واگذار نموده است اطلاع داده شود و هر یک از ظهرنویسان نیز باید ظرف 10 روز از تاریخ دریافت این اطلاع نامه آن را به همان وسیله به ظهرنویسی سابق خود اطلاع دهند .
6 – راهنمایی و تفویض اختیار به دارنده برات مفقود برای مراجعه به ظهرنویس ما قبل خود :
صاحب برات مفقوده برای تحصیل نسخه ثانی برات ، باید به ظهرنویسی که بلافاصله قبل از او بوده است ، رجوع نماید . ظهرنویسی مزبور ملزم است به صاحب برات ، اختیار مراجعه ظهرنویس ما قبل خود داده و راهنمایی کند و به همین ترتیب این تسلسل ادامه پیدا کند تا به صادر کننده برسد . از آنجا که مخارج این اقدامات بر عهده ی صاحب برات مفقوده است . ضمانت اجرایی این امر ماده ی 266 قانون تجارت می باشد که اشعار می دارد « ظهرنویس در صورت امتناع از دادن اختیار ، مسئول تأدیه وجه برات و خساراتی است که بر صاحب برات مفقود وارد شده است .
7 – محال علیه برات رجوعی قرار گرفتن : طبق مادتین 298 و 299 قانون تجارت ، دارنده برات اصلی ، پس از اعتراض برای دریافت وجه آن و مخارج صدور اعتراض نامه و تفاوت بین نرخ مکانی که برات اصلی را در آنجا معامله یا تسلیم کرده است و نرخ مکانی که برات رجوعی در آن جا صادر شده است ، می تواند به عهده ظهرنویس برات رجوعی صادر کند .
8 – طرف دعوی قرار گرفتن در مواعد قانونی : طبق مواد 286 ، 287 ، 288 و 289 قانون تجارت اگر دارنده برات مواعد قانونی جهت برات در داخل ایران و یا خارج از ایران را رعایت نماید می تواند به اعتبار مسئولیت تضامنی به ظهرنویسان رجوع نماید و الا پس از انقضای مواعد تعیین شده دعوی دارنده ی برات بر ظهرنویس در محکمه پذیرفته نخواهد شد . البته این یک استثناء هم دارد و آن ماده ی 291 قانون تجارت است که مقررات اگر پس از انقضای این مواعد ( اعتراض ، ابلاغ اعتراض نامه ، اقامه دعوی ) ظهرنویسی با توسل به بهانه هایی از قبیل محاسبه ی حساب یا عنوان دیگر ، وجهی را که برای تأدیه به محال علیه رسانیده بوده ، مسترد دارد ، دارنده برات برخلاف دو ماده ی قبل حق خواهد داشت که بر علیه دریافت کننده وجه اقامه ی دعوی نماید .
فصل دوم
ضمانت
بخش اول :معنا و مفهوم ضمانت
بخش دوم : شرايط ضمانت
بخش سوم : حقوق و تکاليف ضامن
بخش اول : معنا و مفهوم ضمانت
در قانون تجارت ایران بدون این که تعریفی از ضمانت ارائه نماید مواد 402 تا 411 خود را به ضمانت اختصاص داده است ولی در قانون مدنی ماده ی 684 ضمان عقدی را تعریف کرده است : « عقد ضمان عبارتست از این که شخصی مالی را که بر ذمه دیگری است ، به عهده بگیرد . . . » و می بینیم که این ماده ی قانون مدنی با پیروی از فقه امامیه در رابطه با ضمان، اصل نقل ذمه به ذمه را پذیرفته است که به موجب آن و با تحقق ضمان ذمه مدیون اصلی بری و ذمه ضامن اشتغال می یابد . اما در قانون تجارت ایران با نگرش در مواد 249 ، 403 و 404 در می یابیم که اصل ضم ذمه به ذمه پذیرفته شده است یعنی با تحقق ضمان در حقوق تجارت به نوعی مسئولین و متعهدین در مقابل مضمون له بیشتر خواهند شد و بر اعتبار دین در زمینه پرداخت آن افزوده می شود . عقد ضمان را همان طور که گفتیم قانون تجارت ایران تعریف نکرده است اما اساتید حقوق تعاریفی را ارائه نموده اند که ذیلاً به دو مورد از آن اشاره می کنیم :
آقای دکتر جواد افتخاری در کتاب حقوق تجارت 3 خود ضمان را چنین تعریف می کنند : « عقد ضمان عبارتست از این که شخصی مالی را که بر ذمه ی دیگری است ، متضامناً با مضمون عنه در برابر مضمون له بر عهده بگیرد »[5]
همچنین آقای دکتر ربیعا اسکینی در کتاب اسناد تجاری خود تعریف دیگری را ارائه می نمایند : « ضمانت عبارتست از تعهد شخص ثالثی به این که یک یا چند نفر از مسئولین برات در سر رسید ، وجه برات را پرداخت خواهند کرد »[6]
از تعاریف فوق درمی یابیم که ضمانت در جاهایی مطرح می شود که گیرنده برات در مقابل متعهدان آن اطمینان پرداختی ندارند و به نوعی با این عمل بر اعتبار برات افزوده و گردش آن را سهل تر می نماید و امروزه در معاملات و قراردادهایی که اسناد تجاری نقش ایفا می نمایند معمولاً افراد چون طرف خود را به لحاظ اعتبار و توانایی پرداخت نمی شناسند با این عمل حقوقی از طرف افراد معتبر بر وقوع معامله و رسیدن به مقصود خود اطمینان حاصل می نمایند و به نوعی باعث ایجاد آرامش خاطر در معاملات می شود .
بخش دوم : شرایط ضمانت
مبحث اول : شرایط شکلی ضمانت
شکل ضمانت قانون تجارت ایران راجع به صورت ضمانت حکمی ندارد بنابراین با تمسک به قواعد عمومی قراردادها از یک سو و عرف حاکم بر حقوق اسناد تجارتی می توان این نتیجه را گرفت که در حقوق ایران نیز امضای سند توأم با درج عبارتی دال بر ضمانت ( در متن یا ظهر سند ) شرایط صوری ضمانت را محقق می سازد . در صدر ماده 31 کنوانسیون ژنو نیز صرفاً بر عبارت دال بر ضمانت تکیه کرده است و به این که این عمل در متن سند انجام شود یا در پشت آن ( شرایط شکلی ) حساسیتی نشان نداده است .
در مقررات پیمان ژنو ضمانت یا روی برات و یا روی برگ ضمیمه داده می شود ( صدر ماده 31 ) این ترتیب را بعضی دادگاه ها در مورد ظهرنویسی در حقوق خودمان به اجرا در می آورند و در این زمینه حتی حکم دادگاه هم داریم « اگر چه انتقال اسناد تجاری به موجب ماده ی 245 قانون تجارت با ظهرنویسی به عمل می آمد و ش – ح در ورقه جداگانه مبادرت به ظهرنویسی نموده است . لیکن با توجه به ماده 10 قانون مدنی که توافق های مشروع طرفین را نافذ اعلام کرده است و مفاد ماده ی 245 مزبور نیز از نظر دادگاه امری تلقی نمی شود تا نتوان برخلاف آن تراضی نمود . بنابراین دادگاه تعهد و امضای شرکت مزبور را در ورقه ی جداگانه به عنوان ظهرنویسی تلقی می کند ... »[7] پس با فقدان مقررات در این زمینه و سکوت قانون و با توجه به این که در رأی دادگاه فوق الذکر حتی ظهرنویسی که عده ای می گویند باید در پشت سند باشد،رادر ورقه ی جداگانه قبول کرده است پس به طریق اولی ضمانت نیز در ورقه ی جداگانه را باید پذیرفت . در این جا نظر دکتر اسکیـنـی این است که دیگر با این وصف قواعد مدنی حاکم می شود و با توجه به اصل نسبی بودن ، قراردادها فقط میان طرفین ضمانت صحیح است و نمی شود طبق قانون تجارت به سایرین رجوع نمود . البته در این زمینه ضمانت در ورقه ی جداگانه نیز رأیی موجود می باشد « شخصی سفته ای به دیگری داد که در آن تعهد به دادن وجهی شده بود . ثالثی این متعهد سفته را در ورقه ی دیگر تضمین نمود . امضای ذیل این ورقه به حکم ماده ی 1304 ق م در حکم امضای ضامن مذکور در ذیل سفته است و در نتیجه آن متعهد له سفته می تواند دعوی را به طور تضامن اقامه کند . »[8]
قید تاریخ ضمانت نیز شرط صحت آن نیست ولی ممکن است تعیین تاریخ ضمانت در تعیین صحت آثار مؤثر باشد . مثلاً در صورت شک در اهلیت ضامن در زمان ضمانت با تشخیص تاریخ ضمانت ، می شود در صورت عدم اهلیت طبق ماده ی 418 قانون تجارت ضمانت او را باطل ساخت . حال اگر لازم بود که تاریخ تعیین شود چگونه عمل می کنیم ، هرگاه معلوم نباشد که ضمانت برای چه کسی است باید فرض کرد که ضمانت بعد از تاریخ تحقق پیدا کرده که در آن مضمون عنه برات را امضا کرده و در غیر این صورت دادگاه با توجه به اوضاع و احوال و قراین تاریخ ضمانت را مشخص خواهد کرد و در صورت عدم تعیین از این طریق تاریخ صدور برات را باید تاریخ ضمانت تلقی کرد چراکه عقلاً دیگر ضمانت قبل از تاریخ صدور برات نمی تواند صورت گرفته باشد ( البته نظری هست که بعضی مواقع بانک ها قبل از صدور سند تجاری آن را ضمانت می کنند مثلاً فلان مبلغ از چک فلان شخص را قبل از دادن دسته چک به ایشان جهت پرداخت تضمین می کنند . )
مبحث دوم : شرایط ماهوی ضمانت :
شرایط صحت و ماهوی ضمانت همان شرایط صدور و ظهرنویسی است که با توجه به سکوت قانون تجارت باید شرایط مذکور در ماده ی 190 قانون مدنی رعایت شود . البته چند نکته در این رابطه قابل ذکر است و آن هم این که ، اولاً چون تعهد ضامن پذیرش مسئولیت پرداخت مبلـغ برات است
پس ضمانت پرداخت متضمن ضمانت قبولی نیز هست مگر این که خلاف آن شرط شده باشد . ثانیاً : در صورتی که مشخص نباشد ضامن از چه کسی ضمانت کرده ضمانت به حساب برات کش ( صادر کننده ) حمل می شود . چون در بین مسئولین برات مسئولیت ایشان بیشتر است و از این طریق افراد بیشتری معاف می شوند . ثالثاً : ضمانت کردن هم از سوی اشخاص ثالث صحیح است هم از طرف مسئولین برات منتها در رابطه با ضمانت مسئولان باید توجه داشت که این ضمانت باید وضعیت دارنده برات را بهبود بخشد و متضمن فایده باشد نه این که کاری عبث باشد مثل ضمانت صادر کننده براتی که مورد قبول قرار نگرفته از یکی از ظهرنویسان که متضمن اثر و فایده ای نیست .
بخش سوم :
حقوق و تکالیف ضامن : در این مبحث بناست که حقوق و تکالیف ضامن را بر اساس مواد قانون تجارت تشریح نماییم چرا که همانطور که در تعریف ضمان آورده شد بحث ضمان در قانون مدنی با ضمان در قانون تجارت تفاوت محوری داشته است و چون بحث ما در رابطه با ضمان در حقوق تجارت است بنابر این به قانون تجارت اکتفا می نماییم .
مبحث اول :
حقوق ضامن :
1 – عدم حال شدن دیون در مورد ضامن : شاید در بادی امر طبق مواد 421 قانون تجارت که اشعار می دارد « همین که حکم ورشکستگی صادر شد ، قروض مؤجل با رعایت تخفیفات مقتضیه نسبت به مدت ، به قروض حال مبدل می شود » و 231 قانون امور حسبی « دیون مؤجل متوفی ، بعد از فوت او حال می شود » برداشت کنیم که این مواد قابل تسری به ضامن هم هست اما بنا به تصریح ماده ی 405 قانون تجارت که اشعار می دارد « قبل از رسیدن اجل دین اصلی ، ضامن ملزم به تأدیه نیست ، ولو این که به واسطه ورشکستگی یا فوت مدیون اصلی ، دین مؤجـل او حال شده باشد » وهمچنین ماده 702 قانون مدنی که می گوید : « هر گاه ضمان ، مدت داشته باشد ، مضمون له نمی تواند قبل از انقضای مدت مطالبه طلب خود را از ضامن کند ، اگر چه دین حال شده باشد » باید پذیرفت که دیون در مورد ضامن قبل از رسیدن سر رسید حال نمی شود .
2 – برائت ذمه ضامن :
الف : طبق مواد 408 قانون تجارت و 264 قانون مدنی همین که دین اصلی به نحوی از انحاء ساقط شد ضامن نیز بری می شود .
ب : طبق مواد 409 و 410 قانون تجارت ، وقتی که دین حال شد ضامن می تواند مضمون له را به دریافت طلب یا انصراف از ضمان ملزم کند ولو ضمان مؤجل باشد ، و استنکاف مضمون له از دریافت طلب ضامن را فوراً و به خودی خود بری خواهد ساخت .
ج : باز هم طبق مواد 409 و 410 اگر دینی با وثیقه باشد ، مضمون له ( دارنده برات ) باید آن را به ضامن تسلیم کند ، و الّا امتناع مضمون له از تسلیم وثیقه، ضامن را فوراً بری خواهد ساخت .
3 – الغای ضمانت : طبق ماده ی 493 قانون تجارت ، اگر تاجر ورشکسته در مقابل انعقاد قرارداد ارفاقی که طلبکاران با او می بندند ضامن بدهد و دادگاه حکم به بطلان قرارداد ارفاقی بدهد ضمانت ضامن یا ضامن ها نیز به خودی خود لغو می شود و طلبکارانی که با انعقاد قرارداد ارفاقی موافقت کرده بودند دیگر حق مراجعه به ضامن یا ضامن ها را نخواهند داشت .
4 – حق احاله مضمون له به مضمون عنه یا مدیون اصلی : شاید با نگاهی به ماده 699 قانون مدنی که می گوید « تعلیق در ضمان مثل این که ضامن قید کند ، اگر مدیون نداد من ضامنم ، باطل است ولی التزام به تأدیه ممکن است معلق باشد . » بگوییم که پس ضامن این حق احاله را ندارد اما باید توجه داشت که ماده 699 قانون مدنی مربوط به زمان انعقاد عقد است اما پس از تحقق عقد ضمان و زمان رسیدن سر رسید این احاله امکان پذیر باشد این موضوع در ماده 402 قانون تجارت نیـز آمده است که می گوید « ضامن وقتی حق دارد از مضمون له تقاضا نماید که بدواً به مدیون اصلی رجوع کرده ، و در صورت عدم وصول طلب به او رجوع نماید ، که بین طرفین ( ضمن قرارداد مخصوص یا ضمانت نامه ) این ترتیب مقرر شده باشد یعنی اصل بر ضمانت عرضی است مگر این که به ضمانت طولی تصریح نموده باشند . »
5 – حق دریافت اسناد و مدارک : ضامن حق دارد اسناد و مدارکی را که برای رجوع به مضمون عنه لازم و مفید است ، از مضمون له دریافت نماید . که ماده 250 قانون تجارت می گوید « پس از آن که ضامن دین اصلی را پرداخت ، مضمون له باید تمام اسناد و مدارکی را که برای رجوع ضامن به مضمون عنه لازم و مفید است ، به او داده . . . »
6 – حق دریافت وثیقه اعم از منقول و غیرمنقول : طبق مواد 411 ، 237 و 238 قانون تجارت اگر دین اصلی با وثیقه بود ، اعم از این که وثیقه را مضمون عنه ، یعنی برات دهنده یا ظهرنویسی که از آن ها ضمانت شده یا محال علیه ی که از او ضمانت شده و . . . اگر ضامن دین را پرداخت نمود باید وثیقه به او مسترد شود . البته در رابطه با وثیقه غیرمنقول که انتقال آن نیاز به رعایت تشریفات قانونی دارد انجام تشریفات برای این انتقال به ضامن ضروری است .
مبحث دوم :
تکالیف ضامن :
1 – الزام به تأدیه در ضمان حال : چنانچه ضامن ضمانت دین حالی را به عهده بگیرد طبق مواد 405 و 406 قانون تجارت ملزم به تأدیه می باشد . پس در ضمان حال ، مضمون له حق مطالبه طلب خود را دارد ، اگر چه دین مؤجل باشد ، هر چند ممکن است ضامن برای تأدیه اجلی معین کند و یا می تواند در دین مؤجل پرداخت فوری آن را ضمانت نماید ( مواد 692 و 703 قانون مدنی )
2 – تعهد ضامن فقط به نوع پولی که در برات نوشته شده ایفاء می شود . این موضوع در ماده 253
قانون تجارت مبنی بر این که از ضامن وجه برات ، جز پولی که در برات معین شده ، نوعاً پول دیگری قابل مطالبه نیست .
3 – حضور در جلسه ی هیئت طلبکاران : بند 5 ماده ی 24 قانون تصفیه امور ورشکستگی مصوب 24/4/1381 اداره ی تصفیه را مکلف ساخته است که ضمن آگهی موضوع اعلان حکم ورشکستگی قید نمایند ، کسانی که با متوقف مسئولیت تضامنی داشته اند و یا ضامن او هستند می توانند در اولین جلسه ی هیئت طلبکاران که ظرف 20 روز از تاریخ نشر آگهی تشکیل می شود ، حضور به هم رسانند . فلسفه ی این حضور جهت تعیین مسئولیت ایشان طبق مواد 421 و 422 قانون تجارت خصوصاً ماده 249 قانون مذکور می باشد .
4 – الزام به اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد ارفاقی : طبق ماده ی 495 قانون تجارت در صورتی که اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد ارفاقی را یک یا چند نفر ضمانت کرده باشند ، طلبکارها می توانند اجرای تمام یا قسمتی از قرارداد را که ضامن دارد ،از ضامن بخواهند و در مورد اخیر آن قسمت از قرارداد که ضامن نداشته فسخ می شود . در صورت تعدد ضامن مسئولیت آن ها تضامنی است .
5 – مسئولیت تضامنی : مهمترین بحث در رابطه با تکالیف ضامن همین مسئولیت تضامنی موضوع مواد 249 ، 403 و 404 قانون تجارت می باشد . مسئولیت تضامنی تکلیفی است که در زمان ضمانت از نوع ضم ذمه به ذمه در قانون تجارت برای ضامن ایجاد می شود و به نوعی بر اعتبار سند تجاری و اطمینان خاطر دارنده ی آن می افزاید و نقل و انتقالات بعدی آن به واسطه ی همین تضمینات با سهولت بیشتری انجام می شود . این مسئولیت تضامنی در بعضی جاها مثل ماده ی 249 قانون تجارت به موجب قانون پیش بینی شده است و نافی این نیست که افراد در قالب قراردادهای خود نیز مسئولیت مسئولین انجام تعهد را به نوعی تضامنی قلمداد کنند . موضوع بحث ما در این بحث محوریت همان ماده ی 249 قانون تجارت می باشد که به نوعی اساس مسئولیت تضامنی مسئولیـن تأدیه وجه برات را تعیین نموده وبرای مسئولیت تضامنی ضامن ، محدودیتی قائل شده است که مقرر می دارد : « ضامنی که ضمانت برات دهنده یا محال علیه ، یا ظهرنویسی را کرده فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است . »
مسأله : در رابطه با این که اگر دارنده ی براتی که بایستی در ایران تأدیه شود و به علت عدم پرداخت اعتراض شده بخواهد از این حق مندرج در ماده ی 249 قانون تجارت که برای او مقرر شده است استفاده کند آیا باید طبق ماده ی 286 اصلاحی مورخ 26/10/1358 ( قانون تجارت ) علیه ضامن هم در ظرف یک سال ازتاریخ اعتراض عدم تأدیه اقامه ی دعوی نماید ( رعایت محدودیت زمانی ) یا بعد از انقضای یک سال نیز می تواند علیه ضامن طرح دعوا کند. در این زمینه رأی وحدت رویه ای از هیئت عمومی دیوان عالی کشور صادر و به موجب آن رأی صادره از شعبه ی بیست و سوم دیوان عالی کشور را تأیید کرده است : « مهلت یک سال مقرر در ماده ی 286 قانون تجارت جهت استفاده از حقی که ماده ی 249 این قانون برای دارنده ی برات یا سفته منظور نموده در مورد ظهرنویسی به معنای مصطلح کلمه بوده و ناظر به شخصی که ظهر سفته را به عنوان ضامن امضاء نموده است نمی باشد ، زیرا با توجه به طبع ضمان و مسئولیت ضامن در هر صورت ( بنا بر قول ضم ذمه به ذمه یا نقل آن ) در قبال دارنده سفته یا برات ، محدودیت مذکور در ماده ی 289 قانون تجارت درباره ی ضامن مورد نداشته ، بنابراین رأی شعبه ی بیست و سوم دیوان عالی کشور که بر این اساس صادر گردیده صحیح و منطبق با موازین قانون است این رأی طبق ماده ی واحده قانون مربوط به وحدت رویه قضایی مصوب 1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ها در موارد مشابه لازم التباع است . »[9]
در رأی دیگری از شعبه بیست و سوم دیوان عالی کشور داریم که « از نظر قانون تجارت بین ضامن و ظهرنویس تفاوت وجود دارد چه :
اولاً – ظهرنویس کسی است که برات به حواله کرد او صادر و وی نیز با امضای ظهر آن ، برات را به غیر واگذار نماید که این وضع در خصوص ضامن مصداق ندارد .
ثانیاً – به حکایت ماده ی 247 قانون تجارت ظهرنویسی حاکی از انتقال برات است حال آن که با امضای ضامن ، انتقالی صورت نمی گیرد .
ثالثاً – در اجرای قسمت آخر ماده ی 249 قانون تجارت ضامن تنها با کسی که از او ضمانت نموده در قبال دارنده ی برات ، مسئولیت تضامنی دارد ولی ظهرنویسی با متعهد و کلیه ظهرنویس ها دارای مسئولیت تضامنی است .
رابعاً – مواد 286 و 289 قانون تجارت تنها به ظهرنویس مربوط می شود و لا غیر . فلذا و با عنایت به این که ماده 309 قانون تجارت ، اعمال مقررات فوق الاشاره در خصوص سفته را نیز تجویز کرده است ، اعتراض بانک ملی ایران به قراردادتجدید نظر خواسته وارد تشخیص ، ضمن نقض آن پرونده برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادر کننده ی قرار برگشت داده می شود . »[10] سپس پرونده به دادگاه حقوقی یک اعاده و دادگاه رأی بر محکومیت تضامنی خواندگان به پرداخت اصل خواسته و خسارات صادره کرده است . یعنی ضامنین را مشمول این محدودیت زمانی قرار نداده و آن ها را بعد از گذشت یک سال نیز ضامن دانسته است .
پس متوجه می شویم که مسئولیت ضامن اگر چه در آخر ماده ی 249 محدود به مضمون عنه شده است اما به لحاظ زمانی اقامه دعوی علیه ظهرنویس پس از گذشت یک سال از اعتراض عدم تأدیه طبق مواد 286 و 289 قانون تجارت قابل پذیرش نیست درحالی که علیه ضامن قابل پذیرش است و ضامن پس از یک سال باز هم مسئولیت دارد .
فصل سوم : امضای بدون قيد اسناد تجاری
بخش اول:معنا وماهيت امضا
بخش دوم:جهات اشتراك وافتراق ضمانت وظهرنويسي
بخش سوم:آراء ونظريات در خصوص حمل امضاي بدون قيد بر ضمانت و ظهرنويسي
بخش چهارم:نتيجه
بخش اول:معنا وماهيت امضاء
همچنان که در مقدمه گفته شد در اسناد تجاری عموماً اختلاف در این موضوع بر ظهرنویسی یا ضمانت قلمداد کردن این امضایِ صرف است . امری که پذیرش هر کدام از آن ها نتایج و اثرات بسیار متفاوتی خصوصاً در زمینه میزان مسئولیت برای شخص امضاء کننده در پی خواهد داشت . در این بحث ابتدا به معنا و ماهیت امضاء و سپس جهات اشتراک و افتراق دو عمل حقوقی ضمانت و ظهرنویسی می پردازیم . پس از آن آراء و نظریات مختلف در این زمینه را مطرح و در نهایت هم نتیجه نهایی که معقول تر و قانونی تر به نظر می رسد آورده خواهد شد.
بخش اول : معنا و ماهیت امضاء
تعریف تحت لفظی امضاءدر حقوق و فقه متفاوت است . در ترمینولوژی حقوق آقای دکتر جعفر لنگرودی از امضاء به معنی اجازه یا تنفیذ عمل حقوقی یا نوشتن نام و نام خانوادگی و یا رسم علامت خاص که نشانه ی هویت صاحب علامت است در ذیل اوراق و اسناد و . . . تعبیر شده است . اما در فقه به معنی شناسایی یک عرف وعادت از طرف شارع در مقابل تأسیس آمده است . آنچه که در این بحث وارد است وسیله اعلام قصد انشاء فرد است که ممکن است در برخی موارد استثنائی اثر انگشت و یا مهر جایگزین و یا همراه آن باشد . در قوانین خارجی خصوصاً فرانسه امضاء باید دست خطی باشد ، انعکاس دهنده ی نام امضاء کننده باشد و نقش صلیب یا علامت دیگر نمی تواند جانشین امضاء باشد . اما در کشور ما با توجه به اوضاع و احوال حاکم در زمان تصویب قوانین مِن جمله عدم برخورداری اکثر مردم از سواد کافی و وسیله اعلام اراده بودن مهر در آن زمان ، در بعضی جاها مهر یا اثر انگشت را در کنار امضاء آورده است که این به نظر می رسد به لحاظ ماهوی مشکل خاصی را ایجاد نمی نماید . و تنها مشکل آن عدم رعایت مقررات شکلی است . پس آنچه مهم است قصد طرف است حال درقالب مهر،امضاءیا اثرانگشت بیان شدن آن مهم نیست.دراین مبحث هم مادرصددیافتن قصدواقعی طرف امضاءکننده مبنـی برضمانـت یا ظهرنویسی هستیم وبه قواعـدشکلی ایـن امضاء زیاد توجه نمی نماییم . امضاء الکترونیکی (دیجیتالی): در این رابطه نیز باید گفت با توجه به گسترش روز افزون فن آوری خصوصاً در بخش تجارت الکترونیک نیاز مبرم هست کهبه نظر می رسد باید قل از هر چیز قانون مناسب امضاء و ثبت الکترونیکی به تصویب مراجع قانونگذاری برسد و پس از اینکه یک دوره آزمایشی در دفاتر اسناد رسمی و امثالهم به صورت عمومی رواج پیدا کند .در حال حاضر ما قانون خاصی در به رسمیت شناختن این گونه امضاء داریم .
بخش دوم : جهات اشتراک و افتراق ضمانت و ظهرنویسی
مبحث اول : جهات اشتراک
1 – در ظهرنویسی و ضمانت ، ظهرنویسی و ضامن هر دو مسئولیت تضامنی دارند
2 – ظهرنویس و ضامن هر دو سند تجاری را امضاء می نمایند
مبحث دوم : جهات افتراق
1 – طبق ماده ی 249 قانون تجارت ظهرنویس با برات دهنده و سایر ظهرنویسان و برات گیر قبول کننده ی برات در مقابل دارنده ی برات و ظهرنویسان ما بعد خود ، مسئولیت تضامنی دارند . ولی ضامنی که ضمانت برات دهنده ، یا محال علیه ، یا ظهرنویس را کرده است فقط با کسی مسئولیت تضامنی دارد که از او ضمانت نموده است .
2 – در ظهرنویسی عموماً پس از تحریر نوشته ای حاکی از انتقال برات که معمولاً در پشت برات نوشته می شود ، ظهرنویس ذیل نوشته را امضاء می نماید . این برداشت را بعضی حقوقدانان از ماده ی 246 قانون تجارت می نمایند که محل تأمل است «ظهر نویسی باید به امضای ظهر نویس برسد ممکن است درظهر نویسی تاریخ و اسم کسی که برات به او انتقال داده می شود قید گردد» . ولی ضامن اگر مراتب ضمانت خود را هم ننوشته باشد می شود گفت صرف امضای او مبین ضمانت است مسأله ای که مورد بحث ما در این فصل است .
3 – ظهرنویسی دلالت بر انتقال برات به دارنده ی آن دارد ، ولی ضمانت در حقوق مدنی و فقه امامیه سبب نقل ذمه ی مضمون عنه به ذمه ی ضامن می شود البته در فقه اهل سنت و حقوق تجارت و همچنین حقوق فرانسه ضمانت نیز سبب ضم ذمه به ذمه می شود .
4 – طبق مواد 286 و 289 قانون تجارت پس از گذشت یک سال از تاریخ اعتراض طرح دعوی علیه ظهرنویسان منتفی می شود در حالی که این ماده شامل ضمانت نشده و مفهوم مخالف آن این است که پس از یک سال از تاریخ اعتراض طرح دعوی علیه ضامن امکان پذیر می باشد . در این زمینه رأی وحدت رویه هم داریم که درمبحث مسئولیت تضامنی ضامن آورده شد. ( صفحه 18همین مکتوب )
5 – مستفاد از وحدت ملاک ماده 272 قانون تجارت که مقرر می دارد « اگر وجه برات را شخص ثالث از طرف برات دهنده پرداخت ، تمام ظهرنویس ها بری الذمه می شوند و اگر پرداخت وجه از طرف یکی از ظهرنویس ها به عمل آید ظهرنویسی های بعد از او بری الذمه می شوند ».درظهرنویسی در صورت پرداخت وجه برات به وسیله ی ظهرنویس ، ذمه ی ظهرنویس های بعد از او بری می شود و خود او با داشتن سمت دارنده ی برات ، حق رجوع به ظهرنویس های ماقبل خود و برات دهنده را دارد . ولی در ضمان ، ضامن درصورت پرداخت وجه برات و گرفتن اسناد و مدارک لازم و مفید از مضمون له سمت دارنده ی برات را به دست نمی آورد چرا که دارنده ی برات کسی است که در صورت پرداخت حق رجوع به تمام افراد ماقبل خود را دارد ولی ضامن نه پس :
الف : در صورتی که با لحاظ ماده 238 قانون تجارت ، از محال علیه قبول کننده ی برات ، ضمانت کرده و وجه برات را پرداخت نموده باشد ، برات دهنده و ظهرنویس ها بری می شوند ( ماده ی 268 قانون تجارت ) و ضامن فقط حق رجوع به مضمون عنه ( محال علیه ) را دارد .
ب : در صورتی که با لحاظ ماده 237 قانون تجارت ، پس از نکول برات ، از برات دهنده ضمانت کرده و وجه برات را پرداخت نموده باشد ، کلیه ی ظهرنویس ها بری الذمه می شوند ، و ضامن فقط حق رجوع به برات دهنده را خواهد داشت .
ج : در صورتی که با لحاظ ماده ی 237 قانون تجارت ، پس از نکول برات از طرف محال علیه ، از ظهرنویس ضمانت کرده و وجه برات را سروعده پرداخت نموده باشد،ظهرنویس های بعد از ظهرنویس مضمون عنه بری الذمه می شوند و ضامن فقط حق رجوع به ظهرنویس مضمون عنه را دارد .
البته ظهرنویس مضمون عنه پس از پرداخت و گرفتن برات و اسناد و مدارک لازم و مفید از ضامن ، مجدداً سمت دارنده ی برات را به دست می آورد و حق رجوع به ظهرنویس های ماقبل خود و برات دهنده را خواهد داشت ( مواد 249 ، 250 و 272 قانون تجارت و ماده ی 39 قانون متحد الشکل ژنو )
بخش سوم:آراء و نظریات مختلف در خصوص حمل امضای بدون قید بر ضمانت یا ظهرنویسی .
همچنان که گفته شد با توجه به سکوت قوانین کشورمان در خصوص حمل امضای بدون قید، بر ضمانت یا ظهرنویسی مسأله مورد اختلاف واقع شده است و این اختلاف نیز به خاطر مسئولیت هایی است که در نتیجه حمل بر هر کدام متوجه امضاء کننده می شود . نظریه پردازان از مستندات مختلف مثل قواعد عمومی ، عرف و عادت تجاری ، قوانین خارجی و . . . استفاده نموده اند تا نظر خود را به اثبات برسانند . ذیلاً به این آراء و نظریات اشاره می شود :
مبحث اول : آراء و نظریات حمل بر ظهرنویسی :
1 – آقای دکتر اسکینی در این زمینه چنین نظر می دهند : « . . . تا دلایل و قرائن حکایت از ضمانت نکند ، امضای صرف ظهر برات را باید ظهرنویسی تلقی کرد.»[11]و به نظر ایشان با ظهرنویسی تلقی نمودن امضاء هم می توان مفاد ماده ی 246 قانون تجارت را رعایت نمود و هم از بروز مشکلاتی در رابطه با عدم امکان تشخیص مضمون عنه جلوگیری می نماید و به نوعی بر اعتبار برات افزوده و گردش آن را تسهیل می کند .
2 – حکم شعبه 45 دادگاه حقوقی 2 تهران : « . . . از آنجا که خواهان در جلسه ی دادرسی اعلام نموده که خوانده به عنوان ضامن چک را ظهرنویسی نموده و چون دلیل بر ضامن بودن خوانده ارائه نداده و چک نیز حکایتی بر ضمانت خوانده نمی نماید و چـون چک ظهرنویسـی شده طبـق مقـررات
واخواست نگردیده است . . . بنا به مراتب فوق دعوی مطروحه خواهان وارد نیست . . . »[12]
3 – آقای دکتر کاویانی در کتاب حقوق اسناد تجارتی خود در این زمینه بحث نموده است و از عباراتی که به کار برده است می شود استنباط نمود که نظر ایشان هم حمل امضاء بر ظهرنویسی بوده است .
ایشان می گویند:« قانون تجارت ایران از آنجاکه راجع به صورت ضمانت حکمی ندارد طبیعتاً اماره ای نیز در این زمینه وضع ننموده است. معذالک امضای ساده در پشت سند رواج دارد . اگر چه در بسیاری موارد عملاً تفاوتی ندارد که امضای ساده ضمانت تلقی شود و یا انتقال اما در معدود مواردی که تفکیک این دو ضرورت دارد . مراجعه به امارات موجود در قوانین و کنواسیون های خارجی صحیح به نظر نمی رسد زیرا امارات عموماً مبتنی بر عرف بوده و کاشف از اراده اشخاص هستند . بنابراین اگر بخواهیم تفسیری به نفع دارنده سند داشته باشیم و بیشترین مسئولیت را متوجه امضاء کننده سند نماییم ممکن است چنین اظهار نظر کنیم که امضاء کننده باید خلاف ادعای دارنده را ثابت نماید »[13]
پس با دقت در عبارات متوجه می شویم که اگر بخواهیم تفسیری به نفع دارنده از یک طرف و مسئولیت بیشتری جهت امضاء کننده از طرف دیگر قائل شویم . باید امضاء را حمل بر ظهرنویسی نماییم . چرا که ظهرنویس دامنه ی مسئولیتش بیشتر است و به تبع آن دارنده نیز چون فرد با مسئولیت وسیع تر و به نوعی تضمینات بیشتری در مقابل طلب خود احساس می نماید . اطمینان بیشتری در وصول آن برای او ایجاد می شود .
4 – پاراگراف 4 ماده ی 46 کنوانسیون آنسیترال که مقرر می دارد : « ضمانت می تواند با امضاء در متن سند صورت گیرد . صرف امضاء در متن سند به غیـر از امضـای متعهد سفته یا براتکش یا برات گیر ، ضمانت محسوب می گردد . »
همچنین مواد 31 کنوانسیون ژنو که مقرر می دارد : « . . . جز در مورد امضای براتکش یا براتگیر ، ضمانت صرفاً با امضای ضامن در روی برات تحقق یافته تلقی می گردد . . . »
مفهوم مخالف این مواد این است که امضاء صرف در پشت سند ( نه در متن یا روی سند )ظهرنویسی تلقی می گردد .
مبحث دوم : آراء و نظریات حمل بر ضمانت :
1 – دکتر ستوده طهرانی اعتقاد به حمل بر ضمانت دارند و به نظر ایشان : « در صورتی که شخص بدون آنکه مشمول ظهرنویسی شود ، پشت براتی را امضاء کند ، این امضاء به منزله ی ضمانت پرداخت وجه برات محسوب می شود ، زیرا امضای مزبور شبیه مهر سفید بوده و دارنده برات چنانچه لازم بداند ، می تواند هر متعهدی را بالای آن بنویسد ، ولی اگر چیزی هم نوشته نشود ، عرف و عادت تجارتی آن را ضمانت محسوب می دارد . » که البته دکتر اسکینی همچنان که اشاره مختصری شد در رابطه با عدم رعایت مفاد ماده 246 قانون تجارت که مقرر می دارد « ظهرنویسی ممکن است بدون تاریخ و اسم کسی صورت گیرد که برات به او منتقل می شود . . . » و بروز مشکلاتی در زمینه عدم تشخیص مضمون عنه از این نظر انتقاد می نمایند .
2 – نظر مشورتی اداره ی حقوق دادگستری : « اگر شخص ثالثی سفته را بدون درج هرگونه مطلبی امضا نماید،این امرظهور در ضمانت امضا کننده دارد. و دراین صورت امضا کننده ی ظهر سفته بامتعهد سفته،مسئولیت تضامنی خواهندداشت وعبارت ذیل ماده ی 249 قانون تجارت موایداین مراتب است »[14]
3 – نظر مجمع قضات دادگاه حقـوقی دو تـهران : « همان طـوری که نــظریـه ی مشورتـی مـورخ15/4/1351 کمیسیون آئین دادرسی مدنی اشعار می دارد : صرف امضای شخص ثالث در ظهر سفته ، به معنی ضمانت است ، و امضا کننده ، ضامن تلقی می شود . با مضمون عنه دارای مسئولیت تضامنی می باشد . »[15] که البته دکتر جواد افتخاری در رابطه با ظهرنویسی سفید مهر انتقاد کرده و اعلام می دارند : « ظهرنویسی سفید مهر با منطوق مواد 245 تا 248 قانون تجارت ما سازگار نیست و این اقدام همانند قید تاریخ مقدم است که طبق ماده ی 248 قانون تجارت تزویر شناخته شده است . و از مصادیق جعل می تواند محسوب شود . زیرا اگر مقصود امضا کننده ی ظهر برات ، ظهرنویسی بود ، در اجرای تکلیف قانون مقرر می بایستی مراتب ظهرنویسی را در پشت برات منعکس می ساخت و الّا آثارمترتب بر ظهرنویسی با آثار جاری بر ضمان تفاوت فاحش دارد ... »[16] البته در رابطه با این نظر باید از ایشان پرسیدکه فرض کنیم این عمل جعل محسوب می شودچه مشکلی را برای دارنده حل می نماید و به نظرمی رسد این نظر با ماهیت اسناد تجاری و حقوق دارنده تعارض دارد.
4 – پاراگراف 4 ماده ی 46 کنوانسیون آنسیترال و ماده ی 31 کنوانسیون ژنو که امضا در متن و روی سند را ضمانت تلقی نموده است و آثار ضمانت را بر آن جاری نموده است . موضوعی که از مفهوم مخالف آن در بند 4 بند ب همین مبحث جهت ظهرنویسی استفاده شده است .
5 – آقای ید ا... عسگری در پرونده ای با چنین موضوعی که وکالت آن را بر عهده داشته است در تاریخ 21/8/49 – پرونده ی شماره ی 24 – 5090 ح با توجه به دلایل ذیل توانسته است با اقناع دیوان عالی کشور حکم بطلان دعوایی که در مرحله ی تجدید نظر نیز تأیید شده بود در مرحله ی فرجام خواهی لغو نموده و حکم صادره از دیوان را به نفع موکل خود أخذ نماید .
1 ) به صراحت مقررات قانون مدنی تحقق عقد و مِن جمله ضمان طبق ماده ی 191 قانون مدنی مبتنی به حکومت قصد و اراده متعاملین است . علیهذا فعلی که مبین قصد و رضا باشد مِن جمله امضای پشت سند برای اعلام قصد و انعقاد عقد کافی می باشد و مؤید این مطلب ماده ی 193 قانون مدنی است . عمومات این ماده حاکی از هر نوع عملی به طور مطلق می باشد و در اینجا نیـز صـرف امضا کاشف قصد و اراده می باشد .
2 ) عرف وعادت تجاری نیز دلیل دیگری برای کافی بودن امضا پشت سندبرای تحقق ضمان در آن است .
3 ) دادنامه های صادره از محاکم ایران نیز حکایت از تأیید این موضوع دارد .
4 ) رأی نظریه ی مشورتی کمیسیون آئین دادرسی اداره ی حقوقی دادگستری
بخش چهارم : نتیجه
حال که با دو موضوع ظهرنویسی و ضمانت به صورت مختصر آشنا شدیم و به نوعی مسئولیت امضا کننده ی اسناد نیر بر ما واضح و روشن شد . به این نتیجه می رسیم که حمل این امضا بر هر کدام از دو موضوع مذکور تأثیر بسزایی در زمینه ی معاملات تجارتی که اسناد تجارتی محوریت آنها قرار دارند ،خواهد شد . به طوری که ممکن است رأی و نظر یک قاضی منجر به عدم رسیدن دارنده ی سند به وجه آن شود و یا در مقابل اطمینان خاطر بیشتری به ایشان در زمینه ی وصول طلب خود بدهد . با توجه به این که قانون گذار در این زمینه سکوت اختیار کرده است ، پس باید از بین آرا و نظریات مفسرین و علمای حقوق آنچه به عدالت و اراده ی واقعی قانون گذار نزدیک است برگزیده شود . البته در این انتخاب با تعارض 2 موضوع در حقوق مواجه می شویم که واقعاً تصمیم در مورد آن سخت می باشد آن تعارض بین
1- قاعده ی لاضرر در حمایت از حقوق دارنده ی سند و رساندن وی به حقوق و هدف خود
2 – اصل برائت و عدم امکان حمل مسئولیت خارج از حدود قانونی بر افراد
در حل این تعارض که به نوعی تساقط در آن ایجاد شده است باید به قراین و امارات دیگر رجوع نمود و مانع ایجاد شده را برطرف نمود .
با توجه به مفهوم و تعریفی که از ظهرنویسی در مبحث مربوطه آمد به نظر می رسد ما در زمینه امضا
در خود سند تجاری مشکل نداریم و اساس مشکل مربوط به امضا ورقه جداگانه است . در رابطه با امضا در خود سند به نظر اینجانب اگر امضا در پشت سند تجاری باشد ، بدون اشاره یا با اشاره به ظهرنویسی ، باید طبق مفهوم مخالف ماده ی 246 قانون تجارت و همچنین مفاد ماده ی 245 قانون تجارت ظهرنویسی تلقی شده و آثار ظهرنویسی بر آن مترتب باشد . اما اگر امضا در متن و روی سند تجاری بود باید طبق مفهوم مخالف ماده 245 قانون تجارت ( در رابطه با معنای تحت لفظی ظهرنویسی ) ، این امضا را ضمانت تلقی نمود .
و در این رابطه عرف های حاکم نیز باید به رسمیت شناخته شود اما به صورت مقید، یعنی اگر عرف حاکم ضمانت در پشت سند را قبول می نماید باید ثابت نماید و یا اگر ظهرنویسی روی سند را پذیرفته است باید با دلایل و قراین ثابت نماید .
اما در رابطه با امضا در ورقه جداگانه باید به قوانین و قواعد عمومی رجوع نماییم . همانطور که در مباحث قبل گفته شد ، اوضاع و احوال حاکم بر اسناد تجاری و قابلیت ها و نقش های مؤثری که این اسناد در تجارت و معاملات مربوطه دارند ایجاب می نماید که این اسناد از اعتبار و منبع تأمین و محل بیشتر و مطمئن تری برخوردار باشند . چرا که این اعتبار و اطمینان تأثیر مستقیم و مؤثری در اقتصاد ملل داشته و به تبع آن باعث رفع هر چه سریع تر و بیشتر حوائج انسانی خواهند شد . پس اقتضا می نماید در راستای تأمین این اعتبار و حمایت از دارنده ی اسناد تجاری هر جا که ابهام در میزان مسئولیت امضا کنندگان اسناد تجاری داشتیم ، بنا را بر اکثر گذاشته و مسئولیت محدود تر را مقید به اثبات و ارائه دلیل بنماییم . پس در این مورد نیز چون حمل امضا بر ضمانت مسئولیت کمتری را متوجه ضامن می نماید ( بند آخر ماده ی 249 قانون تجارت ) و در عمل نیز دچار مشکلاتی چون تشخیص شخص ضمانت شده ، عدم رعایت ماده ی 246 قانون تجارت ، تضییع حقوق دارنده سند و . . . می شویم . به نظر می رسد باید در جهت حمایت از حقوق دارنده ، رعایت این ماده قانونی و اعتبار بخشیدن هر چه بیشتر به اسناد تجاری این گونه امضاء ات در ورقه جداگانه را حمل بر ظهرنویسی نمود . درنتیجه مدعی خلاف آن باید ادعای خود را ثابت نماید .
منابع
1- مسعودی– بابک –اصول حاکم براسناد تجاری – مجله ی کانون وکلای مرکز – دوره ی جدید- شماره ی 171
2-ستوده تهرانی ، حسن ، حقوق تجارت جلد 3 ، چاپ دوم ، تهران 1357- نشر دادگستر
3- صقری ، محمد ، حقوق بازرگانی اسناد ، چاپ اول ، تهران 1380- نشر شرکت سهامی انتشار
4- افتخاری ، جواد ، حقوق تجارت جلد 3 ، چاپ دوم ، تهران 1384- انتشارات ققنوس
5-شهری،غلامرضا،مجموعه نظرهای مشورتی اداره ی حقوق دادگستری ایران ازسال 1358تا 1367 – چاپ 1367
6-اسکینی ، ربیعا ، حقوق تجارت 3 ، چاپ سوم ، تهران 1376- انتشارات سمت
7- اعظمی زنگنه ، عبدالحمید ، حقوق بازرگانی 1346
8- جعفری لنگرودی ، محمد جعفر ، ترمینولوژی حقوق
9-کاتوزیان ، ناصر ، قواعد عمومی قراردادها – 1371- شرکت سهامی انتشار
10- عسگری ، ید ا.. ، سایت وکالت ، ظهرنویسی – مقررات و انواع آن
11- عسگری ، ید ا.. ، سایت وکالت ، اصول حاکم بر اسناد تجاری
12-مکرم ، علی ، سی دی بانک اطلاعات آرا دادگاه ها و نظریات مشورتی – نسخه 2/4 اول تابستان 1386
13- مکرم ، علی ، سی دی بانک اطلاعات قوانین کشور – نسخه 2/10 اول تابستان 1386
14- دمرجبلی،محمد – حاتمی ، علی – قرائی ، محسن -قانون تجارت درنظم کنونی – چاپ چهارم
- انتشارات میثاق عدالت
15- کاویانی ، کوروش ، حقوق اسناد تجارتی ، چاپ اول بهار 1383- نشر میزان
16-کاتوزیانی ، ناصر ، مسئولیت ظهرنویسان و ضامنان چک ، کانون وکلا ، دوره ی جدید ، شماره ی 4- 1369 ص 227
17- قوامی – بهنام ، نگرشی به مقررات حقوقی و کیفری چک در ایران ، انتشارات نسل سوم
[1]1 – صقری – جواد – حقوق تجارت 3 نظری و کاربردی – صفحه 91
1 – اسکینی، ربیعا، تجارت 3 ،ص 91
1- مجموعه رویه قضایی از سال 1311 تا 1335 ، قسمت مدنی ، احمد متین صفحه 151
2- allonge
1 – افتخاری – جواد – حقوق تجارت 3 ، نظری و کاربردی – صفحه 118
2– اسکینی – ربیعا – حقوق تجارت 3 – اسناد تجاری – صفحه 115
1 – حکم مورخ 2/10/1370 شعبه ی 24 دادگاه حقوقی 2 تهران ، « گزیده ی آرا ... » ، مجموعه ی اول ، ش 22
1– حکم شعبه ی 4 دادگاه شهرستان تهران « دانش نامه ی حقوقی » ، ج 4 ، ص 524 ، ش 58
1 – آراء وحدت رویه . رأی وحدت رویه شماره 597 – 12 / 2 / 1374 هیئت عمومی دیوان عالی کشور
1– شعبه بیست و سوم دیوان عالی کشور – رأی شماره ی 43/ 23 – 4/2/1372 – مجموعه قوانین سال 1374 صفحات 207 ، 208 و 209
1 – اسکینی ، ربیعا ، حقوق تجارت 3 ، صفحه 117
1– حکم مورخ 14/12/1366 ، شعبه 45 دادگاه حقوقی 2 تهران ، در پرونده کلاسه 66/322
2– کاویانی – کورش – حقوق اسناد تجارتی – صفحه 117
1 – کمیسیون آئین دادرسی مدنی اداره ی حقوقی دادگستری – مجموعه نظرهای مشورتی اداره ی حقوقی از انتشارات دفتر مطالعات و تحقیقات چاپ 1355
2– مجمع قضات دادگاه حقوقی 2 تهران – اندیشه های قضایی ، مجموعه ی چهارم شامل مسائل سال 1367 ، صفحه ی 13 ، مسئله ی 17 ، نظریه ی مورخ 15/4/1351
1– افتخاری – جواد – حقوق تجارت 3 ( نظری و کاربردی ) صفحه ی 92
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نشد. میزان تأثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.
صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوری که ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.
غارتگری دیده نشد. زورگویی یا از دست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.
از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.
وسایل ارتباط جمعی
در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارش های مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشهای آرامبخش.
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.
در دنیا هیچ چیزی به اندازه آموختن برای ساختن یک زندگی انسانی اهمیت ندارد و این آموزش از هر قوم و ملیتی میتواند باشد.
۱- نگه داشتن پدال ترمز در هنگام عبور از دست اندازها:این کار فشار زیادی را به سیستم فنربندی،اکسل و سیستم ترمز اتومبیل وارد میکند و نحوه صحیح رد شدن از دست انداز به این صورت است که باید طوری برنامه ریزی کنیم که تا قبل از رسیدن به دست انداز سرعت را کم کرده باشیم و در هنگام عبور از دست انداز ترمز به هیچ عنوان درگیر نباشد
2-بالا کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن: چندی پیش در انگلیس دیدم که دوستم زمانی که میخواهد ترمز دستی را بالا بکشد دکمه آن را فشار میدهد و سپس آن را بالا میکشد از او پرسیدم دلیل این کارت چیه؟ گفتش اولین باری که برای امتحان رانندگی رفته بودم سر همین کشیدن ترمز دستی منو رد کردن و برای همه خنده دار بود که میگفتم تو ایران همه اینطوری ترمز دستی رو میکشن و بعدا متوجه شدم که انگلیسی ها به این دکمه کلاچ ترمز دستی میگویند و تا زمانی که کلاچ ترمز دستی را نگرفتی نباید آن را بالا بکشی بعدا خودم هم از تعدادی از دوستانم که مکانیک را به صورت علمی میدانند گفتند که کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن باعث خرابی چرخ دنده های آن و وارد آمدن فشار بیش از حد به سیم ترمز دستی میشود(خدا رو شکر خودم این عادت رو ترک کردم و ترمز دستی رو درست بالا میکشم)
3-عدم تعویض به موقع روغن گیربکس : در همین تیونینگ تاک به کرات دیده شده که افرادی خودروشان 150 هزار کیلومتر یا بیشتر کار کرده و وقتی هم ازشان میپرسی واسکازین را تا به حال تعویض کردی میگویند مگر واسکازین هم نیاز به تعویض دارد؟ در جواب باید گفت بله واسکازین نیز مانند روغن های دیگر نیاز به تعویض دارد که تعویض به موقع آن باعث روان کارکردن گیربکس،سلامت گیربکس و...میشود کیلومتر تعویض آن بستگی به نوع روغن و گیربکس اتومبیل و شرایط کارکرد آن دارد
4-تعویض یکبار در میان فیلتر روغن:گاها دیده شده که افراد فیلتر روغن را یک بار در میان تعویض میکنند و اکثرا همین افراد از فیلتر های با کیفیت پایین استفاده میکنند.ابن کار باعث میشود فیلتر عمل تصویه را نتواند به صورت کامل انجام دهد و منجر به آسیب های جدی به موتور اتومبیل میشود که بعدا متوجه میشویم اگر هربار فیلتر را عوض میکردیم و فیلتر مناسب جایگزین میکردیم چقدر از هزینه تعمیر موتور و صرف وقت جلوگیری میشد
5-درجا گرم کردن ماشین به مدت طولانی:این کار نه تنها مفید نیست بلکه ضرر زیادی هم به موتور وارد میآورددرجا کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد. در زمستان بهتر است نهایتا یک دقیقه ماشین درجا کارکند سپس چند کیلومتر اولیه تا گرم شدن ماشین در حد مطلوب را با سرعت پایین طی کرد.
6-پایین آوردن شیشه به جای استفاده کردن از کولر دراتوبان:چندی پیش یک آزمایش در مجله auto crose انگلستان انجام شد و نشاد داد اگر یک اتومبیل در اتوبان کولرش روی درجه یک فن روشن باشد مصرف سوختش از خودرویی که شیشه راننده آن 40 درصد باز است کمتر است.
7-خلاص نکردن دنده پشت چراغ قرمز و ترافیک:این کار باعث وارد آمدن فشار مضاعف روی دوشاخه کلاچ و گیربکس و.. میشود.
8-گرفتن ترمز و کلاچ به صورت همزمان برای نگه داشتن خودرو: این کار خود باعث این میشود که متراژ ترمز افزایش پیدا کند زیرا زمانی که کلاچ درگیر است از نیروی ترمزی موتور نیز استفاده میشود و زمانی که کلاچ و ترمز باهم فشار داده میشود خود باعث دیرتر ایستادن خودرو میشود بهترین کار این است که ترمز را فشار داده وقبل از اینکه خودرو به لرزش بی افتد کلاچ را بگیریم.
9-با سرعت پایین در لاین سرعت حرکت کردن و بالعکس:بسیار دیده شده که رانندگانی با سرعت های بسیار پایین در لاین سرعت حرکت میکندد و در عوض رانندگانی با سرعت های زیاد در لاین های کناری حرکت میکنند که هر دو باعث ایجاد خطرات جبرا ن نا پذیری میشوند.
10-ریختن آب لوله کشی داخل رادیاتور: این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در رادیاتور و واتر پمپ و موتور میشود و بسیار دیده شده که حتی باعث سوختن واشر سر سیلندر هم شده. بهترین کار این است که آب را جوشانده و بگزاریم تا سرد شود و دوباره آن را بجوشانیم هرچه دفعات سرد شدن وجوشاندن بیشتر شود آب سالم تر میشود فقط دقت کنید که بعد از سرد شدن رسوبات در ته ظرف است پس از ریخت ته آب به داخل رادیاتور خود داری کنید البته مایع های آماده هم در بازار هست که خوب روش اول قابل اطمینان تر است.
11- ریختن آب لوله کشی داخل منبع شیشه شور:این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در منبع ، شلنگ ها، نازل و پمپ آب آن میشود برای تامین این آب هم میتوان از روش بالا استفاده کرد البته مایع های آماده هم در بازار هست .
12-سنگین کردن بیش از حد خودرو:پر کردن صندوق عقب با وسایلی که به آن احتیاجی نیست باعث بالا رفتن مصرف سوخت میشود حدالامکان باید خودرو خود را سبک کنیم .
13-نصب باربند در مواقعی که به آن نیاز نداریم: باربند را فقط باید زمانی ببندیم که به آن احتیاج داریم زیرا وجود باربند باعث بالا رفت مصرف سوخت حداقل به میزان 10 درصد میشود
14-نشاندن کودک روی پای سرنشین جلوی خودروی ایربگ دار: این کار بارها دیده شده که بسیار هم خطرناک هست و در یک تصادف کوچک اگر ایربگ باز شود حتما کودک خفه خواهد شد بهتر است همیشه کودک روی صندلی مخصوص در ردیف عقب بشیند
15-استفاده از بنزین معمولی در خودروهای دارای مبدل کاتالیستی:بنزین های معمولی موجود در کشور با اینکه روی پمپ ها نوشته بدون سرب اما باز هم مقدار زیادی سرب دارد که سرب موجود در آن قاتل مبدل کاتالیستی است و با توجه به اینکه بنزین سوپر کیفیت بهتری نسبت به بنزین معمولی دارد بهتر است از بنزین سوپر استفاده شود.
16-دقت نکردن به سطح کیفی روغن موتور و تطبیق آن با سطح کیفی روغن توصیه شده توسط کارخانه: مثلا چند وقت پیش دیدم که فردی در موتور پراید داشت روغن توتال 5000 میریخت و پس از اینکه به او توضیح دادم که سطح کیفی توتال 5000 sj است و روغن موتور سازگار با پراید sf یا sg است در انتخاب روغن خود تجدید نظر کرد.
17-استفاده از نور بالا در مه: در شرایط مه آلود استفاده از نور بالا دید را کمتر میکند در این شرایط نور خودرو باید روی نور پایین باشد و اگر خودرو مه شکن دارد باید آن را روشن کرد
18-خاموش نکردن خودرو پس از طی مسافت طولانی : این کار برای ماشین های گازوییلی است نه بنزینی بیشتر دیده شده رانندگان صبر میکندد تا فن خودرو خاموش شود سپس موتور را خاموش میکنند این کار ضرر جدی به موتور وارد میکند کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد.اگر خودرو بیش از اندازه گرم باشد زمانی که اتومبیل را خاموش کنیم سیستم فن اتوماتیک روشن میماند و نیازی به روشن گذاشتن ماشین نیست
19-تکیه پا به کلاچ:بسیار دیده شده رانندگانی که وقتی حتی با دنده پنج در اتوبان حرکت می کنند پای خود را روی کلاچ تکیه میدهند و کلاچ کورس کامل خلاصی را طی میکند و این کار باعث فشار آمدن به گیربکس میشود.
20-جلو آوردن بیش از حد صندلی:خیلی از افراد(البته بیشتر خانم ها) فکر میکنند هرچه صندلی جلو تر باشد تسلط راننده بیشتر میشود و به اصطلاح دست فرمون خوب میشود.خیر اینطور نیست صندلی باید طوری باشد که راننده کاملا راحت باشد
21-گاز دادن قبل از خاموش کردن خودرو:این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار مضر است زیرا زمانی که شما گاز میدهید وسپس سویچ را میبندید مقداری بنزین نسوخته باقی میماند که خود باعث خرابی سوزن انژکتور و بد کار کردن خودرو در هنگام استارت زدن میشود.
22-گاز دادن قبل از روشن کردن خودروی انژکتوری:این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار بی فایده است.
23-پارک کردن خودرو خلاف جهت خیابان:زمانی که شما خودرویتان را مثلا در سمت راست خیابان به صورت عکس پارک کنید اگر خدایی نکرده خودرویی با خودروی شما برخورد کند شما مقصر حادثه شناخته میشوید.
24-خاموش شدن خودرو به دلیل نداشتن سوخت:این کار در بعضی اوقات باعث سوختن پمپ بنزین میشود و اصولا نباید گذاشت چراغ بنزین روشن شود زیرا رسوبات و ناخالصی های ته باک وارد مسیر سوخت میشود و باعث اختلال در کار پمپ بنزین؛فیلتر بنزین و نهایتا انژکتور میشود
این تست از کتاب" كوكولوژي" اثر «تاداهياكو ناگاوو» و « ايسامو سايتو» که بازيهاي جذاب و سرگرمكننده خودشناسي و روانشناسي را دربردارد، انتخاب شده اين كتاب توسط چكاد سرامي و شاهين دهقان ترجمه شده است.
كوكولوژي (kokology) تركيب دو واژه كوكورو (kokoro) به معناي ذهن، روح و احساسات در زبان ژاپني و لوژي (logia) به معناي شناختن و مطالعه به زبان يوناني است.
مطالب و مباحث اين كتاب براي هر فردي در سنين مختلف جذاب خواهد بود و به همين دليل يكي از پرفروشترين كتابها در دو كشور آمريكا و ژاپن بوده است.
پرنده آبی
روزی پرنده ای آبی رنگ ناگهان از پنجره وارد اتاق شما میشود و در آنجا به دام می افتد.
چیزی در این پرنده شما را به خود جذب میکند و تصمیم میگیرید آن را نگه دارید.
اما روز بعد در عین شگفتی متوجه میشید رنگ پرنده از آبی به زرد تغییر کرده است.
این پرنده استثنایی دوباره تغییر رنگ می دهد و در صبح روز سوم به رنگ قرمز روشن در می آید و در روز چهارم سیاه رنگ است.
سوال؟
اکنون روز پنجم است، وقتی از خواب برمی خیزید این پرنده چه رنگی است؟
1. پرنده تغییر رنگ نمی دهد و سیاه باقی می ماند.
2. پرنده به رنگ آبی که در ابتدا داشت باز میگردد.
3. پرنده سفید می شود.
4. پرنده طلایی می شود.
جواب ها باید در همین 4 جواب بالا جستجو بشه و رنگ های دیگه مثل سبز ، بنفش ، زرد و بی رنگ مد نظر نیست.
خوب فکر کنید، هر وقت به نتیجه رسیدید پایین این ایمیل رو بخونید
با توجه به توضیحات بالا باید متوجه شده باشید که به هیچ وجه سرکاری نیست.
پس با احساس خودتون جواب بدید و بعد جواب رو ببینید!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب تست شناخت احساسات :
پرنده ای که در اتاق شما بدام افتاد، نماد خوشبختی است، اما ناگهان تغییر رنگ داد و در شما دلهره واضطرابی نسبت به ناپایداری خوشی و شادمانی بوجود آورد.
عکس العمل شما در این وضعیت نشان دهنده ی پاسخ شما به مشکلات و بلاتکلیفی ها در زندگی واقعی است.
1. کسانی که گفتند پرنده سیاه باقی میماند دیدگاهی بدبینانه دارند.
آیا شما باور دارید اوضاع هیچ وقت بهبود نمی یابد؟ به یاد داشته باشید همیشه پایان شبه سیه سپید است.
2. کسانی که گفتند پرنده دوباره آبی میشود خوش بین و عمل گرا هستند.
شما باور دارید زندگی ترکیبی از خوب و بد است و مقابله کردن و سرسختی نشان دادن در برابر این واقعیت سودمند نیست. مشقات و ناملایمات را با خونسردی می پذیرید و اجازه می دهید زندگی روال طبیعی خود را طی کند. این دیدگاه باعث میشود از تلاطم ناملایمات و سختیها با موفقیت بیرون آیید.
3. کسانی که گفتند پرنده سفید میشود در برابر فشارهای زندگی مصمم و خونسردند.
شما در زمان بحران وقت خود را در تردید و دودلی تلف نمی کنید اگر وضعیت بغرنج شود ترجیح میدهیدجلوی ضرر را بگیرید و به دنبال راه دیگری برای رسیدن به هدفتان می گردید و در غم و اندوه گرفتار نمی شوید. این روش محتاطانه بدین معنی است که اوضاع بطور طبیعی بر وفق مراد شما پیش خواهد رفت.
4. کسانی که گفتند پرنده طلایی میشود ، بی باک و نترس هستند.
شما معنی بحران را نمیدانید برای شما هر بحرانی ، یک فرصت است. این جمله ناپلئون که گفته است«غیر ممکن ... ، این واژه فرانسوی نیست » درمورد شما صدق میکند. اما مواظب باشید این اعتماد به نفس زیاد ، مرز بین شجاعت و حماقت را از بین نبرد.
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است. وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه - چهار ساله ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. گزارش ایسکانیوز می افزاید ، او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.

مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده
می شد:
عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت !!
آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد بلكه چیزی است كه خود می سازد .
رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم ، دوست داشته باشیم .
۱۰ درصد از زندگی ، چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد
90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند .
تصمیمات كوچك را باید بامغزگرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
زندگی مساله در اختیار داشتن كارت های خوب نیست بلكه خوب بازی كردن با كارت های بد است .
انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد وكمال خود ادامه مي دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود .( برگرفته از قطعه اي زيبا ازگابريل گارسيا)
مهم نیست چه سنی داری هنگام سلام کردن مادرت را در آغوش بگیر
از یاد خدا غافل مشو,فروتن باش
پیش از آنکه تو به دنیا بیایی خیلی از کارها انجام شده بود.
از کسی که چیزی برای از دست دادن ندارد، بترس.
هیچوقت به کسی که غم سنگینی دارد نگو « میدانم چه حالی داری » چون در واقع نمیدانی.
یادت باشد گاهی اوقات بدست نیاوردن آنچه میخواهی نوعی شانس و اقبال است.
هیچوقت به یک مرد نگو موهایش در حال ریختن است. خودش این را میداند.
از صمیم قلب عشق بورز. ممکن است کمیلطمه ببینی، اما تنها راه استفاده بهینه از حیات همین است.
در مورد موضوعی که درست متوجه نشده ای درست قضاوت نکن.
وقتی از تو سوالی را پرسیدند که نمیخواستی جوابش را بدهی، لبخند بزن و بگو: «برای چه میخواهید بدانید؟»
هرگز موفقیت را پیش از موقع عیان نکن.
هیچوقت پایان فیلم ها و کتابهای خوب را برای دیگران تعریف نکن.
وقتی احساس خستگی میکنی اما ناچاری که به کارت ادامه بدهی، دست و صورتت را بشوی و یک جفت جوراب و یک پیراهن تمیز بپوش. آن وقت خواهی دید که نیروی دوباره بدست آورده ای.
هرگز پیش از سخنرانی غذای سنگین نخور.
راحتی و خوشبختی را با هم اشتباه نکن.
هیچوقت از بازار کهنه فروشها وسیله برقی نخر.
شغلی را انتخاب کن که روحت را هم به اندازه حساب بانکی ات غنی سازد.
سعی کن از آن افرادی نباشی که میگویند : آماده، هدف، آتش
هر وقت فرصت کردی دست فرزندانت را در دست بگیر. به زودی زمانی خواهد رسید که او اجازه این کار را به تو نخواهد داد.
چتری با رنگ روشن بخر. پیدا کردنش در میان چتر های مشکی آسان است و به روزهای غمگین بارانی شادی و نشاط میبخشد.
وقتی کت و شلوار تیره به تن داری شیرینی شکری نخور.
هیچوقت در محل کار درمورد مشکلات خانوادگی ات صحبت نکن.
وقتی در راه مسافرت، هنگام ناهار به شهری میرسی رستورانی را که در میدان شهر است انتخاب کن. اگر کسی تو را پشت خط گذاشت تا به تلفن دیگری پاسخ دهد تلفن را قطع کن. در روز تولدت درختی بکار
طوری زندگی کن که هر وقت فرزندانت خوبی، مهربانی و بزرگواری دیدند، به یاد تو بیفتند.
بچه ها را بعد از تنبیه در آغوش بگیر.
فقط آن کتابهایی را امانت بده که از نداشتن شان ناراحت نمیشوی.
ساعتت را پنج دقیقه جلوتر تنظیم کن.
هنگام بازی با بچه ها بگذار تا آنها برنده شوند.
شیر کم چرب بنوش.
هرگز در هنگام گرسنگی به خرید مواد غذایی نرو. اضافه بر احتیاج خرید خواهی کرد.
فراموش نکن که خوشبختی به سراغ کسانی میرود که برای رسیدن به آن تلاش میکنند.
هر که سوادش کمتر درآمدش بیشتر
از قدیم گفته اند وقت طلاست به عبارت دیگر : زمان = پول (معادله 1)
همین طور گفته اند توانا بود هرکه دانا بود یعنی : توان = علم (معادله 2)
می دانید که : زمان / کار = توان
با جایگذاری معادله 1 و 2 در معادله سوم به این معادله می رسیم :
پول / کار = علم
که می توانیم آن را به این صورت بازنویسی کنیم :
علم/ کار = پول
بنابراین:
نويسنده:مهدی امامقلی
واکاوی حرکتهای دانشجویی در یک دهه اخیر نشان میدهد که هرگاه جریان دانشجویی مولفه استقلال را از کف داده و از آرمانهای اولیهاش جدا شده و به افراط و تفریط دچار شده، راه اصلی حرکتهای دانشگاهی را معطوف انحراف و استحاله کرده است و حرکتی را که روزی برای برپایی نماز (جهت اصلی تاسیس انجمنهای اسلامی در دهه 20) منعقد شده بود تحتتاثیر اندیشههای سکولاریستی و لیبرالی قرار داده...
بیتردید جنبش دانشجویی به دلیل برخورداری از شاخصهای ذاتی و ممتاز خود (جوانی، برآمدن از حوزههای علمی و آکادمیک و استقلال از جریانات حزبی و جناحی)، گستردهترین و اثرگذارترین جریان اجتماعی یک کشور است. از همین رو است که همواره در تشکیل، تحول یا تغییر گفتمانهای اجتماعی یا پارامترهای ساختاری و ارزشی یک کشور، نقش دانشجو و دانشگاه نسبت به دیگر گروهها و جریانات اجتماعی و سیاسی یک کشور پررنگتر و ملموستر بوده است. به همین دلیل است که همه رهبران عالم جدای از ایدئولوژی حاکم بر جامعه، همواره نگاه ویژهای را نسبت به دانشجو و محافل علمی و نخبگانی خود داشتهاند. از این رو در پنجاه و هفتمین سالروز شهادت 3 تن از دانشجویان مسلمان (واقعه 16 آذر1332) بررسی تاریخی و تحلیلی جنبش دانشجویی در کشور ایران و شاخصهای آن در دهه عدالت و پیشرفت قابل تامل به نظر میرسد.
جنبش دانشجویی ایران، پرسابقهترین جریان دانشجویی جهان
گرچه بهزعم مورخان، نخستین دانشگاه جهان، دانشگاه جندیشاپور بوده که در ایران و در دوران ساسانی (579 م) تاسیس شده و از مهمترین مراکز آموزشی و تحقیقی دنیای آن زمان بوده اما محافل آکادمیک و دانشگاهی غربی دارای سابقه و تشکیلات بیشتری بوده و در ایران هم تاسیس دانشگاه در ابتدا محدود و دارای بستری سکولاریستی و لیبرالی بوده است.
جدای از تقدم و تاخر تاریخی غرب و ایران در تاسیس دانشگاه، به جرات میتوان گفت جنبش دانشجویی کشور ایران یکی از پرسابقهترین جریانات دانشجویی جهان بوده است چه آنکه اصولا دانشجویان دانشگاههای غرب بر اساس آموزههای غلط مدرنیسم و بروکراسی، دانشگاه را تنها برای آموختن تکنیکهای مادی و مالی (امرار معاش شخصی و پیشرفتهای مبتنی بر صنعت و ماشین) به عنوان دورهای فراتر از دوران آموزش ابتدایی خود میدانستند و با پز و تز روشنفکری در قالب «شهروند خوب درسخوانده»، کاری با تحولات داخلی و خارجی و فراز و نشیبهای اجتماعی کشورشان نداشتند. ناگفته نماند در طول 2 سده گذشته، دانشگاههای غربی تنها برای تحقق اهداف نظام سلطه غربی پدید آمدند که تاسیس دانشگاه «ژیلام» و «مدرسه افلاطونیها» با انگارههای لیبرالیستی در فرانسه و انگلیس و تکثر و انتقال آن به دیگر کشورهای غربی آن هم علیه گفتمان مسیحی حاکم بر غرب مصادیقی از این ادعاست.
در ایران نیز چنین طرز تفکری، پیشفرض و مقدمه تاسیس دانشگاه تهران شد. حکومت پهلوی در سال 1313 سنگ بنای دانشگاهی را بنا نهاد تا مقدمات انتقال پیشرفتهای غربی برآمده از مفروضات و انگارههای تمدن غربی به ایران فراهم شود تا شاید ملت ایران در سایهسار آموزههای غربی به مرحلهای از پیشرفت و ترقی در فرهنگ، تمدن و صنعت برسد! در تاریخ معاصر ایران (در کتاب تاریخ 20 ساله ایران، نوشته سیدحسین مکی) آمده است که هنگام تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 یکی از روشنفکرنماهای رژیم منحوس پهلوی عنوان کرده که تاسیس دانشگاه تهران برای صیقل دادن عقل و روح ایرانیان است و بس! غافل از آنکه 3 سال بعد از تاسیس دانشگاه تهران، جمعی از دانشجویان مسلمان برآمده از خانوادههای مذهبی جامعه سنتی ایران به دلیل باورداشت هنجارهای مکتبی جامعه اسلامی و ایرانی و جهتگیریهای نظری و عملی مبتنی بر اسلامخواهی، در برابر هزینهکرد هنگفت مسؤولان وقت دانشگاه تهران (14هزار تومان) برای حضور ولیعهد وقت در دانشگاه اعتراض کرده، دستگیر و اعدام خواهند شد! و نطفه بیش از 70 سال مبارزه علیه زور، بیمنطقی و بیعدالتی را در جهان شکل میدهند.
بازگشت به گذشته، بازتعریف و حرکت رو به جلو
جنبش دانشجویی مسلمان از سال 1321 به بعد با تاسیس انجمنهای اسلامی به انسجام استراتژیک رسید، 16 آذر 32، استکبارستیزی دانشجویی را به اوج رساند و در سالهای41 و 42 با همراهی نهضت اسلامی پیشگام حرکتهای ضداستبدادی رژیم خارجی و داخلی شد، در13 آبان 58 حماسهساز انقلاب دوم شد و در سال 59 به بعد با حضور در جبهههای حق علیه باطل، به استقبال جهاد، ایثار و شهادت رفت و در سالهای پس از تثبیت جمهوری اسلامی با تکثر تشکیلاتی و انسجام تئوریک حول محور اسلامخواهی و ولایتمداری در سپهر سیاسی و اجتماعی کشور ادامه حیات داد و با پرچم دانشجوی مسلمان در دهه پیشرفت و عدالت، هویت دیدهبانی جامعه اسلامی و افسران جنگ نرم علیه دشمن را معنا بخشید. نگاهی کوتاه به فراز و نشیبهای تاریخ معاصر جریان دانشجویی گویای این واقعیت است که فصل مشترک اثربخشی جریانات دانشجویی، انتقاد، استقلال، آرمانخواهی و پیگیری گفتمان عدالتخواهی بوده است. بنابراین جنبش دانشجویی مسلمان باید در فضای کنونی به بازتعریف و بازخوانی حرکتهای اجتماعی گذشته خود پرداخته و با بازگشت به اصول و تعریف چشمانداز مبتنی بر آنها، استراتژی رو به جلو را تعریف کرده و آن را در اولویت برنامههای خویش قرار دهد چه؛ حرکت دانشجویان مسلمان در 16، 17 و 18 آذر سال گذشته در مواجهه با فتنه داخلی و خارجی مدلولی بر این ادعاست.
استقلال، آرمانخواهی و دوری از افراط و تفریط
واکاوی حرکتهای دانشجویی در یک دهه اخیر نشان میدهد که هرگاه جریان دانشجویی مولفه استقلال را از کف داده و از آرمانهای اولیهاش جدا شده و به افراط و تفریط دچار شده، راه اصلی حرکتهای دانشگاهی را معطوف انحراف و استحاله کرده است و حرکتی را که روزی برای برپایی نماز (جهت اصلی تاسیس انجمنهای اسلامی در دهه 20) منعقد شده بود تحتتاثیر اندیشههای سکولاریستی و لیبرالی قرار داده و بهطور دینامیک در صف مخالفان جنبش دانشجویی مسلمان قرار داده است. به دلیل همین افراط گریها و تمسک به کانونهای قدرت و ثروت، امثالی چون طبرزدی که هر روز در نماز جماعت دانشگاه شرکت میکردند سرانجام در جهت مخالفت با ساختارهای قانونی و شرعی نظام اسلامی، هویت خود را در تابعیت رژیمهایی چون اسرائیل دیدند. باطبی و عطری که لیدرهای اصلی انجمنهای اسلامی دفتر تحکیم وحدت وقت بودند سرانجام لحاف خود را در رسانههای خارجی چون VOA پهن کردند. «حمزه- غ» عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت مدرس به دلیل مبتلا شدن به همین استراتژیهای رادیکال، مسؤول شاخه جوانان ستاد انتخاباتی فلان کاندیدا در انتخابات اخیر ریاستجمهوری شد و در نهایت چندی پیش از کشور گریخت. مجید توکلی که لیدر طیف مدرن دانشجویی در دانشگاه تهران بود، در غائله فتنه 88، پس از ایجاد اغتشاشات سازماندهی شده، حین فرار از دانشگاه امیرکبیر در حالی که لباس زنانه به تن داشت، دستگیر شد. ناگفته پیداست بازخوانی علل و عوامل غائله 18 تیر 78 که عدهای دانشجونمای وابسته به حلقه کیان، جریان موسویخوئینیها و روزنامه سلام آن را به راه انداختند و در برابر آرمانهایشان طغیان کرده بودند از همین دست است. از این رو، آرمانخواهی و دوری از افراط و تفریط باید در مانیفست جنبش دانشجویی مسلمان بازتعریف شود تا در پیکره تئوریک و تشکیلاتی جریانات دانشجویی اینگونه انحرافات تاسفبرانگیز تکرار نشود.
پیگیری گفتمان انتقادی، عدالتخواهی و مراقبت از گفتمان عدالت
دکتر لنکرانی، وزیر بهداشت دولت نهم، در نشست دانشجویی انجمنهای اسلامی مشهد در سال 86 بدین مضمون عنوان کرد که «آقای احمدینژاد، گفتمان عدالت را از میان مطالبات و مواضع شما دانشجویان گرفته و این مایه خیر و برکت دانشجویانی چون شماست». در همین راستا نگاهی به تحرکات دانشجویی در چند سال اخیر نشاندهنده عمق استراتژیک مساله انتقاد و عدالتخواهی در میان دانشجویان و میزان آن در حوزههای تصمیمسازی و تصمیمگیری است. انتقاد و پیگیری مساله مدیریت دانشگاه آزاد از سوی دانشجویان و موج بیانیهها و تجمعات دانشجویی پیرامون این مساله که از سوی انجمنهای اسلامی دانشجویان مستقل کلید خورد، انتقاد به مدرک دکترای مرحوم کردان که در روز رایگیری مجلس (بیش از 3 ماه قبل از استیضاح) از سوی دانشجویان صورت گرفت و... حتی اخیرا موج اعتراضات دانشجویان پیرامون پولشویی و... نمونههایی بر طول و عرض گفتمان انتقادی و عدالتخواهی جریان دانشجویی در کشور است که باید همچنان پیگیری و تقویت شود اما نکته مهمتر از آن، نگهداری و مراقبت از گفتمان عدالت است چه آنکه عدهای از جریانات فتنهجوی داخلی و خارجی درصدد آنند تا عدالت برآمده از رهنمودهای رهبری، مطالبات دانشجویی و شعارها و طرحهای عدالتخواهانه جاری در امور کشور و برنامههایی از قبیل هدفمندی یارانهها و... را تحتتاثیر اهداف معاندانه و غرضورزانه قرار داده و حتی با رسوخ در بدنههای اجرایی کشور، عدالت را به مسلخ خودخواهیهای خود ببرند!
از این رو دهه چهارم حیات انقلاب اسلامی که از سوی مقام معظم رهبری به نام دهه عدالت و پیشرفت نامگذاری شده است، عرصه مغتنمی برای ظهور و بروز جنبش دانشجویی مسلمان و گفتمان عدالتخواهی در مسیر پیشرفت کشور است. این جنبش به دلیل برخورداری از مولفههای خاص خود میتواند به عنوان بهترین پیشتاز و پرچمدار گفتمان عدالتخواهی و مراقبت از آن باشد. به هر حال مساله عدالتخواهی امروز به عنوان گفتمان حاکم بر بخشهای جامعه اسلامی است و مسؤولیت جریانات دانشجویی خطیرتر از گذشته به نظر میرسد و دانشجویان باید با دقت و بصیرت و توجه به رهنمودهای رهبری از این مساله به خوبی عبور کرده و جنبش دانشجویی را به سرمنزل مقصود برسانند.
بصیرت و مبارزه با جنگ نرم دشمن
اگر 16 آذر 32، دانشجویان با مجهز شدن به سلاح بصیرت، در برابر آمریکاییها و عوامل کودتای 28 مرداد 32 سینه سپر کردند و شهادت را لبیک گفتند، امروز شاهد آن هستیم که همان دانشجویان مسلمان نیز با تمام ظرفیت کمی و کیفی خود در برابر همان امپریالیسم آمریکایی و پیادهنظامهای داخلی و فتنهگران قدعلم کرده و نقشههای شوم آنان را نقش بر آب کردهاند.فتنه 88 و نقش دانشجویان به عنوان «افسران جنگ نرم» در مقابله تئوریک و تشکیلاتی با کودتای مخملی غرب و جریان اپوزیسیون و حضور دانشجویان آگاه در گردهمایی روزهای 16، 17 و 18 آذر سال پیش و نیز حماسه 9 دی و 22 بهمن مصادیق روشنی از این ادعاست.رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار استادان و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت در ۱۳۸۷/۹/۲۴ با اشاره به واقعه 16 آذر فرمودند: «جالب است توجه کنید که 16 آذر در سال 32 که در آن 3 نفر دانشجو به خاک و خون غلتیدند، تقریبا 4 ماه بعد از 28 مرداد اتفاق افتاده، یعنى بعد از کودتاى 28 مرداد و آن اختناق عجیب- سرکوب عجیب همه نیروها و سکوت همه- ناگهان به وسیله دانشجویان در دانشگاه تهران یک انفجار در فضا و در محیط به وجود مىآید، چرا؟ چون نیکسون که آن وقت معاون رئیسجمهور آمریکا بود، آمد ایران. به عنوان اعتراض به آمریکا، به عنوان اعتراض به نیکسون که عامل کودتاى 28 مرداد بود، این دانشجوها در محیط دانشگاه اعتصاب و تظاهرات میکنند که البته با سرکوب مواجه میشوند و 3نفرشان هم کشته میشوند. حالا 16 آذر در همه سالها، با این مختصات باید شناخته شود. 16 آذر مال دانشجوى ضدنیکسون است، دانشجوى ضدآمریکاست، دانشجوى ضدسلطه است».
پرواضح است که مقابله با خواست ملت، شورش علیه دموکراسی، طغیان و عدم تمکین به قانون اساسی یک ملت، دخالت در امور داخلی یک کشور و مقابله با صلح و امنیت بینالمللی وجوه دیگری از تعاریف استکبار و ظلم است. بررسی فراز و نشیبهای سیاسی و اجتماعی کشور و بازخوانی حرکات جنبش دانشجویی پس از گذشت 57 سال از رخداد 16 آذر 32، گویای این واقعیت انکارناپذیر است که همچنان دانشجویان این مرز و بوم در برابر ظلم و بیعدالتی قیام میکنند و تاب تحمل، تساهل و تسامح در برابر هیچگونه زورگویی و بیمنطقی خارجی و داخلی را ندارند چه آنکه همین دانشجویان مسلمان یک دهه پس از حماسه 16 آذر، هویت واقعی و اسلامی خویش را با همراهی حضرت امام(ره) و نهضت اسلامی بازتعریف کردند و در ابتداییترین سالهای پیروزی انقلاب اسلامی با تسخیر لانه جاسوسی و سردادن شعار «لبیک یا خمینی» و بعدها با شعار «لبیک یا خامنهای» عمق استراتژیک خود را نسبت به آرمانهای میهن اسلامی و جمهوری اسلامی ایران اثبات کردند.امروز دانشجویان باید با تمسک به قطبنما و چراغ راه که همان «بصیرت» است مانند 16 آذر 32 مبارزه با دشمن را (با تکنیک مبارزه نرم) در شاکله فکری و عملی جریان دانشجویی صورتبندی و تعریف کنند تا ادامه دهنده بیش از نیم قرن مبارزه و تحققبخش رسالتهای اسلامی خویش باشند.
برگرفته ازسايت مركز اسناد انقلاب اسلامي به آدرس:
http://www.irdc.ir/fa/content/11285/default.aspx کد مطلب: 11285
نگارنده : حسين پارسائي
مقدمه :
از دیر باز و در سده های تاریخی مختلف بحث حقوق مردم و مرز بندیهای مربوط به آن ، به خصوص مسئولیت حاکمان و دستگاه های دولتی در برابر این حقوق و زیانهایی که ممکن است از جانب آنان به مردم وارد شود یکی از موضوعات مهم حقوقی در دستگاه های قضایی بوده است و هر ملتی جهت حفظ حقوق خود در مقابل قدرت حاکمه سعی نموده است که به طرق و شیوه های مختلف درقوانین تصویبی بااستنادبه منابع مختلف ،تاثیرگذاشته وبه نوعی چاره ای جهت حفظ حقوق خود بیاندیشد . در کشور ما نیز با توجه به منابع اسلامی و قوانین موجود تباش نموده اند که با ابزار های مردمی مختلف که مهمترین آن مجلس شورای اسلامی می باشد تا حدودی این حقوق خود را حفظ نمایند . از جمله این منابع و قوانین می توان به قاعده لاضرر و قاعده تسبیب در فقه ، مواد 132، 331 قانون مدنی ،مواد 1و2 قانون مسئولیت مدنی ،مواد 570 ، 572 ، 576 ، 578 قانون مجازات اسلامی به عنوان ضمانت اجراء و اصول 22 الی 25 و 32 ، 39 ، 40 قانون اساسی اشاره نمود . با وجود این همه قوانین جهت محدود نمودن دولت ها در تعرض به حقوق مردمی که موجد و حافظ این حقوق می باشند قوانین موضوعه ای وضع شده است که این توازن و برابری را مخدوش نموده وعملاً مردم را در رسیدن به حقشان در گیر بروکراسی های شدید اداری نموده ، کندی بسیار فاحشی را در روند رسیدن مردم به خواسته شان ایجاد نموده است . آن هم در مرحله ای که خواهان تازه از چنگ دادگستری و مراحل پیچیده و طولانی مدت آن خلاص شده و به جای اینکه یک نفس راحت بکشد دوباره روز از نو و روزی از نو می شود که چگونه رای قطعی گرفته شده به نفع خود را نسبت به قدرت حاکمه اجرا نماید . از جمله این قوانین موضوعه 2 ماده واحده ذیل می باشد :
1- قانون نحوه پرداخت محکوم به دولت و عدم تامین و توقیف اموال دولتی مصوب 15 /8/ 1365که مقرر می دارد : « وزارتخانه ها و موسسات دولتی که در آمد و مخارج آنها در بودجه کل کشور منظور می گردد ،مکلفند وجوه مربوط به محکوم به دولت در مورد احکام قطعی دادگاه ها و اوراق ثبتی و دفاتر اسناد رسمی و یا اجرای دادگاههاو سایر مراجع قانونی را با رعایت مقرارت از محل اعتبار مربوط به پرداخت تعهدات بودجه مصوب سال های قبل ،منظور در قانون بودجه کل کشور و درصورت عدم وجود اعتبار و عدم امکان تامین از محل های قانونی دیگر در بودجه سال بعد خود منظور و پرداخت نمایند .
اجرای دادگستری و ادارات ثبت اسناد و املاک و سایر مراجع قانونی دیگر مجاز به توقیف اموال منقول و غیر منقول وزارت خانه ها و موسسات دولتی که اعتبار و بودجه لازم را جهت پرداخت محکوم به ندارند تا تصویب و ابلاغ بودجه یکسال و نیم بعد از صدور حکم نخواهد بود . ضمنا دولت ازدادن هر گونه تامین درزمان مذکور نیز معاف می باشد ، چنانچه ثابت شود وزارتخانه ها و موسسات یاد شده با وجود تامین اعتبار از پرداخت محکوم به مستنکاف کرده اند ،مسئول یا مسئولین استنکاف توسط محاکم صالحه به یکسال انفصال از خدمات دولتی محکوم خواهند شد و چنانچه متخلف به وسیله استنکاف ، سبب وارد شدن خسارت بر محکوم له شده باشد ، ضامن خسارت وارده می باشد .
تبصره 1- دستگاه مدعی علیه با تقاضای مدعی باید تضمین بانکی لازم را به عنوان تامین مدعی به دادگاه بسپارد . در صورتی که دعوا یا مقداری از خواسته رد شود . به حکم دادگاه تضمین و یا مبلغ مانده به دستگاه مدعی علیه رد خواهد شد .
تبصره 2- « تبصره 53 قانون بودجه سال 1357 و تبصره 18 قانون بودجه سال 1334 لغو میشود.»
2- قانون راجع به منع توقیف اموال منقول و غیر منقول متعلق به شهردار ی ها مصوب 4/2/1361 که مقرر می دارند «وجوه و اموال منقول و غیر منقول متعلق به شهردارهااعم از اینکه در بانک ها و یا در تصرف شهرداری و یا نزد شخص ثالث و به صورت ضمانت نامه به نام شهرداری باشد ، قبل از صدور حکم قطعی قابل تامین و توقیف و برداشت نمی باشد .
شهرداری ها مکلفند وجوه مربوط به محکوم به احکام قطعی صادره از دادگاه ها و یا اوراق اجرایی ثبتی و یا اجرای دادگاه ها و مراجع قانونی دیگر را در حدود مقرارت مالی خود از محل اعتبار بودجه سال مورد عمل یا در صورت عدم امکان از بودجه سال آتی خود بدون احتساب خسارت تاخیر تأدیه به محکوم له پرداخت نمایند . در غیر این صورت ذینفع می تواند برابر مقرارت نسبت به استیفای طلب خود از اموال شهرداری تامین یا توقیف یا برداشت نماید .»
حال فرض کنیم شخص از دستگاه دولتی یا شهرداری زیانی دیده و بخواهد آن را وصول نماید . معلوم و مسلم است که هیچ دستگاه دولتی به محض مراجعه شخصی برای جبران زیانی که دیده فوراً برایش چک نمی کشد بلکه باید پروسه جدید اداری را طی نمایند آن هم صرفاً جهت گرفتن میزان طلب مشخص شده بدون احتساب خسارت تأخیر تأدیه و کاهش ارزش پول و ...
پس متوجه می شویم که این دستگاه ها جهت جبران میزان خسارت افراد خارج از دخالت دادن سلایق شخصی خود باید یک راه قانونی را طی نماید که رسیدن خواهان به طلب خود در این مورد به مثابه چشمه در دل کوه است و باید کوه را بکند تا به آن برسد، اين مطلب در راستاي نبيين موضوع تدوين شده است
کلیات
اصولاً درآیین دادرسی کیفری و اجرای احکام کیفری چون شخصیت فرد مورد توجه قرار می گیرد و اشخاص بدین لحاظ با هم متفاوت خواهند بود ؛ در اجرای این احکام و حتی تعیین مجازات ضمن توجه به جرم شخص ، وضعیت ایشان را نیز در تعیین مجازات و اجرای آن مؤثر می دانند . چون هدف اصلاح مجرم و برگشت آن به حالت سالم می باشد از هر وسیله ای جهت رسیدن به این هدف استفاده می شود تا مجرمین در هنگام ارتکاب جرم ضمن توجه به اعمال و رفتارهای خود یا از ارتکاب منصرف شوند و یا آن را تعدیل نمایند . مثلاً معرفی همدستان و شریکان در ارتکاب و به تبع آن تخفیف مجازات باعث می شود که مجرم در هنگام ارتکاب جرم با مشارکت دیگران این را هم مدنظر داشته باشند که حتی در صورت فـرار امکـان دارد همـدستـان ،او را معرفـی نمایند و یا مثلاً در یک حادثه ی رانندگی کمک راننده به مصدوم و گرفتن تخفیف مجازات می تواند جنبه ی تشویقی مناسبی جهت حمایت از حقوق زیان دیده و کمک به خود مجرم باشد .
این تفاوت در آیین دادرسی مدنی وجود ندارد و همه ی اشخاص حقیقی و حقوقی با هم یکسان هستند البته در این رابطه شخص حقوقی دولت صرفاً در اعمال تصدی با سایر افراد مساوی می باشد ولی در اعمال حاکمیت که بیشتر در راستای نظم عمومی می باشد اصلاً دولت مسئولیتی ندارد که بخواهد با دیگران مساوی باشد یا نامساوی .
توضیح این که دولت وقتی در اجرای وظایف خویش از حق حاکمیت و اقتدار استفاده نموده و در نقش آمر و فرمانده ظاهر شود اعمال حاکمیت نموده و وقتی به کارهایی می پردازد که مردم نیز در روابط خصوصی انجام می دهند و به نوعی در نقش تاجر و صنعتگر ظاهر شده و به داد و ستدمی پردازد اعمال تصدی می نماید .[1]
اما این تساوی در اجرای احکام مدنی با تصویب 2 ماده ی واحده نسبت به دولت و شهرداری ها رعایت نمی شود و به نوعی این دو نهاد در زمینه ی اجرای احکام دادگاه ها و پرداخت محکوم به نسبت به سایر اشخاص از برتری قابل توجهی برخوردار هستند که به نظر می رسد چون ماهیت کار این دو دستگاه خدمات عمومی می باشد ؛ قانونگذار توجه به این مسئله نموده است که اشخاص به راحتی نتوانند در خدمت رسانی و امورات آنان خلل ایجاد نمایند و حداقل این که این دو نهاد بتوانند جهت تأمین این گونه موارد برنامه ریزی نموده و تشریفات لازم را رعایت نمایند . اما همچنان که در مقدمه ی بحث آمد باعث بدبینی اشخاص نسبت به دستگاه قضایی و چنین نهادهای و به تبع آن نظام می شود چرا که محکوم له پس از پشت سر گذاشتن یک پروسه ی قضایی دوباره باید یک روند پیچیده ی اداری را نیز جهت رسیدن به خواسته ی خود طی نماید که ان شاء الله در بخش آینده با پرداختن به سیر تدوین و تصویب این دو ماده ی واحده و ابهامات و نکات مهم آن تا حدودی بـا هـدف واقـعی قانونگذار آشنا خواهیم شد .
تبیین ماده واحده های مصوب 1361 و 1365
در این رابطه برای واضح شدن هدف تصویب این دو ماده ی واحده بهتر است ابتدا مختصری از روند و سیر تصویب این دو ماده بیان شود . در تبصره ی 3 قانون بودجه ی سال 1357 ضمن توجه به تبصره ی 18 قانون بودجه ی سال 1334 آمده بود که « وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی مکلفند وجوه مربوط به محکوم به دولت در مورد احکام قطعی دادگاه ها موضوع تبصره ی 18 قانون بودجه ی سال 1334 کل کشور را با رعایت حق تقدم از حیث تاریخ ابلاغ دادنامه ی قطعی حسب مورد از محل اعتبار مربوط به پرداخت تعهدات بودجه ی مصوب سال های قبل منظور در قانون بودجه ی کل کشور و یا از محل اعتبارات مصوب دیون بلامحل بودجه ی مربوط تأمین و پرداخت نمایند » .[2]
در این رابطه چند نکته لازم به ذکر است :1- منظور از دیون بلامحل چیست : در ماده ی 8 قانون محاسبات عمومی کشور در رابطه با دیون بلامحل چنین آمده است بدهیهای قابل پرداخت سنوات گذشته که در بودجه ی مربوط اعتباری برای آنها منظور نشده و یا زائد بر اعتبار مصوب و در هر دو صورت ناشی از احکام قطعی صادره از طرف مراجع صالحه ، بدهی به سایر وزارت خانه ها و مؤسسات و شرکت های دولتی از بابت خدمات انجام شده و سایر بدهی هایی که خارج از اختیار دستگاه ایجاد شده باشد .[3]
2- پرداخت در همان سال ، رعایت حق تقدم از حیث تاریخ ابلاغ و دادنامه ی قطعی نیز از نکات قابل ذکر در این تبصره می باشد .
در سال 1361 قانونگذار ماده ی واحده ای را تصویب می کند که به موجب آن توقیف و تأمین اموال شهرداری با رعایت تشریفاتی امکان دارد اتفاق بیفتد اما در این ماده واحده هم نکاتی نهفته است که به ذکر آن می پردازیم .
1- طبق این ماده ی واحده حتماً باید رأی صادره از دادگاه ها یا سایر مراجع قانونی و یا اجرائیه ثبتی باشد .
2- شهرداری باید در بودجه ی همان سال و یا سال آتی اقدام نماید .
3- چنانچه شهرداری محل موردنظرراداشته باشدواقدام ننماید شهرداربه مدت یکسال ازخدمت منفصل می شود .
4- در صورتی که محل در همان سال یا سال آتی تأمین نشود ذینفع می تواند نسبت به توقیف و تأمین اموال شهرداری اقدام نماید .
5- قابل توقیف نبودن تا قبل از صدور حکم قطعی است و بعد از صدور حکم قطعی اگر شهرداری به تکلیف خود در بودجه ی همان سال یا سال آتی دیگر عمل نمود توقیف اموال امکان پذیر نیست .
6- چون در ماده آمده است تا قبل از صدور حکم قطعی قابل توقیف و تأمین نیست . پس تأمین اصلاً معنایی ندارد در این موضوع .
7- فرقی نمی کند که این اموال نزد شهرداری یا اشخاص دیگر و یا حتی به صورت ضمانت به نام شهرداری باشد در هر صورت قبل از صدور حکم قطعی قابل تأمین و توقیف نیست .
8- اموال موضوع ماده ی واحده نیز اعم است از منقول ، غیر منقول و ... نزد شخص ثالث باشد یا خود شهرداری ، به صورت ضمانت نامه در بانک باشد یا جای دیگر .
9- عدم احتساب خسارت تأخیر تأویه در رابطه با محکوم به که خود سبب مشکلات عدیده ای برای محکوم له و در صورت پیش بینی آن برای شهرداری دارد .
در زمان تصویب این ماده چنین تصور می شد که چه دلیلی باعث شده که صرفاً شهرداری ها اموالشان به سهولت قابل تأمین و توقیف نباشد . اگر به هدف اصلی آن نگاه کنیم خوب دولت نیـز که شخصیت حقوقی بزرگ تر از شهرداری است نیز با این مشکلات مواجه است ؛ به همین دلیل عده ای این نظر را داشتند که شهرداری به عنوان یک نمونه ی قابل تسری به مؤسسات و ادارات دولتی هم می باشد ، پس در مورد دولت نیز باید اعمال شود . در مقابل هم عده ای با توجه به پیش بینی نحوه ی پرداخت محکوم به دولتی در بودجه سال 1357 و نص صریح ماده واحده که صرفاً شهرداری ها را نامبرده است این ماده واحده را محدود به شهرداری ها می دانستند تا این که پس از یک برهه بلاتکلیفی مراجع قضایی در این زمینه ، قانونگذار در سال 1365 این ابهام ایجاد شده را با تصویب ماده ی واحده ای تحت عنوان نحوه پرداخت محکوم به دولتی و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی برطرف نمود ، هر چند خود این ماده باز هم دارای ابهاماتی من جمله شمول یا عدم شمول شرکت های دولتی ، امکان یا عدم امکان توقیف بعد از یک سال و نیم ، تضمین بانکی موضوع تبصره و ضمانت اجرای آن و ... است. اما همین که باعث خاتمه دادن به اختلاف نظرها نسبت به امکان توقیف یا عدم توقیف اموال دولتی در دادگستری ها و سایر مراجع قانونی داد بسیار ثمر بخش بود .
حال که سیر قانونگذاری در رابطه با نحوه ی اجرای احکام صادره علیه ادارات دولتی و معنا و مفهوم دولت را بیان نمودیم در این مبحث به سؤالات و ابهامات موجود در این زمینه می پردازیم :
1- آیا این ماده شامل شرکت های دولتی هم می شود ؟
در پاسخ به این موضوع اختلاف نظر وجود دارد ، عده ای ملاک تشخیص را منظور شدن درآمد و مخارج در بودجه کل کشور قرار می دهند و بنا به مورد باید با این موضوع تطبیق داده شود تا آن را مشمول قرار دهند . اما به نظر اینجانب اولاً این ماده واحده از مستثنیات است و مستثنیات را نمی شود تغییر موضع نمود و باید در معنای محدوده خودش تفسیر شود ،ثانیاً وقتی که در قانون محاسبات عمومی کشور مؤسسات دولتی و شرکت های دولتی را جداگانه تعریف نموده است و در عمل نیز این دو موضوع در زمینه هایی چون سازمان و امور استخدامی ، بودجه و حسابداری و اداره ی اموال و معاملات با هم تفاوت دارند ضمن توجه به این که قانونگذار در فهرست وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی و وابسته به دولت از شرکت ها نامی نبرده است چگونه می توان نص صریح این قانون که صرفاً از وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی سخن به میان آورده است را رعایت ننمود و آن را تفسیر موسع نمود .
2- آیا مقررات قانون نحوه ی پرداخت محکوم به دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب سال 1365 در مورد بانک مرکزی قابل اعمال است ؟
طبق نظریه اداره ی کل حقوقی و تدوین قوانین قوه ی قضائیه : طبق قسمت صدر ماده واحده قانون نحوه ی پرداخت محکوم به دولت و عدم تأمین و توقیف اموال دولتی مصوب 1365 ، منحصراً « وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی که درآمد و مخارج آن ها در بودجه کل کشور منظور می گردد ... » مشمول قانون مزبور هستند و نظر به این که بانک مرکزی از شمول تعریف مؤسسه ی دولتی مذکور در ماده ی 5 قانون محاسبات عمومی کشور مصوب 1366 خارج است مشمول قانون نحوه ی پرداخت محکوم به دولت و . . . نیست .[7]
3- بعد از گذشت یک سال و نیم آیا این وضعیت استثنائی برطرف شده و با دولت نیز مثل سایر اشخاص برخورد می شود ؟
اداره ی حقوقی قوه قضائیه پیرامون این مصوبه چنین اظهار نظر کرده است : « از مفهوم مخالف ماده ی واحده ی قانون نحوه ی پرداخت محکوم به دولت مصوب 1365 چنین استنباط می شود که چنانچه ظرف یکسال و نیم پس از انقضای سال صدور حکم علیه دولت ، محکوم به مورد نظر به شرح مذکور در همان ماده ی واحده ی مزبور پرداخت نشود اجرای دادگاه می تواند مطابق مقررات قانونی اجرای احکام مدنی مصوب سال 1356 رفتار کند . »[8]
4- آیا همه ی اموال ادارات دولتی تضمین پرداخت محکوم به است ؟
اطلاق قانون ظهور در این معنی را دارد اما اگر توجه داشته باشیم اموال دولتی به معنای وسیع آن که شامل مباحات و مشترکات عمومی است را شامل نمی شود چون این ها اموال خاص دولت نیستند بلکه تحت نظارت و مدیریت دولت هستند . در رابطه با اموال برخی ادارات و مؤسسات دولتی به خصوص میراث فرهنگی نیز این حکم نمی تواند جاری باشد چون اموال منقول و غیر منقول که جزء میراث فرهنگی هستند باز اموال خاص آن سازمان نمی باشد و قابل توقیف نیست .
5- دامنه ی شمول این ماده ی واحده آیا مؤسسات و نهادهای انقلابی را هم دربر می گیرد ؟
با توجه به نص صریح قانونگذار و دسته بندی هایی که قانون محاسبات عمومی از ادارات و مؤسسات دولتی و نهادهای انقلابی به صورت جداگانه نموده است قطعاً دامنه ی شمول این ماده شامل مؤسسات و نهادهای انقلابی نمی شود . پس اولاً چون قانونگذار نامی از این مؤسسات انقلابی چه به صورت عام یا موردی و خاص نبرده است پس باید گفت مشمول بودن نیاز به تصریح دارد و چون تصریحی نشده پس شامل نمی شوند . ثانیاً اگر بنا بود این موسسات مشمول باشند چرا شهرداری که از جمله همین موسسات است و در لیست آنها در قانون دیوان محاسات نیز ذکر شده است مصوبه خاص دارد ، پس نتیجه می گیریم که قانونگذار اگر بنا داشت این گونه موسسات نیز مشمول باشند یا مثل شهر داری مصوبه خاص برای آنها داشت و یا آنهارا صریحاً مشمول ماده واحدهء مذکور قرار می داد.
6-آیا اگر رای صادره علیه ادارهءاوقاف بود اموال وقفی قابل توقیف است ؟
باید گفت که اولاًاموال وقفی دارای شخصیت حقوقی منحصر به خود و قواعد و مقررات مخصوص می باشند و توقیف آنها با هدف وقف سازگاری ندارد .
ثانیاً : این اموال مثل اموال عتیقه میراث فرهنگی و یا مشترکات عمومی دولت اموال خاصی هستند که قابل تامین و توقیف نیستند .
7- با اینکه در زمان تصویب ماده واحده مربوط به شهرداری ، شورا ها شهر عملاً به وجود نیامده بودند . در صورت صدور اجرائیه علیه شهر داری ها در رابطه با بودجه آنها چه کسی پاسخگو است ؟
به نظر می رسد با توجه به اینکه مقررات شورای شهر نسبت بودجه شهرداری بیشتر جنبه خود شهردار می باشدو عرفاً هم مردم شهر دار را پاسخگو می دانند و شورای شهر را به عنوان ناظراعمال این نهاد قلمداد می نمایند . با این وجود باز هم شهردار است که باید پاسخگو باشد .
8- اگر رأیی از کشور خارجی علیه یکی از موسسات دولتی ایران صادر شود در اینجا دولت باید پاسخگو باشد یا موسسه محکوم علیه ؟
در این رابطه چون کشور های خارجی در مقام پاسخگویی و به لحاظ نظام سیاسی دولت ها را می شناسند در اظهارات و بیانات خوداعلام می دارند که رأی علیه دولت ایران صادر شده است اما باید توجه داشت که این رأی صادره اگر منافع ملی و حقوقی عامه باشد .دولت باید پاسخگو باشد ولی اگر نسبت به موردی خاص برای وزارت خانه ها یا موسسات دولتی باشد در اینجا خود آن نهاد یاموسسه باید پاسخگو باشد و در صورت پرداخت هزینه از بودجه اختصاصی همان موسسه یا نهاد کسر خواهد شد .
نتیجه
با نگاهی به قوانین و مقررات مصوب در رابطه با میزان مسئولیت دولت و عناصر دولتی خصوصاً ماده واحده ای که اخیراً از آن بحث شد ، می توان نوعی تبعیض را در اجرای احکام مدنی بین دولت و مردم مشاهده نمود که با توجه به این که قدرت و مشروعیت هر دولتی از مردم آن می باشد و تا مردم پشتیبانی ننمایند هیچ دولتی ماندگار نیست زیبنده نمی باشد که قانونگذار ما که از بطن همین مردم مسئولیت تدوین قانون را یافته است با هدفی توجیه ناپذیر اقدام به تصویب چنین مواد قانونی بنماید . اگر هدف این است که اشخاص نسبت به اموال دولتی تعرض ننمایند که به تبع آن در روند امور و خدمات دولت اخلال نمایند باید راه حل های دیگری در نظر گرفته شود نه این که با این هدف محکوم له ای که خود قدرت حاکم او را محق در خواسته ی خود دانسته است به وسیله ی این قوانین جهت رسیدن به خواسته ی خود پس از پشت سر گذاشتن مراحل دادگاهی دوباره درگیر مسائل و مشکلات اداری شود تا بتواند بعد از مدت ها به خواسته ی خود بدون دریافت هیچ خسارتی برسد .
وقتی که شورای محترم نگهبان در مورد مهلت های 8 ماهه و 6 ماهه و 4 ماهه در حراج اموال غیر منقول و منقول در ماده ی 34 قانون ثبت ، با این مضمون که « تأخیر در وصول دین در مواردی که حال و موجل شده باشد به مدت هشت ماه یا کمتر یا بیشتر نیز با موازین شرعی مغایرت دارد » آن را خلاف موازین شرع اعلام می کند . به طریق اولی مواعد یکساله و یکسال و نیم نیز در مورد دولت و شهرداری ها غیر شرعی به نظر می رسد . حقیقتاً فردی که نسبت به اموال دولت و یا شهرداری محق شناخته شده و دین آن سازمان ها به طلبکار مسجل شده است چه دلیلی دارد که محکوم له را که مسلماً ماه ها و بلکه سال ها پیگیر اثبات دین در دادگاه ها بوده ، بازهم مدتی طولانی از رسیدن به حق خود باز دارند . امری که رعایت تساوی بین اشخاص جامعه را مختل می سازد و بهتر است که چنین موادی که محکوم له را در رسیدن به حقوقش سرگردان می نماید بازبینی شده و به این نکته اندیشه شود که حق با محکوم له بوده و قانون نیز بیشتر باید از محق دفاع و حمایت نماید نه آن که پشتیبان محکوم علیه باشد .
با همه ی این تفاصیل بالاخره مواد قانونی هستند که به تصویب قانونگذار رسیده است هرچند هم تبعیض آمیز باشد باید اجرا شود اما بهتر است که در تفصیل و شمول چنین موادی تا می توانیم دامنه ی آن را بسته نگه داشته و به عمومات اجرای احکام مدنی که در مورد همه ی اشخاص اجرا می شود رجوع نماییم .
در راستای همین تفسیر مضیق ما به این نتیجه رسیدیم که :
1- ماده ی واحده ی مربوط به نحوه ی پرداخت محکوم بــه دولتی مصوب سـال 1365 صـرفاً شامل وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی می شود و مؤسسات عمومی غیر دولتی و نهادهای انقلابی و بانک مرکزی و امثالهم را شامل نمی شود . صرفاً وزارت خانه ها و مؤسسات دولتی که در قانون محاسبات عمومی ذکر شده است مشمول این قانون است .
2- با توجه به بیان عبارت(... و سایر مراجع قانونی) در قانون فوق الذکر ، سایر مراجع قانونی دولتی و غیر دولتی که در قانون پیش بینی شده اند در صورت صدور رآی قطعی علیه ادارات و مؤسسات دولتی اجرای آن مشمول این قانون می باشد .
3- در راستای توقیف اموال دولتی برخی اموال هستند که به موجب قانون خاص و یا عدم امکان استیفا محکوم به از آن استثنا هستند و قابل تأمین و توقیف حتی بعد از یکسال و نیم هم نیستند مثل اموال خاص میراث فرهنگی کشور و یا مباحات و مشترکات عمومی و ...
4- بعد از گذشت یکسال و نیم و عدم تأمین محکوم به از بودجه امکان توقیف اموال ادارات و مؤسسات دولتی وشهرداری ها هست . در عمل نیز از این مورد به عنوان حربه ای استفاده می شود در جهت این که محکوم علیه اقدام به پرداخت محکوم به نماید ؛مثلاً در رأیی که در بهمن 83 در رابطه با بیماران هموفیلی علیه وزرات بهداشت صادر شد . وزارت بهداشت محوم به پرداخت 21 میلیارد تومان به 974 نفر از این بیماران شد . اما تا اردیبهشت 1385با توجه به درخواست وزارت بهداشت مبنی بر لحاظ نمودن آن در بودجه این وزارت خانه کمسیون تلفیق مجلس نسبت به به این امر تعلل نمود و در ردیف بودجه این وزارت خانه مبلغ موضوع را لحاظ ننمود . در خرداد ما سال 85 آقای صابریوکیل مدافع این بیماران تهدید نمود که در صورت عدم پرداخت این خسارت تا پایان ماه تیرماه (یکسال ونیم بعداز صدور حکم )توقیف اموال وزارت بهداشت راازاجرای احکام دادگاه درخواست می نماییم .
که بالاخره مشکل حل شد و این خسارت قبل از تیر ماه پرداخت شد . می بینیم که چگونه وکیل بیماران هموفیلی از این حربه علیه وزارت بهداشت استفاده نمود .
5- در رابطه با بحث امکان صدور قرار تأمین خواسته علیه این نهادها هم باید گفت که وقتی تا زمان صدور رآی قطعی امکان توقیف اموال نباشد چگونه امکان دارد که اموال دولت قبل تأمین باشد چون تأمین قبل از صدور رأی معنا دارد نه بعد از صدور رأی .
6- در روند اداری هرچند هم طول بکشد تا محکوم له به خواسته ی خود برسد نمی تواند درخواست خساراتی اعم از تأخیر تأدیه ، کاهش ارزش بها و ... بنماید چون نص صریح قانون به این امر اشاره نموده است .
7- دولت صرفاً در اعمال تصدی خود مشمول این ماده ی واحده می باشد . در اعمال حاکمیت مسئولیتی متوجه دولت نیست که بخواهد مشمول این موضوع باشد یا نباشد .
8- برای سرپیچی از تکلیف نهاد مربوط در پرداخت محکوم به در صورت وجود محل و اعتبار در همان سال یا سال آینده، نیز علاوه بر خود ماده واحده قانون مجازات اسلامی نیز در ماده ی 129 ضمانت اجرا تعیین کرده است که در صورت سرپیچی منجر به انفصال شخص از خدمات دولتی می شود که در پایان به این نتیجه می رسیم که هر چند دو ماده فوق الذکر بر مبنای هدفی خاص تدوین شده است اما بهتر این بود که دولت نیز با سایر اشخاص در این موضوع مساوی بود تا باعث سر افکندگی مردم و ناامیدی آنان از دولت نشود و به نوعی دولت نیز با این قوانین پشتوانه مردمی خود را از دست ندهد.چرا که دولت در اعمال تصدی مثل سایر اشخاص به کار تجاری و اقتصادی می پردازد و دلیلی ندارد که در این زمینه با سایر اشخاص تفاوت داشته باشد . انشاءالله در آینده چنین مواد قانونی و موارد مشابه در راستای تحقق عدالت و مساوات اجتماعی بازنگری شده و طوری تدوین شوند که با این اصول سازگاری بیشتری داشته باشد .
منابع :
1- حبیب زاده ، محمد جعفر – میرزایی فدافنی ،محمد –سایت وکالت ،بخش مقالات ،مقاومت در برابر اعمال دولت
2- سایت حقوقی دادخواهی ،بخش نظریات اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضائیه
3- مجله وکانون وکلای دادگستری ،دوره جدید ،شماره 22مستثنیات دین
4- بشیری ،احمد –ماهنامه گزارش ،شماره 151فروردین 1383-بخش مقالات ،دولت و مردم زیان دیده
5- سایت سازمان امور اقتصادی و دارایی استانهای همدان و کهکلویه و بویر احمد
6- دوانی ، غلامحسین –دیوان محاسبات و قانون محاسبات عمومی ،چاپ هفتم 1385 ،انتشارات کیو مرث
7- حسینی ،سید کاظم – گودرزی ، فرح دخت اداره امور اموال – چاپ سوم 1385، انتشارات کنج دانش
8- حبیبی ، یدالله ،شرح و تفضیل اموال دولتی ،انتشارات مجد
9- حجتی اشرفی ،غلامرضا ،مجموعه قوانین مالی – محاسباتی ، چاپ چهارم 1381، انتشارات کنج دانش
10-عیار رضایی، بهمن ، مجموعه قوانین محاسباتی-حقوقی حاکم بر شرکتهای دولتی ،چاپ اول 1376
11-شهری ،غلامرضا –حسین آبادی ،امیر-مجموعه نظرهای مشورتی اداره حقوقی دادگستری در مسائل مدنی –انتشارات روز نامه رسمی
12- مهاجری ،علی-شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی ، جلد اول -چاپ دوم 1385، انتشارات فکر سازان
13-شمس ، عبدالله ،آئین دادرسی مدنی ،جلد اول –چاپ دهم زمستان 1384 ، انتشارات تدریس
14- بهرامی بهرام ، اجرای احکام مدنی ،چاپ سوم 1383 ، انتشارات سمت
15- طباطبائی مؤتمنی ،منوچهر ، حقوق اداری ،چاپ 1373، انتشارات دانشگاه تهران
16- کاتوزیان ،ناصر ، اقدامهای خارج از قرار داد ،چاپ هفتم ، انتشارات دانشگاه تهران
17- محقق داماد ، مصطفی ،قواعد فقه (بخش جزایی) چاپ دوم 1380 مرکز نشر علوم اسلامی
18- جعفری لنگرودی،محمد جعفر ، ترمینولوژی حقوق ،انتشارات گنج دانش
۱- کاتوزیان - ناصر- الزام های خارج از قرارداد صفحه ی 569
۲- شهری ، غلامرضا – حسین آبادی امیر ، مجموعه نظرهای مشورتی اداره ی حقوقی دادگستری در مسائل مدنی از سال 1358 به بعد – انتشارات روزنامه ی رسمی
۳- عیار رضایی ، بهمن – مجموعه ی قوانین مالی – محاسباتی و حقوقی حاکم بر شرکت های دولتی – چاپ 1376 صفحه ی 216
۴- نظریه ی شماره ی 10085/7 - 5/12/1382 – اداره ی کل حقوق و تدوین قوانین قوه قضائیه – سایت و کانون وکلا ، بخش نظرات مشورتی اداره ی حقوقی قوه قضائیه
۵- نظریه ی شماره ی7/5776- 26/12/1377– اداره ی کل حقوق و تدوین قوانین قوه قضائیه – سایت و کانون وکلا ، بخش نظرات مشورتی اداره ی حقوقی قوه قضائیه
خود را نرساندي به لب خشك حسين ديگر به چه رو به كربلا مي آيي